تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۸۹

شمع آمد و گفت: کار در کار افتاددر سوختنم گریستن زار افتاد
از بس که عسل بخوردم از بیخبریدر من افتاد آتش و بسیار افتاد