بخش ۴۱ - سؤال کردن مرید از پیر در حقایق فرماید
هوش مصنوعی: این شعر درباره جستجو برای حقیقت و شناخت خداوند است. شاعر در گفتگو با یک پیر حقیقت، به بررسی مفاهیم بندگی و سلطنت میپردازد و به این نتیجه میرسد که حقیقت در درون خود انسانها نهفته است. او بیان میکند که حقیقت و شریعت با هم در ارتباطاند و شریعت راهنمایی برای شناخت حقیقت است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که همه چیز در واقعیّت به شناخت خویش برمیگردد و انسان باید در جستجوی حقیقت درونی باشد، زیرا در عمق وجود خود، خداوند و حقیقت را مییابد. این سرود به تأمل در مفهوم عشق، بندگی و خلوص نیز اشاره دارد و به انسان میآموزد که برای رسیدن به حقیقت باید از خود غفلت نکرد و بهدنبال شناخت کشور درون باشد.
یکی کرد است از پیر حقیقتسؤالی تا بگفت او از شریعت
هوش مصنوعی: یکی از افراد با تجربه و بزرگ در زمینه حقیقت، سؤالی پرسید و او در پاسخ به این پرسش، به موضوع شریعت اشاره کرد.
سؤالی کرد وی یکی روز از پیرکه ای تو جان همه شاه و همه میر
هوش مصنوعی: روزی، فردی از انسانی دانا و مطمئن پرسید که تو جان همه شاهان و بزرگزادگان هستی.
توئی دانم که تو شاه و امیریحقیقت در حقیقت دستگیری
هوش مصنوعی: من میدانم که تو حقیقتاً شاه و بزرگترین مقام هستی و در واقع، به یاری دیگران میپردازی.
تو دیشب حالتی بودت در اسرارچنانت شکر بد اندر بر یار
هوش مصنوعی: تو دیشب حالتی داشتی که در دل خود رازهایی پنهان بود و باعث شد شکر و محبت در وجودت به یار تو برگردد.
که بیخود گشته بودی در احد تویکی اسرار راندی سخت بد تو
هوش مصنوعی: تو بیجهت در کوه احد سرگردان شده بودی و رازی را افشا کردی که به ضرر تو بود.
چنان در بیخوی بیعقل بودیکه خود میگفتی و خود میشنیدی
هوش مصنوعی: تو آنقدر در غفلت و نادانی غوطهور بودی که در عین حال که میگفتی، خودت هم نمیتوانستی بشنوی.
منت حاضر بُدم تا راز گفتیبسر دیگر همین سر باز گفتی
هوش مصنوعی: من در انتظار حضور تو بودم تا رازی را فاش کنی، اما در پایان همان موضوع قبلی را دوباره مطرح کردی.
چنین میگفتی آنگاهی در اسرارندانم تا بدی آنگه خبردار
هوش مصنوعی: تو چنین میگفتی که در آن هنگام، به رازهایی پی نمیبرم و تا زمانی که بدی را درک نکنم، از آن آگاه نخواهم شد.
چنین میگفتی آن دم صاحب رازکه نامد هیچکس بی تو دگر باز
هوش مصنوعی: آن لحظه کسی که رازهای درونی را میدانست میگفت: هیچ کس دیگر بدون تو برنمیگردد.
تو شاهی لیک امروزی تو بندهدر اینجاگه ترا دانم پسنده
هوش مصنوعی: تو شخصی با مقام و بزرگی، اما امروز در این مکان من تو را در جایگاه بنده میشناسم و این را برای تو مناسب میدانم.
من اوّل بنده بودم در بر توکنونم شاه وین دم سرور تو
هوش مصنوعی: در ابتدا من بندۀ تو بودم، اما اکنون به مقام بلندی رسیدهام و در این لحظه به عنوان مایه خوشحالی و شادی تو به شمار میآیم.
تو این دم بندهٔ من شاه گشتهکه هستم این زمان آگاه گشته
هوش مصنوعی: این لحظه، من در مقام بندهای هستم که مانند یک شاه احساس بزرگی و آگاهی دارم.
نبودم اوّل اینجاگه خبردارشدم این لحظه من از خواب بیدار
هوش مصنوعی: من در ابتدا در این مکان نبودم، اما اکنون به یکباره بیدار شدم و از خواب آگاه شدم.
کنونم شد خبر کایندم تو هستیحقیقت بندهٔ و بت پرستی
هوش مصنوعی: حالا فهمیدم که تو واقعاً حقیقتی و من بندهی تو و عاشق تو هستم.
تو این دم بت پرست و بنده باشیچو خورشیدی کنون تابنده باشی
هوش مصنوعی: در این لحظه ممکن است که به یک ایزد یا چیز بزرگتری ایمان داشته باشی، اما اکنون مانند خورشید درخشان و تابان هستی.
همی گفتی شبی بیهوش آندمدر آن حیرت شدی بیهوش یکدم
هوش مصنوعی: تو شب را میگفتی که در آن لحظه به شدت متحیر و گیج شدهای و ناشی از آن حال، بیهوش میمانی.
مگو ای شیخ دیگر مر چنین رازترا دادم در اینجاگه خبر باز
هوش مصنوعی: ای شیخ، نگو که دیگر چنین رازی را در اینجا به تو گفتم و خبری در این مورد نده.
منه بیرون تو پا از حدّ خویشتوگرنه صد بلا آید به پیشت
هوش مصنوعی: به خودت کنترل داشته باش و از مرزهای خود خارج نشو، وگرنه مصائبی به سراغت میآید.
منه بیرون تو پای از حدّ رفتارسخن میگوی شیخا و خبردار
هوش مصنوعی: در اینجا به کسی گفته میشود که از حدود رفتار و رفتار خود خارج نشود و به توصیهها و نکات مهم توجه کند. در حقیقت، باید به صحبتهای حکیمانه و هشداردهنده احترام گذاشت و خود را کنترل کرد.
چگونه بنده گردد حق در اینجامرا برگوی این مطلق در اینجا
هوش مصنوعی: چگونه میتواند حق در این مکان بنده شود؟ لطفاً به من بگو که این حقیقت مطلق در اینجا چیست؟
جوابش گفت گفت آندم پیر نوریکه دریابی اگر صاحب حضوری
هوش مصنوعی: پاسخ او را در آن لحظه بگو، ای پیر روشن، اگر کسی هستی که توانایی درک عمیق را داشته باشی.
که حق بنده است بنده بنده باشدیقین او یافت کو را زنده باشد
هوش مصنوعی: هر کس که بنده خدا باشد و به حقیقت ایمان داشته باشد، باید یقین کند که او زنده است و در زندگیاش همچنان به راه خود ادامه میدهد.
اگر مرد رهی میدان بتحقیقکه او بنده است در یاب این تو توفیق
هوش مصنوعی: اگر کسی در میدان زندگی مرد و شجاع باشد، باید بداند که او در واقع بنده و خدمتگزار است. این را درک کن که این درک به تو کمک میکند تا توفیق پیدا کنی.
نه او میآورد او میبرد بازیقین میدان در اینجاگه تو این راز
هوش مصنوعی: او نه تنها چیزی را به تو میدهد، بلکه چیزهایی را نیز از تو میگیرد. یقیناً در این مکان میدانی که این موضوع یک راز است.
که او در تست اینجا حاصل تستحقیقت صورت جان ودل تست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که او در اینجا به حقیقت وجود و ماهیت انسان پی برده و درک عمیقی از جان و دل دارد.
سراپای تو او دارد حقیقتهمه او دان و بنگر دید دیدت
هوش مصنوعی: تمام وجود تو حقیقتی است که او دارد؛ پس او را بشناس و با دقت به آنچه میبینی نگاه کن.
ببین و خوش بدان ای دیو دریابز من اکنون در اینجاگه خبریاب
هوش مصنوعی: به تماشا بنشین و خوشحال شو، ای دیو! از من بدان که اکنون در این مکان خبری وجود دارد که باید به آن پی ببری.
اگر چیزی همی دانی در این سرترا میگویم اینجاگه بظاهر
هوش مصنوعی: اگر چیزی میدانی، به تو میگویم که اینجا ظاهراً قرار دارد.
چنان در تست اینجا غمخور تونظر کن اندرون خواب و خور تو
هوش مصنوعی: به دقت به وضعیت من توجه کن، در حالی که در خواب و آرامش خود هستی.
اگر تو میخوری مر آب و نانتحقیقت او نهد اندر دهانت
هوش مصنوعی: اگر تو از آب و نانی که میخوری لذت میبرسی، این حقیقت به درونت راه پیدا میکند و تو را nourishes میکند.
