شمارهٔ ۴۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دل خطاب میکند و از آن میخواهد که از خواب بیدار شود. او اشاره میکند که دل قول داده بود که بیفتد، و حالا زمانی فرارسیده که باید به گفتار خود عمل کند. شاعر خود را عطار معرفی کرده و به حالتی از سرگردانی و سیر در عالم جان اشاره میکند، و به پایان رسیدن گفتگوها و حرکت به سمت واقعیت را بیان میکند.
هان ای دل بیدار بخفتی آخرگفتی که نیوفتم بیفتی آخر
هوش مصنوعی: ای دل بیدار، تو که به خواب رفتی، حالا به یاد داشته باش که اگر فکر کنی نمیافتی، در واقع به زمین خواهی افتاد.
ای جان شده عطّار و ز جان آمده سیربسیار بگفتی و برفتی آخر
هوش مصنوعی: ای جان، تو همچون عطّار هستی که از جان خود سفرهای زیادی کرده است. تو بسیار سخن گفتی و در نهایت هم از این دنیا رفتی.