تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۴۲

مرغی دیدم نشسته بر ویرانیدر پیش گرفته کلّهٔ سلطانی
میگفت بدان کلّه که ای نادانیدیدی که بمردی وندادی نانی