کند اینجا ترا خدمت ندانیدگر دریاب این راز نهانی
هوش مصنوعی: این جا کسی به تو کمک نمیکند، پس این راز پنهان را درک کن و برای خودت روشنش کن.
نمیدانی چو اندر خواب باشیکه در بحری مثل غرقاب باشی
هوش مصنوعی: نمیدانی وقتی در خواب هستی ممکن است در شرایطی سخت و دشوار قرار داشته باشی.
تو درخواب و دلت بیدار باشدترا او محرم اسرار باشد
هوش مصنوعی: یعنی ممکن است که تو در خواب باشی، اما دل تو باخبر و آگاه است و این دل میتواند رازهای تو را برملا کند.
نمیدانی که اندر قربتی توکه مر آن شاه دائم خدمت تو
هوش مصنوعی: نمیدانی که در نزدیکی تو چه کسی است که همیشه در خدمت توست و او همان شاه بزرگ است.
چو خدمت میکند شاه و تو فارغکجا دانی نداری عقل بالغ
هوش مصنوعی: وقتی که شاه خدمت میکند و تو در حالت بیخیالی هستی، چطور میتوانی بفهمی که عقلی کامل نداری؟
حقیقت گرچه اینجا بندهٔ یارترا چون بنده است از وی خبردار
هوش مصنوعی: حقیقت، حتی اگر به نظر برسد که در اینجا به عشق تو وابسته است، مانند یک بنده از او خبر دارد و او را درک میکند.
حقیقت گرچه اینجا یار بنده استدل و جانت هنوز از یار زنده است
هوش مصنوعی: با اینکه حقیقت در اینجا در کنار من است، اما هنوز دل و جانت به خاطر محبوب و دوستت زنده و شاداب است.
تو شاید گر شوی امروز بندهچنین بهتر بود اینجا پسنده
هوش مصنوعی: شاید امروز اگر به بندگی من درآیی، بهتر باشد که اینجا بمانی.
اگر تو بنده باشی شاه گردیدر آخرگه از این آگاه گردی
هوش مصنوعی: اگر به خدمت دیگران درآیی و خود را در مسیر اطاعت و خدمتگذاری قرار دهی، در نهایت به مقام و جایگاه بالایی خواهی رسید و این حقیقت را درک خواهی کرد.
اگر آگاه گردی شاه بنده استچو سجن است این جهان در سوی بنده است
هوش مصنوعی: اگر دانا شوی و آگاه به حقیقت، مانند یک پادشاه خواهی بود، و این دنیا همچون زندانی است که به سمت بنده و مخلوق پر است.
چنین افتاد با او عشق بازیکند او باتو اینجا عشقبازی
هوش مصنوعی: چنین اتفاقی افتاد که او عاشقانه با تو بازی کند و در اینجا عشق را با تو تجربه کند.
اگر آگهی از اسرار اینجاحقیقت بنده بنگر یار اینجا
هوش مصنوعی: اگر از رازهای این مکان باخبر شوی، حقیقتاً بندهای را خواهی دید که یارش در اینجا است.
عجب مقلوب افتادست این رازندانم تا کرا برگویم این راز
هوش مصنوعی: این راز چنان معکوس و پیچیده شده که نمیدانم به که بگویمش.
نه اسراریست این در خورد هر کسابا خود گفتم این اسرار کل بس
هوش مصنوعی: این موضوع برای هر کسی قابل درک نیست؛ اما برای خودم توضیح دادهام که این رازها، همهچیز را شامل میشود.
ندارد آگهی کس زین معانیمنت گفتم کجا این سر بدانی
هوش مصنوعی: هیچکس از این معانی خبر ندارد، گفتم که کجا میتوانی سر این موضوع را بفهمی.
منت گفتم نمییابی تو این راولی کی یابی این عین الیقین را
هوش مصنوعی: گفتم که تو هرگز این را نخواهی یافت، اما چه زمان این واقعیت واقعی را درک خواهی کرد؟
که خود با شاه بینی شاه با خویشحجابت رفته باشد کلّی از پیش
هوش مصنوعی: آدمی که خود را در جایگاه سلطنت ببیند، ممکن است نتیجه بگیرد که دیگر حضور و حجاب شاه از بین رفته و او به کلی برتر شده است.
حجابت هیچ نبود در زمانهیکی باشد حقیقت جاودانه
هوش مصنوعی: حجاب تو در این دنیا هیچ تاثیری ندارد و در نهایت، حقیقتی که همیشه وجود دارد، درخشان و پایدار است.
تو با شاه حقیقت او تو بینینباشد اندر اینجاگه دوبینی
هوش مصنوعی: تو فقط حقیقت را ببین و به چیزهای غیر واقعی توجه نکن، زیرا در این مکان نمیتوان دو واقعیت را همزمان درک کرد.
دوبینی هیچ نبود جز عنایتیکی باشد ابا تو جان جانت
هوش مصنوعی: هر چیزی که به نظر میرسد در واقع فقط به خاطر لطف و توجه یکی است، و این توجه به تو، جان تازهای به تو میبخشد.
چو اندر قربت آن ذات آئیحقیقت بیشکی نی مات آئی
هوش مصنوعی: وقتی به حقیقت آن موجود نزدیک میشوی، به طور قطع دیگر نمیتوانی از آن دور شوی.
تو او گردی و او خود جملگی تستتو او جوئی اگرچه او ترا جست
هوش مصنوعی: اگر تو به جستجوی او بپردازی، در واقع خود او هستی و همه چیز در وجود توست. هرچه او را در این جستجو پیدا کنی، در واقع به خودت میرسی.
حقیقت طالب و مطلوب یاراستحقیقت عاشق و معشوق یار است
هوش مصنوعی: حقیقت، عاشق و معشوق یکدیگرند و در عین حال، همدیگر را طالب و مورد خواست قرار میدهند. این رابطه نشاندهندهی پیوند عمیق بین عشق و محبوبیت است.
حقیقت بنده و شاهست جانانکه بیشک خویش آگاهست جانان
هوش مصنوعی: حقیقت این است که من و محبوبم، همانطور که او نسبت به خودش آگاه است، به خوبی نسبت به یکدیگر آگاهیم.
اگر خواهد نماید شاه اینجاکه تا بنده کند آگاه اینجا
هوش مصنوعی: اگر شاه بخواهد که در اینجا نشان دهد که بندگان را آگاه کند، این کار را انجام میدهد.
چو هر دو اوست اینجا صاحب رازهمیشه جان جان دارد یقین باز
هوش مصنوعی: هر کجا که هر دو (معنا و حقیقت) حضور دارند، صاحب راز زندگی همواره آگاه است، و این آگاهی به او جان تازهای میبخشد.
که شاه اینجاست اندر بنده پیداچو خورشید فلک تابنده اینجا
هوش مصنوعی: شاه اینجا حضور دارد و بندهای در مقابل او نمایان است، مانند خورشیدی که در آسمان می درخشد.
حقیقت بندهٔ توت شاه جانانستترا اینجایگه خورشید تابانست
هوش مصنوعی: حقیقت، فدای تو و محبوب حقیقی است. تو در این مکان، مانند خورشید درخشان هستی.
کجائی این زمان عطّار ماندهاز این گفتار در دلدار مانده
هوش مصنوعی: کجایی تو؟ زمانهی من پر از یادهای عطّار است و این سخنان در دل محبوبم جا ماندهاند.
حقیقت میکنی اسرار او فاشمرو بیرون زخویش و با خبر باش
هوش مصنوعی: وقتی به حقیقتی پی میبری که آن را درون خود داری، سعی نکن آن را به دیگران بگویی. بهتر است خودت را از این راز دور نگهداری و آگاه باش که چه چیزی را باید حفظ کنی.
که میداند که این اسرار چونستمعیّن شد که عقلت در جنونست
هوش مصنوعی: کسی که از اسرار و حقایق آگاه است، میداند که عقل انسان در برخی مواقع به جنون نزدیک میشود.
نگفتندم بیا این راز اینجاتو میگوئی حقیقت باز اینجا
هوش مصنوعی: به من نگفتهاند که این راز را در اینجا بازگو کن، اما تو در اینجا حقیقت را بیان میکنی.
نگفتندم بیا این پیش هر کسدر اینجا تو حقیقت گفتهٔ بس
هوش مصنوعی: هرگز نگفتهاند که تو حقیقت خود را در حضور هر کسی بیان کنی، زیرا در اینجا سخنهای زیادی وجود دارد که باید به آنها توجه کرد.
نگفتندم بیا و گفتهٔ تودُرِ این راز اینجا سُفتهٔ تو
هوش مصنوعی: به من نگفتند که بیا و راز تو را همگان در اینجا فهمیدهاند.
