تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۹۰

شمع آمد و گفت: عمر خوش خوش بگذشتدورم همه در سوز مشوش بگذشت
گر آب ز سر در گذرد سهل بوداین است بلا کز سرم آتش بگذشت