شمارهٔ ۹۹
هوش مصنوعی: شمع میگوید که شبها بلکه در تب و تندری که دارد، نمیتواند آرامش یابد و هرچقدر هم که او را خاموش کنند، همچنان باید با مشکلاتش ادامه دهد و آخرین لحظات زندگیاش را سپری کند.
شمع آمد و گفت: ماندهام بیخور و خَفْتوز آتش تیز در بلای تب و تفت
هوش مصنوعی: شمع به من گفت که من بیفکر و خواب ماندهام و در سیری از آتش، در معرض درد و تب قرار دارم.
گرچه بنشانند مرا هر سحریهم بر سر پایم که بمی باید رفت
هوش مصنوعی: هرچند که مرا هر صبح زود از جایم بلند کنند، اما باید به یاد داشته باشم که مرگ محتوم است و باید به راه خود ادامه دهم.