مگو عطّار و همچون انبیا باشدر این معنی حقیقت با وفا باش
هوش مصنوعی: بیهوده سخن مگو و مانند پیامبران در این زمینه راستگو و وفادار باش.
اگر اینجایگه عین خدائیمکن با جان جانت بیوفائی
هوش مصنوعی: اگر در این مکان مانند خدا رفتار نکنی، با جان جانت خیانت نکن.
چو میدانی که این ناگفتنی استدُرِ اسرار کل ناسفتنی است
هوش مصنوعی: وقتی میدانی که این موضوع را نمیتوان به زبان آورد، مانند گنجینهای از اسرار است که قابل بیان نیست.
چو گفتی این زمان گستاخ داریحقیقت لایق شمشاخ داری
هوش مصنوعی: زمانی که تو این حرف را میزنی، نشاندهنده این است که جسارت و شجاعت داری و لیاقت تو باارزش است.
اگر اسرار میگوئی دگر بارمگو با هیچکس اینجا در اسرار
هوش مصنوعی: اگر رازی را با کسی در میان میگذاری، دوباره آن را با هیچکس دیگر در اینجا بازگو نکن.
دگر باره چنین اسرار مطلقکه این سر برتر آمد از اناالحق
هوش مصنوعی: این بار دوباره رازهایی را بازگو میکنم که این مقام عالی از حقیقت نهایی ناشی شده است.
حکایت شد یقین کآنجا چنین استکه این رمز از عیان عین الیقینست
هوش مصنوعی: اینجا روشن شده است که این موضوع به حقیقتی عینی و واضح اشاره دارد، و آنچه گفته شده، بر اساس تجربه و شناخت واقعی است.
ولیکن خورد هر کس آن بدیدارنباید جز که سر یا صاحب اسرار
هوش مصنوعی: هرکس که به جمال محبوب نرسد، نباید جز افراد خاص و باخبر از رازها، آن را ببیند.
همه مردان ره خاموش گشتنددر این اسرارها بیهوش گشتند
هوش مصنوعی: تمام مردان در راه سکوت کردند و در برابر این رازها بیخبر و بیهوش شدند.
چو پنهان کرد این سرّ یار در خویشمگو دیگر در اینجا بی شاز پیش
هوش مصنوعی: وقتی یار این راز را در دل پنهان کرد، دیگر در اینجا سخن نگو و از آن یاد نکن.
چو پنهان کردمم پنهان کن اینجانظر در قربت جانان کن اینجا
هوش مصنوعی: وقتی که راز خود را پنهان کردم، تو هم اینجا آن را پنهان کن و در عشق محبوب به من نگاه کن.
چو دلدارت ادب دارد حقیقتمنه مر پای بیرون از شریعت
هوش مصنوعی: وقتی محبوبت آداب و احترام را رعایت میکند، حقیقت مرا از مسیر دین و شریعت خارج نکن.
ادب چیزیست بیرون از دل و جانادب مر دوستدار سرّ جانان
هوش مصنوعی: ادب امری است که جدا از دل و روح وجود دارد و کسی که به ادب وابسته است، علاقهمند به اسرار معشوق است.
همه اندر اَدَب باید نمودندر کل با اَدَب باید گشودن
هوش مصنوعی: همه باید به آداب و رفتار مناسب توجه کنند و برای برقراری ارتباطات صحیح، باید با ادب و نزاکت برخورد کنند.
بقدر هر کسی بسیار گفتتیمنه با هر کس همه با یار گفتیم
هوش مصنوعی: ما به اندازهی هر فردی با او صحبت کردیم، اما با هر کسی تنها با یار خود گفتگو کردیم.
سخن ما را همه با دید یار استبیانم جملگی توحید یار است
هوش مصنوعی: سخنان ما از دیدگاه محبوب است و تمام صحبتهایمان در مورد وحدت اوست.
همه در سرّ توحیدست اسرارکه میگوید حقیقت دید عطّار
هوش مصنوعی: تمام حوادث و رازهایی که در عالم وجود دارد، به یگانگی و توحید بازمیگردد، و این حقیقت را عطّار به زیبایی بیان کرده است.
همه در سرّ توحیدم بیانستولیکن هر کس این سر کی بدانست
هوش مصنوعی: همه در حقیقت و راز یکتایی خداوند آشکار است، اما هر کسی نمیتواند این راز را درک کند و به آن پی ببرد.
رموزی بود اینجا باز گفتیمیقین با دید صاحب راز گفتیم
هوش مصنوعی: در اینجا نکتهای را که قبلاً گفته بودیم، با اطمینان بیان کردیم و این مطلب را با فردی که به رازها آگاه است، مطرح کردیم.
رموزی بود میدانند مردانبگفتم این زمان در چرخ گردان
هوش مصنوعی: مردان دانا و با تجربه رازهایی را میشناسند. من در این زمان، در حال حرکت در دنیای متغیر و پرنوسان هستم.
رموزی بود از اعیان همه رازکه دادم عاشقان را زان خبر باز
هوش مصنوعی: رازهایی وجود داشت که در دل افراد برجسته پنهان بود. من این اطلاعات را به عاشقان دادم تا از آن آگاه شوند.
مرا این دم سخن آخر رسیداستکه دریابم کنون پایان پدیداست
هوش مصنوعی: این لحظه، moment مهمی برای من است؛ چرا که به پایان یک دوره از زندگیام نزدیک میشوم و باید از آن آگاه شوم.
منم غوّاص اندر بحر اسرارشدستم بیشکی اینجا خبردار
هوش مصنوعی: من در عمق دریای رازها غوطهور و مشغول هستم و بیتردید در اینجا آگاهی دارم.
درون بحرم و جوهر بدیدهکنون در قربت جوهر رسیده
هوش مصنوعی: درون دریا و عمق آن را ببین؛ حالا که به دوری و جدایی رسیدهای، اصل و ماهیت را درک کن.
چو جوهر یافتم هم اصل اینستچو بحر اصل است و جوهر وصل اینست
هوش مصنوعی: وقتی به جوهر اصلی پی بردم، فهمیدم که اصل آن این است؛ همانطور که دریا اصل است و جوهر به آن متصل است.
کنون من جوهرم در بحر جانمکه هر لحظه دُر و گوهر فشانم
هوش مصنوعی: حالا من مثل جوهری در عمق وجودم هستم که در هر لحظه گنج و زیبایی از خودم بیرون میریزم.
حقیقت بندهٔ دیدار شاهمهمیشه صاحب اسرار شاهم
هوش مصنوعی: حقیقت همیشه به کسی تعلق دارد که شاه را ببیند و به او نزدیک باشد، و این نزدیک بودن به او باعث میشود که به رازهای او نیز آگاه شود.
منم آن لحظه بیشک بندهٔ شاهچو هستم من ز شاه خویش آگاه
هوش مصنوعی: من در آن لحظه بهطور قطع بندهٔ آن پادشاه هستم، زیرا از پادشاهی خود آگاه و آشنا هستم.
خبردارم که این دم بندهام منچو خورشیدم عجب تابندهام من
هوش مصنوعی: میدانم که در این لحظه، من مانند خورشید درخشان هستم و نور و تابش خاصی دارم.
منم امروز بیشک بندهٔ یارکه هستم من ز شاه خود خبردار
هوش مصنوعی: امروز بهروشنی میدانم که به دوست محبوبم وابستهام، زیرا از مقام و موقعیت خود آگاه هستم.
منم امروز بیشک بندهٔ شاهکه هستم من ز شاه عشق آگاه
هوش مصنوعی: من امروز به راستی بندهٔ کسی هستم که او شاه است و من از عشق او به خوبی مطلع هستم.
منم امروز بیشک بندهٔ دوستحقیقت مغز معنی دیده در پوست
هوش مصنوعی: امروز من بهطور قطع بندهٔ حقیقت دوست هستم و معنای واقعی را در ظاهر و پوست میبینم.
منم امروز بیشک بندهٔ خویشحجاب خویش را برداشته خویش
هوش مصنوعی: امروز به وضوح میگویم که من بندهٔ خودم هستم و پردههایی که بر خود کشیده بودم را کنار زدهام.
منم شاه و شده بنده در اینجاچو خورشیدی و تابنده در اینجا
هوش مصنوعی: من در اینجا مانند یک شاه سلطنت میکنم و دیگران به نوعی به من خدمت میکنند، مثل خورشید که درخشان و روشنایی بخش است.
منم شاه و منم بنده حقیقتولی عزت یقینم در شریعت
هوش مصنوعی: من هم پادشاه هستم و هم بنده حقیقت، اما افتخار و ارزش واقعی من در پیروی از اصول دینی است.
ز بهر عزّت شرعم پسندهمنم مر شاه را امروز بنده
هوش مصنوعی: برای حفظ آبرو و اعتبارم، من امروز به مقام شاه بندهوار خدمت میکنم.
اگر مرد رهی ای صاحب اسرارز سرّ بندگی اینجا خبردار
هوش مصنوعی: اگر تو در راه هستی و صاحب دانش و اسرار، از رازهای بندگی در اینجا آگاه شو.
شدی اکنون خبردار از حقیقتکنون میباش کل راز حقیقت
هوش مصنوعی: حالا که به واقعیت پی بردی، دیگر تمام اسرار حقیقت را بشناس.
توئی امروز هر چیزی که بینیحقست این جمله گر صاحب یقینی
هوش مصنوعی: امروز هر چیزی که مشاهده میکنی حقیقت است، اگر به حقیقت باشد، و این امر برای کسی که به یقین رسیده باشد، به روشنی قابل درک است.
توئی امروز اینجا ذات ماندهچرائی اندر این ذرّات مانده
هوش مصنوعی: شما امروز در اینجا هستید و دلیل اینکه این ذرات (یا عناصر) در این مکان باقی ماندهاند چیست؟
توئی امروز بیشک ذات اللّههمه از بهر آن گفتم که آگاه
هوش مصنوعی: تو امروز حقیقتی از ذات خداوندی هستی و من این را گفتم تا آگاه باشی.
شوی و باز بینی روی جانانسوی اصل یقین در کوی جانان
هوش مصنوعی: بیا و دوباره نگاهی به زیبایی محبوب بینداز و به حقیقت در دنیای او نزدیک شو.
کنون گر عاشق دیدار یاریز بهر کشتن اینجا پایداری
هوش مصنوعی: اکنون اگر عاشق در آغوش یار باشد، باید برای رسیدن به او و داشتن این لحظهی دلپذیر، سرسختی و پایداری نشان دهد.
دمی غافل مباش از خویش زنهارنظر میکن ز هر چیزی رخ یار
هوش مصنوعی: لحظهای غافل نشو از خودت، مواظب باش و به هر چیزی که نگاه میکنی، چهره یار را در نظر داشته باش.
همه او بین و جز وی هیچ منگروصال این است هان ازوصل برخور
هوش مصنوعی: همه چیز را فقط در نظر او ببین و به جز او به هیچ چیز دیگری نگاه نکن. اینجا همان وصل و پیوستگی است، پس از این پیوستگی بهرهمند شو.
همه اوئی و در وی بی نشان شوحقیقت تو ز بود خود نهان شو
هوش مصنوعی: همه چیز در اوست و او در همه چیز، پس حقیقت خود را از وجود خود پنهان کن.
همه او بین که او کلّی بدید استتو پنداری که ذاتش ناپدیدست
هوش مصنوعی: همه چیز به او وابسته است و او همه را در نظر دارد؛ تو ممکن است فکر کنی که وجودش ناپیداست.
منم غوّاص اندر بحر اسرارحقیقت باز دیده روی دلدار
هوش مصنوعی: من در عمق دریای اسرار حقیقت غوطهورم و با نگاهی به چهره محبوب، به جستجوی رازها میپردازم.
همه او بین اگر اسرار دانیچو کلّی اوست کلّی یار دانی
هوش مصنوعی: اگر به اسرار او پی ببری، میفهمی که او کل وجود است و درواقع، همه چیز به او وابسته است.
حقیقت عاشقان کار دیدهکه ایشانند اینجا یار دیده
هوش مصنوعی: عاشقان واقعی کسانی هستند که فقط با چشم دل، یار خود را میبینند و آنچنان از عشق پر شدهاند که در این دنیا احساس وجود وی را در کنار خود میکنند.
طلب کردند اینجا دید دلداربآخر چون شدند اینجا خبردار
هوش مصنوعی: در این مکان، دیدار معشوق را طلب کردند و وقتی به اینجا رسیدند، از آنچه که باید باخبر شدند.
نظر کردند و در خود یار دیدنداگرچه رنج با تیمار دیدند
هوش مصنوعی: با دقت و توجه به خود نگریستند و در عمق وجودشان محبوبی را مشاهده کردند، هرچند که رنج و سختی را در کنار مراقبت و محبت تجربه کردند.
همه معشوق خود دیدند آخرسخن ازدوست بشنیدند آخر
هوش مصنوعی: همه به معشوق خود رسیدند و در نهایت حرف از دوست به میان آمد.
اگر فانی شوی یک لحظه از یاربچشم تو نماید لیس فی الدّار
هوش مصنوعی: اگر لحظهای از یار خود دور شوی، هیچ چیز در این دنیا به چشمت نخواهد آمد.
وگر باقی شوی بنمایدت دوستحقیقت مغز خود اندر شوی پوست
هوش مصنوعی: اگر باقی بمانی، دوست واقعیات را به تو نشان میدهد. در واقع، حقیقت وجود تو را به قلبت میسپارد و این مقام عمیقتر از ظواهر است.
اگر فانی شوی در عین باقیترا دلدار خواهد بود ساقی
هوش مصنوعی: اگر خود را در عشق و حالتی عمیق غرق کنی، همیشه محبوب و دلبر تو در کنارت خواهد بود.
چو ساقی بیشکی دلدار آیددل و جان صاحب اسرار آید
هوش مصنوعی: وقتی معشوق با لبخندی دلنواز میآید، تمام وجود انسان لبریز از عشق و رازهای نهفته میشود.
چو ساقی جان جانست اندر اینجاترا خورشید رخشانست اینجا
هوش مصنوعی: وقتی ساقی در اینجا حاضر است، جان و روح زندهای را به ارمغان میآورد و در این مکان، تو چون خورشیدی درخشان هستی.
می از وی نوش بیجام و قرابهدو روزی باش شادان زین خرابه
هوش مصنوعی: از این معشوق بادهای بنوش و دو روزی را در این ویرانه شاد زندگی کن.
خراباتی است دنیا در خرابیاگر ساقی در اینجاگه بیابی
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک خرابهای است که اگر در این مکان، یک بادهنگار پیدا کنی، همه چیز را بهبود میبخشد.
خوری جامی و بس بیهوش گردیز پر گفتن بکل خاموش گردی
هوش مصنوعی: وقتی جرعهای مینوشی، به قدری مست میشوی که از گفتن حرفها بیخبر میمانی و دیگر چیزی نمیگویی.
خراباتی است دنیا پر ز غوغادر او هر لحظه صد شور است و شرها
هوش مصنوعی: دنیا مکانی شلوغ و پرهیاهو است، که در هر لحظه صدای شور و اشتیاق و آشفتگی در آن به گوش میرسد.
خراباتی است دنیا تا بدانیدر او پیدا همه راز نهانی
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک میخانه است که در آن میتوانی همه رازهای پنهان را پیدا کنی.
فنا خواهی شدن در این خراباتحقیقت باز ره کل از خرافات
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به حقیقت واقعی دست پیدا کنی، باید از دنیای سرابها و تصورات بیاساس گذر کنی و به عالم حقیقت نزدیک شوی.
چو آخر کار ما این اوفتاداستچرا جانم در اینجاگاه شاداست
هوش مصنوعی: اگر در نهایت کار ما به این سرنوشت رسید، پس چرا وجودم در این لحظه خوشحال است؟
ولی شادی جان از بهر دید استکه جان پیوسته در گفت و شنید است
هوش مصنوعی: شادی واقعی وابسته به دیدار است، چرا که روح همیشه در حال گفتگو و تبادل نظر با دیگران است.
ز جانان گفت جان بسیار اینجاکه تادریافت اودلدار اینجا
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که عشق و علاقه به محبوب، باعث شده است که وجود شخص بسیار در این مکان احساس شود. به نوعی، با وجود آن محبوب، دل پر از اشتیاق و yearning است و فرد انتظار دارد تا دوباره او را در اینجا ملاقات کند.
حقیقت دید در وی بی نشان شدحقیقت جان دراینجا جان جان شد
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که در درک حقیقت، نشانهای از آن مشاهده میشود و جان انسان به معنای واقعیاش در این حالت تأثیرگذار و زنده میگردد.
دم عین حقیقت شرع افتادهمه در شرع شد تقریر و بنیاد
هوش مصنوعی: زمانی که حقیقت و واقعیت به درستی نمایان شد، همه چیز در شرع و قوانین دینی به وضوح بیان و مشخص شد.
شریعت رهنمون شد با حقیقتنمودم رخ حقیقت در شریعت
هوش مصنوعی: شریعت (قوانین و اصول دینی) مرا به سوی حقیقت هدایت کرد و من چهره حقیقت را در شریعت مشاهده کردم.
عیان شرع زین تحقیق پیداستچه غم چون این زمان توفیق پیداست
هوش مصنوعی: واضح است که حقیقت دین در این واقعیت مشخص است. چه دلیلی برای نگرانی وجود دارد وقتی که در این زمان، توفیق و موفقیت حاصل شده است؟
شریعت کرد آگاهم ز اسرارکه من در خویش میبینم رخ یار
هوش مصنوعی: شریعت به من آگاهی داد از رازهایی که من در وجود خود، چهره محبوب را میبینم.
شریعت کرد آگاهم تمامتکه تادریافتم سرّ قیامت
هوش مصنوعی: شریعت به من آگاهی کامل داد تا اینکه راز قیامت را دریافت کردم.
شریعت کرد آگاهم ز هر چیزحقایق هم از او دریافتم نیز
هوش مصنوعی: دین و قوانین شریعت مرا به شناخت هر چیزی آگاه کرد و همچنین از او حقایق را نیز یاد گرفتم.
شریعت یافتم تا کل شدم مناگرچه اصل فطرت گِل بُدم من
هوش مصنوعی: من به دست آموزهها و قوانین دینی رسیدم و از طریق آن به کمال و نزدیکی به حقیقت رسیدم، هرچند که در اصل وجودم ساختاری خاکی و مادی داشتم.
شریعت یافتم تا یار دیدمرخ دلدار در خود باز دیدم
هوش مصنوعی: وقتی که یاری را ملاقات کردم، در چهره او جلوهای از محبوب واقعی را در وجود خود یافتم.
شریعت یافتم در جزو و کل ذاتوز آنجا گفتهام در عین آیات
هوش مصنوعی: من در جزئیات و کلیات ذات، شریعت را یافتهام و از آنجا در عین آیات، سخن گفتهام.
شریعت یافتم با عین تقویمرا بنمود کل دیدار مولی
هوش مصنوعی: با چشمان تقوی، راهی درست و صحیح را یافتم که همه چیز را به من نشان داد و به من حالتی نسبت به مولی و حقیقت بخشید.
شریعت یافتم در دیدن جانانیکی گشتم من از توحید جانان
هوش مصنوعی: در دیدن یار و معشوق، به حقیقت دینی پی بردم و از یگانگی و وحدت او یکپارچه شدم.
شریعت برتر از کون و مکانستدر او تقوی ببین گر جان جانست
هوش مصنوعی: شریعت برتر از جهان و مکان است؛ در آن تقوی را ببین اگر جان واقعی وجود دارد.
کسی کاندر شریعت راه برده استحقیقت ره بسوی شاه برده است
هوش مصنوعی: کسی که در دین و شریعت راه را پیدا کرده، حقیقت و واقعیت را به سوی ذات مقدس الهی هدایت کرده است.
کسی کاندر شریعت یافت اسرارز دید یار شد اینجا خبردار
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر دین و شریعت، حقایق و رازهای عمیق را از نگاه محبوبش دریافت کند، در اینجا به آگاهی و بیداری میرسد.
خبردار آمد از کشفِ شریعترخ جانان بدید اندر حقیقت
هوش مصنوعی: خبر به من رسید که شریعت از پرده برون آمده و حقیقت وجود محبوب را دیدم.
حقیقت در همه موجود دیدمنظر کردم همه معبود دیدم
هوش مصنوعی: در تمامی موجودات، حقیقت را مشاهده کردم و در هر چیزی، معبود را یافتم.
حقیقت در همه پیداست اینجاولی جمله عجب یکتاست اینجا
هوش مصنوعی: در این جا حقیقت به وضوح قابل مشاهده است، اما همه چیز در عین شگفتی، یکتایی و یکپارچگی دارد.
نمیداند کسی سرّ شریعتوگرنه هست شرع اینجا حقیقت
هوش مصنوعی: کسی از رازهای دین آگاه نیست و اگر میدانست، میفهمید که اصول دین در واقع همان حقیقت است.
همه شرعست و تقوی عین دیدارکسی کاین را شود از جان خریدار
هوش مصنوعی: تمام آموزههای دین و پرهیزگاری، در حقیقت، همان تجربه و شناخت عمیق از حقیقت است. کسی که به این درک رسیده باشد، تمام وجودش را صرف رسیدن به آن میکند.
همه شرعست و تقوی سالکان راکه مییابند اینجا جان جان را
هوش مصنوعی: تمامی اصول دین و پرهیزگاری برای سالکان و رهروانی است که در این مکان، حقیقت وجودشان را مییابند.
همه شرعست و تقوی اندر این راهوز این هردو ببین تو مر رخ شاه
هوش مصنوعی: در این مسیر، همه چیز بر اساس دین و تقواست. میتوانی با دیدن چهره پادشاه، زیبایی این دو را درک کنی.
همه شرعست تقوی شاه دیدندر اینجا بیشکی آن ماه دیدن
هوش مصنوعی: در اینجا، تقوا و پرهیزگاری به معنای دیدن و شناختن شاه و حقیقتهای والای اوست. در واقع، اینجا اشاره به این دارد که در دنیای معنوی و روحانی، دیدن جمال و حقیقت الهی بسیار ارزشمندتر از هر چیز دیگری است.
همه شرعست و تقوی در یقین بازبدانی آخر کار این همه راز
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که در دین و تقوا وجود دارد، به یقین برمیگردد و وقتی به یقین دست یابی، درک خواهی کرد که تمام این مسائل عمیق و پنهان در نهایت چه مفهومی دارند.
الا ای هوشمند اکنون کجائیکیت آخر رسیده درخدائی
هوش مصنوعی: ای خردمند، اکنون کجایی؟ کجا هستی که در نهایت به مقام خدایی رسیدهای؟
بسی گفتی ز سرّ وحدت یاررسیدی این زمان در قربت یار
هوش مصنوعی: بسیاری از سخنان درباره راز یگانگی گفتهای، اکنون در نزدیکی یار قرار داری.
بسی گفتی ز سرّ ذات جاناننمودی در عیان ذرّات جانان
هوش مصنوعی: تو خیلی دربارهی اسرار وجود محبوب سخن گفتی و این اسرار را در چهرهی ذرات محبوب بهوضوح نشان دادی.
بسی گفتی ز سرّ ذات بیچوننمودی جوهر کل بیچه و چون
هوش مصنوعی: بسیاری از رازهای حقیقت را بیان کردی و جوهر اصلی را به وضوح نشان دادی و از آن به خوبی آگاه شدی.
بسی گفتی و در آخر رسیدیشدی مخفی و در ظاهر رسیدی
هوش مصنوعی: خیلی حرف زدی و در نهایت به جایی رسیدی که نه خودت را نشان دادی و نه در ظاهر کسی متوجه شد.
بسی گفتی ز سرّ هر غرائبنمودی بیشکی سرّ عجائب
هوش مصنوعی: تو بسیاری از رازها را بیان کردی و از چیزهای شگفتانگیز پرده برداشتی، بدون شک تو به رازهای عجیب و غریب آگاهی داری.
بسی گفتی و پایان یافتی بازحقیقت جان جانان یافتی باز
هوش مصنوعی: بسیار سخن گفتی و به نتیجهای رسیدی، اما حقیقت وجود تو را دوباره پیدا کردی.
بسی گفتی و دیدی عین مقصوددر اینجاگه بکل دیدار معبود
هوش مصنوعی: بسیار گفتهای و دیدهای که حقیقت مورد نظر در این مکان بهطور کامل خود را نشان میدهد و تجربهی ملاقات با معبود را به تمام معنا احساس کردهای.
بسی گفتی ز سرّ جوهر ذاتز هر بیتی حقیقت عین آیات
هوش مصنوعی: زیاد درباره راز جوهر وجود صحبت کردی، از هر بیت، حقیقتی همانند آیات الهی بیرون میآید.
پدیدار است از دیدار جاناندر اینجاگه همه اسرار جانان
هوش مصنوعی: از دیدار معشوق در این مکان، تمام رازهای او نمایان شده است.
همه اسرارها اینجا پدید استرخ جانان در این پیدا بدید است
هوش مصنوعی: تمام رازها در این مکان آشکار شده و چهره محبوب در اینجا نمایان است.
همه اسرارها اینجاست پیدارخ جانان ز تو پیداست اینجا
هوش مصنوعی: تمام رازها در اینجا وجود دارد و چهره معشوقی که تو به آن اشاره میکنی، در این مکان مشخص و نمایان است.
نمودی راز کل عطّار آخررسیدت این زمان اسرار آخر
هوش مصنوعی: تو راز بزرگ عطّار را نشان دادی و اکنون زمان آن رسیده که به اسرار نهایی دست یابی.
بهرگامی که اینجاگه نهادیدری دیگر ز معنی برگشادی
هوش مصنوعی: هر بار که به این مکان میرسی، دری جدید از معنا را میگشایی.
بسی اسرارها اینجاست با دوستحقیقت پوست شد با کسوت دوست
هوش مصنوعی: این جا رازهای زیادی نهفته است و در دوستی، حقیقت خود را با نماد دوستی نشان میدهد.
همه بودت بکل واصل نمود استترا اسرار جان حاصل نموداست
هوش مصنوعی: تمام وجودت به طور کامل به حقیقت پیوسته و اسرار جانت به دست آمده است.
خبرداری کنون اعضای خویشتبدیدی این زمان یکتای خویشت
هوش مصنوعی: اكنون توجه كن كه تمام اجزای وجودت را مشاهده كردهای و در این زمان، به یكی از وجود خود پی بردهای.
همه واصل به تست اینجا دل و جانحقیقت باز دیدی روی جانان
هوش مصنوعی: همه به تو وصل شدهاند، در اینجا دل و جان حقیقت را دیدند و صورت محبوب را مشاهده کردند.
چو جانان با تو اینجاگه نظر کردترا از سرّ خود اینجا خبر کرد
هوش مصنوعی: وقتی معشوق به تو نگاهی انداخت، از رازهای درون خود برایت حرف زد.
خبر از بود خود کردت در اینجاحقیقت برگشادت او در اینجا
هوش مصنوعی: در اینجا، میگوید که از وجود خودت به ما خبر دادی و در واقع حقیقتی را درباره خودت آشکار کردی.
درت بگشاد و گنج کل نمودتحقیقت کرد پیدا بود بودت
هوش مصنوعی: دروازهای گشوده شد و گنجی بزرگ به تو نمایان شد، حقیقی که نشاندهنده وجود تو بود.
درت بگشاد جانان آخر کارکه بنمودی همه اسرار اظهار
هوش مصنوعی: عشق و محبت سرانجام در قلبم را باز کرد و تمام رازها را به من نشان داد.
درت بگشاد اینجا سرّ منصورکه تا دریافتی نور علی نور
هوش مصنوعی: دری که در اینجا به روی تو گشوده شده، راز منصور را نمایان میکند، به گونهای که درک کنی نوری که بر نوری دیگر افزوده شده است.
درت بگشاد اینجا ذات از خویشیقین بنمود اسرارت همه پیش
هوش مصنوعی: در این مکان، دری به روی حقیقت گشوده شد و وجود خویش را به وضوح نشان داد و تمام اسرار تو را نمایان کرد.
همه اسرارها داری در اینجاشدی در جزو و کل اینجا تو یکتا
هوش مصنوعی: تمام رازها را در این مکان داری و در اینجا به جزئی از یک کل تبدیل شدهای؛ تو در اینجا منحصر به فرد هستی.
تو یکتائی ز یکتائی اللّهز دستی دم عیان از قل هواللّه
هوش مصنوعی: تو تنها هستی و یکتایی خداوند را از خود نشان میدهی و به روشنی میگویی که او تنهاست.
حقیقت قل هواللّه است در توعیان ما هواللّه است در تو
هوش مصنوعی: خود را به درستی بشناس، چون حقیقت الهی در وجود تو روشن است و آنچه که هستی نیز به نوعی جلوهای از وجود خداوند است.
حقیقت قل هواللّه است موجودترا قل گفت اللّه روی بنمود
هوش مصنوعی: حقیقت خداوند است؛ او را بگوید و به تو نشان دهد که خداوند همیشه در کنارت است.
حقیقت قل هواللّه رخ نموداستترا چندین ز خود پاسخ نموداست
هوش مصنوعی: حقیقت الهی خود را به وضوح به تو نشان داده است، پس چرا این قدر از خودت جواب میجویی و در تردید هستی؟
حقیقت چون شدی از راز آگاههمه درخویشتن بینی رخ شاه
هوش مصنوعی: وقتی به حقیقت و راز آگاه شوی، همه چیز را در خود میبینی و حضور شاه را در وجود خود حس میکنی.
همه در خویشتن بین تاتوانیکه بیشک کل توئی راز نهانی
هوش مصنوعی: همه در وجود خودت را ببین و به خودت اعتماد کن، زیرا واقعاً تو خود رازهای پنهان و تواناییهای فراوانی داری.
چون بیرون ازتو چیزی نیست دیگرز بود خویش از معبود مگذر
هوش مصنوعی: هرچیزی که وجود دارد در تو نهفته است، پس از ذات خود و از معبود دور نشو.
چو بیرون از تو چیزی نیست اینجایکی میبین که کل یکی است اینجا
هوش مصنوعی: چون چیزی جز تو وجود ندارد، اینجا فقط یک واقعیت میبینم که همه چیز یکی است.
یکی میبین ومنگر در دوئی بازیکی بین بیشکی انجام و آغاز
هوش مصنوعی: بعضی افراد به ظاهر دو چیز را متفاوت میبینند، اما اگر دقیق تر نگاه کنند، باید متوجه شوند که در واقع همه چیز به یک اصل و حقیقت واحد برمیگردد.
همه از تست و تو ازذات هستیدرون جان و دل سرّ الستی
هوش مصنوعی: همه از تو هستند و تو ذات وجودی تمام آنان هستی؛ در عمق جان و دل، راز وجود تو نهفته است.
تو ز اسرار الستی صاحب رازهمه در گفتهٔ جان گفتهٔ باز
هوش مصنوعی: تو از رازهای پنهان آگاه هستی و به همین دلیل، میتوانی اسرار دیگران را نیز در کلام خود بیان کنی.
همه از جان برون آید یقین اینیقین دان در همه جانان همین این
هوش مصنوعی: هر کسی به خوبی میداند که عشق و علاقه واقعی از دل و جان انسان ناشی میشود و در این عشق، همه انسانها به یکدیگر پیوند دارند.
حقیقت چون الستت هست پیدادل و جان با ازل پیوست پیدا
هوش مصنوعی: حقیقت همانند مبدأ وجود، همیشه آشکار است و دل و جان انسان از آغاز با آن مرتبط و پیوسته است.
دل و جان با ازل اینجا قرین استکه ذات پاکت اینجاگه یقین است
هوش مصنوعی: دل و جان انسان از ابتدا با هم پیوند دارند و جایی که وجود تو قرار دارد، حقیقتی روشن و مطمئن است.
یقین در جان و دل داری حقیقتهمه اسرار دیده در شریعت
هوش مصنوعی: تو در درون خود به حقیقت آگاهی و رازهای پنهان را در دین و شریعت میبینی.
یقین در جان خود دیدی رخ یاردرون جان کنون جانان پدیدار
هوش مصنوعی: بدان که در اعماق وجودت، زیبایی معشوق را حس کردهای و اکنون او به وضوح در جانت نمایان شده است.
ز دیدارش کنون بر خود در اینجاچو بگذشتی ز ماه و خور در اینجا
هوش مصنوعی: اکنون که او را دیدم، احساس میکنم که اینجا بودنم را به یاد میآورم، مثل وقتی که از نور ماه و خورشید در اینجا عبور میکنی.
مه و خور ذرّهٔ از بود بود استترا در جسم و دل اینجا نموداست
هوش مصنوعی: ماه و خورشید جزئی از وجود تو هستند، و اینجا در جسم و دل تو به نمایش درآمدهاند.
همه اشیا بتو پیداست امروزدل و جان تو کل یکتاست امروز
هوش مصنوعی: امروز همه چیز برای تو روشن است و دل و جان تو به یک حقیقت واحد متصل است.
بتو پیداست این جمله که دیدیهمه دید تو بُد چون بازدیدی
هوش مصنوعی: تو میدانی که این حرفی که میزنی، همه آنچه را که دیدهام، تو نیز دیدهای چون دوباره به آن نگاه کردی.
همه او دیدی و از وی نمودیابا او گفتی و از او شنودی
هوش مصنوعی: شما همهی او را مشاهده کردی، اما به خاطر او از نشان دادن خود داری کردی. او چیزی به تو گفت و تو هم از او شنیدی.
همه او دیدی اینجا چون همه اوستدر این آیینه پیدا بیشکی دوست
هوش مصنوعی: در اینجا همه چیز به نوعی تجلی از وجود اوست و مانند آیینهای است که او را به وضوح نشان میدهد. دوست حقیقی نیز در این تجلی قابل مشاهده است.
همه او دیدی و کلّی تو او بینچو جمله ذات اوآمد نکو بین
هوش مصنوعی: اگر همه چیز را از دید او ببینی و به طور کلی او را درک کنی، به خوبی میتوانی ذات او را ببینی.
همه او دیدی اینجا خویشتن توحقیقت عقل و عشق و جان و تن تو
هوش مصنوعی: تو در اینجا همه چیز را میبینی؛ حقیقت تو همان عقل و عشق و وجود توست.
از او پیداست از وی شد سخن گویهمه ذرّات بُردی در سخن گوی
هوش مصنوعی: از او پیداست که از وی سخنگو همه ذرات را در کلام خود به کار گرفته است.
کنون چون او است در تو رخ نمودههزاران دم بدم پاسخ نمودی
هوش مصنوعی: حال که او در تو ظاهر شده، در هر لحظه هزاران بار به او پاسخ دادهای.
اگر مرد رهی عطّار چون اصلکه مائیم این زمان در کعبهٔ وصل
هوش مصنوعی: اگر مردی از راه درست برود، همانند عطّار میشود که ما در این زمان در کعبهٔ وصال قرار داریم.
همه مقصود تست اینجا پدیدارچو اندر خیوشتن بینی رخ یار
هوش مصنوعی: تمام هدف و مقصود تو در اینجا آشکار است، همانطور که وقتی در آینه به خود نگاه میکنی، چهره محبوبت را میبینی.
همه مقصود تو دیدار او بودکه در آخر ترا مر روی بنمود
هوش مصنوعی: تمام هدف تو ملاقات او بود و در نهایت، او چهرهاش را به تو نشان داد.
همه مقصود تودیدار جانانستکنون جان ترا خورشید تابانست
هوش مصنوعی: تنها هدفی که باقیمانده، دیدار محبوب است و اکنون جان تو مانند خورشید درخشان و نورانی است.
همه مقصود تو از ذات پیداستکه جان جان ترا اکنون هویداست
هوش مصنوعی: تمام خواستهها و هدفهای تو به وضوح از وجودت نمایان است، زیرا اکنون روح تو به روشنی و وضوح آشکار شده است.
زهی مقصود ما گشته بحاصلکه مائیم این زمان در کعبه واصل
هوش مصنوعی: عجب که هدف ما به دست آمده و ما اکنون به کعبه رسیدهایم.
زهی مقصود ما از روی جانانکه پیدا گشته اندر کوی جانان
هوش مصنوعی: چقدر خوشبختیم که هدف ما از جانب معشوق به روشنی در کوی او نمایان شده است.
زهی مقصود ما از یار پیداکنون در جوهر اسرار پیدا
هوش مصنوعی: خوشا که هدف ما از دوست، اکنون در ذات اسرار نمایان شده است.
زهی مقصود ما در کعبه حاصلکه مائیم این زمان در کعبه واصل
هوش مصنوعی: خوشا به حال ما که هدفمان در کعبه به دست آمده است، چرا که اکنون ما در کعبه حضور داریم و به مقام وصل رسیدهایم.
زهی مقصود ما دیدار اللّهکه اینجا یافتم جانست آگاه
هوش مصنوعی: ای کاش که هدف ما تنها ملاقات با خداوند باشد، زیرا من در اینجا جانم را به آگاهی و شناخت دست یافتهام.
چو جان اسرار جانان یافت بیچونحقیقت این زمان اینجادگرگون
هوش مصنوعی: وقتی که جان به اسرار معشوق دست پیدا کرد، بدون تردید حقیقت این لحظه متفاوت و دگرگون میشود.
نخواهد شد همه از وصل گویمچو ما اصلیم کل از اصل گویم
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم مانند ما از وصال سخن بگویم، زیرا خودم را از اصل و ریشه میدانم و همه چیز را از آن اصل بیان میکنم.
منم واصل کنون چو یار درماستز بود ما کنون جانان هویداست
هوش مصنوعی: من اکنون به حقیقت پیوستهام، زیرا یار در کنارم است. حالا وجود ما به وضوح نشاندهنده محبوب حقیقیام است.
رخ جانان ز ما پیداست امروزز ما این شور و هم غوغا است امروز
هوش مصنوعی: امروز چهره معشوق از ما نمایان است و این شوری که در دل داریم و هیاهو در اطراف ما به خاطر اوست.
رخ جانان ز ما پیداست تحقیقز ما دریاب سالک زود توفیق
هوش مصنوعی: چهره محبوب ما نمایان است، پس از ما به دنبال حقیقت برو و ای رهرو، هر چه زودتر به موفقیت برسی.
رخ جانان ز ما پیداست در رازکه پرده کردهایم از روی جان باز
هوش مصنوعی: چهره معشوق ما برای ما مشخص است، حتی در دل رازها، زیرا ما پردهها را از روی دل برداشتهایم.
رخ جانان ز ما پیداست بنگراگر مرد رهی از ما تو مگذر
هوش مصنوعی: صورت معشوق از ما هویداست، اگر راست میروی و در این مسیر قدم برمیداری، از ما دور نشو.
یکی جانست پیدا در همه جسمنموده خویشتن در هر صفت اسم
هوش مصنوعی: یک روح واحد در تمام اجسام وجود دارد و خود را در هر ویژگی و نامی نشان میدهد.
یکی جانست صورت آشکارههمه صورت بسوی جان نظاره
هوش مصنوعی: هر انسانی یک روح دارد که هویت واقعی اوست، اما ظاهر فیزیکی تنها یک نمای ظاهری است. تمام اشکال و ظاهرها باید به سمت روح و جوهر واقعی نگاه کنند.
یکی جانست اینجا دم زده بازنموده اندر اینجا خویشتن باز
هوش مصنوعی: در اینجا، تنها یک روح وجود دارد که دوباره خود را نمایان کرده و به زندگی بازگشته است.
یکی جانست همه زو گشت پیدااز او چندین هزاران شور و غوغا
هوش مصنوعی: یک روح واحد وجود دارد که از آن، هزاران شور و هیجان به وجود آمده است.
چو یک جانست چندین صورت از چیستحقیقت هست صورت پس دگر چیست
هوش مصنوعی: این بیت در مورد مفهوم وجود و حقیقت سخن میگوید. به بیان سادهتر، از آنجا که انسان یک حقیقت واحد است، اما در ظواهر و شکلهای مختلفی تجلی پیدا میکند، این پرسش مطرح میشود که واقعیت اصلی چیست و اگر تنها ظاهر وجود دارد، پس حقیقت واقعی در کجاست؟ در واقع، به این موضوع اشاره دارد که ظواهر مختلف نمیتوانند نشاندهنده حقیقتی عمیقتر نباشند.
چنین بین گر تو مرد راه اوئییقین بین گر بکل آگاه اوئ
هوش مصنوعی: اگر تو انسان با ارادهای هستی، به وضوح مشاهده میکنی که اگر fully آگاه باشی، همه چیز برایت روشن خواهد بود.
چنین بین و چنین دان از شریعتکه میگویم ترا سرّ حقیقت
هوش مصنوعی: به این صورت ببین و بدان که در مورد دین و قوانین آن، چیزهایی را برای تو بیان میکنم که حقیقت واقعی را در بر دارد.
حقیقت این چنین است ار بدانیکه جمله دوست بینی در نهانی
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت پی ببری، متوجه میشوی که همه دوستانت در خفا و با نیتهای خوب در کنارت هستند.
حقیقت اینست اندر آخر کارکه جمله دوست یابی و خبردار
هوش مصنوعی: در نهایت، حقیقت این است که همه چیز به محبت و دوستی ختم میشود و در این مسیر به آگاهی و درک صحیح میرسید.
حقیقت اینست کاینجا باز گفتمز رازت گویم و هم راز گفتم
هوش مصنوعی: حقیقت این است که دوباره در اینجا درباره راز تو صحبت میکنم و همچنین رازهایی را به اشتراک میگذارم.
حقیقت اینست مردان خدابینچنین دیدند او دان و خدابین
هوش مصنوعی: مردان راستین و با ایمان به خدا، چنین بینشی دارند که او را میشناسند و درک میکنند.
خدابین باش اگر ره بردهٔ توبدر این پرده چه در پردهٔ تو
هوش مصنوعی: به خدا نگاه کن، اگر راهنمای تو در این دنیا چه چیزی است، در درون خودت چیست.
خدا بین باش در اسرار عطّارز جائی دیگر است این سرّ اسرار
هوش مصنوعی: خداوند در دل رازهای عطّار حضور دارد، زیرا این دانش و اسرار از جایی دیگر نشات میگیرد.
همه اویست و کس واقف نبودهدر این اسرار کس واصف نبوده
هوش مصنوعی: همه چیز از اوست و هیچکس از این رازها آگاه نیست و کسی هم نتوانسته این مسائل را به خوبی توصیف کند.
بسی گفتند لیکن طرز عطّاردمادم شو ز سرّ کل خبردار
هوش مصنوعی: بسیاری صحبت کردهاند، اما به روش عطّار توجه کن و پیوسته از اسرار کل آگاه باش.
در این اسرار اگر تو مر خدائیمکن از دوست اینجاگه جدائی
هوش مصنوعی: اگر در این رازها خود را همچون خدا ببینی، از دوست دور نشو و اینجا را ترک نکن.
ز یکی در یکی بین ذات در خویشحجاب خویش تو خویشی بیندیش
هوش مصنوعی: از یک چیز به چیز دیگر نگاه کن و در درون خودت، پردهای که بر روی ماهیت واقعیات قرار دارد را کنار بزن. به خودت فکر کن و دریاب که چه کسی هستی.
حجاب خویش اینجا عقل دیدیبماندی چون سخن از نقل دیدی
هوش مصنوعی: حجاب و پردهای که خود بر چهره داری، باعث میشود عقل و درک تو در اینجا متوقف شود، زیرا با شنیدن حرفهای دیگران، نمیتوانی به درستی قضاوت کنی.
حقیقت عقل را بگذار و هم نقلعیان عشق بین و بگذر از عقل
هوش مصنوعی: عقل را کنار بگذار و به عشق واقعی توجه کن، به وضوح آن را ببین و از تفکرات عقلی بگذر.
عیان عقل بین اینجا بماندههمی در شور و در غوغا بمانده
هوش مصنوعی: عقل و خرد در اینجا به حالت حیرت و شگفتی باقی مانده و در آشفتگی و سر و صدا به سر میبرد.
عیان عشق بین و عقل بگذارکه اندر عقل بینی کی رخ یار
هوش مصنوعی: عشق را به وضوح ببین و عقل را کنار بگذار، زیرا اگر با عقل به موضوع نگاه کنی، نمیتوانی چهره محبوب را مشاهده کنی.
عیان عشق بین وز عشق بیندیشکه عشقت کل نهد اینجای در پیش
هوش مصنوعی: به وضوح عشق را مشاهده کن و به عشق فکر کن؛ زیرا عشق تو باعث میشود که همه چیز در اینجا قرار گیرد.
همه شور جهان از عقل دیدمکتبها جملگی از نقل دیدم
هوش مصنوعی: من در تمام شور و هیجان دنیا تنها عقل و فکر را دیدم و همه چیز را از طریق گفتار و نقل دیگران شناختم.
که باشد عقل تا این سرّ بداندکه عقل اینجا به جز ظاهر نداند
هوش مصنوعی: عقل چه کسی میتواند فهمید که این واقعیت تنها در ظاهر قابل درک است و نه در عمق و حقیقت آن؟
چو عشق اینجا نماید عین دیدارحقیقت عقل باشد ناپدیدار
هوش مصنوعی: وقتی که عشق در اینجا حضور پیدا میکند، مانند دیدن حقیقت است و در این حال، عقل و فهم انسانی ناپدید میشود.
تویار عشق باش و یار خود بینبجز عشق اندر اینجا هیچ مگزین
هوش مصنوعی: عاشق باش و به یار خود توجه کن، به جز عشق در اینجا به هیچ چیز دیگر اهمیت نده.
بجز عشق اندر اینجا جمله هیچستکه عقل اینجای نقش هیچ هیچست
هوش مصنوعی: غیر از عشق، در این مکان هیچ چیز ارزشمند نیست و عقل در اینجا هیچ تاثیر و نقشی ندارد.
اگر با عشق میری زنده گردیچو خورشید فلک تابنده گردی
هوش مصنوعی: اگر با عشق زندگی کنی، مانند خورشید در آسمان درخشان و پرنور خواهی بود.
اگر با عشق میری آخر کاربمانی زنده این را یاد میدار
هوش مصنوعی: اگر با عشق به جلو بروی، در پایان زندگی همچنان زنده خواهی ماند. این نکته را فراموش نکن.
دم آخر نمود عشق او یابسوی کون و مکان از بخت بشتاب
هوش مصنوعی: در لحظهی پایانی، عشق او به من نشان داد که باید به سوی جهان و هستی بروم و از سرنوشت بهره ببرم.
در آندم خوش نظر کن تا بدانییکی را بین اگر مرد عیانی
هوش مصنوعی: در آن لحظه به زیبایی نگاه کن تا بفهمی آیا کسی در میان افراد برجسته و مهم وجود دارد یا نه.
در آندم در یکیّ کل قدم زندر آخر این وجودت بر عدم زن
هوش مصنوعی: در آن زمان، قدمهای خود را با تمام وجودت بردار و در نهایت وجود خود را به عدم بسپار.
در آخر چون یکی دیدی ز حق بازوجود خویشتن کلّی برانداز
هوش مصنوعی: وقتی دیدی که کسی از حقیقت فاصله گرفته و به خودخواهی افتاده است، تمام جنبههای وجود خود را کنار بگذار و به تفکر و درک عمیقتری بپرداز.
در آخر چون یکی بینی تمامیحقیقت پختگی یابی زخامی
هوش مصنوعی: در نهایت وقتی که همه چیز را به طور کامل درک کنی، به فهمی عمیقتر دست پیدا میکنی که این فرایند به نوعی به بلوغ و رشد تو کمک میکند.
درآخر چون یکی بینی تو در ذاتهمه جا محو گردان جمله ذرّات
هوش مصنوعی: در پایان، وقتی که تو همه چیز را یکپارچه ببینی، تمام ذرات و موجودات در حقیقت و ذات خود در هم خواهند آمیخت.
در آخر چون یکی بینی در آخرترا این ذات بنماید در آخر
هوش مصنوعی: در نهایت، وقتی به حقیقت عمیقتری برسید، زندگی واقعی و جوهر وجودیتان را خواهید دید.
درآخر چون یکی بینی تمامتنظر کن آن زمان دید قیامت
هوش مصنوعی: وقتی به پایان کار میرسی و همه چیز را در یک جا مشاهده میکنی، آنگاه حقیقتی بزرگ و نهایی را خواهی دید.
در آخر جمله چون روشن نمایدترا آن لحظه کل یکی نماید
هوش مصنوعی: زمانی که در پایان صحبت، همه چیز برایت روشن شود، آن لحظه همه چیز در یک دید کلی به هم مرتبط میشود.
در آخر چونکه جانان بینی ای دوستشود مغز این زمان این کسوت دوست
هوش مصنوعی: وقتی در نهایت محبوب را میبینی، ای دوست، در این لحظه، حقیقت وجودی تو همان شکل دوستی خواهد بود.
در آخر جمله جانان بین و دم زنوجود خویش کلّی بر عدم زن
هوش مصنوعی: در پایان سخنان محبوب، به وجود خود توجه کن و از عدم و نبودن خود فاصله بگیر.
در آخر جمله جان بینی تو ای یارنظر کن نقطه را با دید پرگار
هوش مصنوعی: در پایان هر گفتار و سخن، ای دوست، به جان خودت نگاه کن و توجه کن که چگونه یک نقطه میتواند با دقت و تمرکز پرگار را ترسیم کند.
نظر کن جمله اشیا محو مستیتو باشی هیچ نبود عین پستی
هوش مصنوعی: به همه چیز اطراف خود نگاه کن، اگر غرق در مستی و شگفتی تو باشی، هیچ چیز وجود ندارد جز پستبودن.
همه ذرّات کم باشد حقیقتیکی باشد عیان عین طبیعت
هوش مصنوعی: تمام ذرات، هرچند کم و کوچک باشند، در واقعیت یکی هستند و این حقیقت به وضوح در ذات طبیعت نمایان است.
یکی باشد همه اندر یکی ذاتحقیقت وصل بینی جمله ذرّات
هوش مصنوعی: همه موجودات در یک حقیقت مشترک جمع شدهاند و اگر به عمق وجود نگاه کنی، میتوانی ارتباط و پیوستگی تمام ذرات را ببینی.
یکی باشد حقیقت هست یا نیستچونیکو بنگری در اصل یکیست
هوش مصنوعی: حقیقت تنها یکی است، چه وجود داشته باشد و چه نداشته باشد. اگر به درستی به آن بنگری، در اصل یکی است.
یکی است این همه بیشک دوئی نیستحقیقت هیچ اینجاگه دوئی نیست
هوش مصنوعی: همه چیز در اصل یکی است و حقیقتی وجود ندارد که بخواهد ما را به دو قسمت تقسیم کند. در این جا هیچ نشانهای از دوگانگی وجود ندارد.
دم آخر نظر کن در یکی بازکه یکی باز بینی بیشکی باز
هوش مصنوعی: در لحظههای آخر، نگاه کن به یکدیگر، زیرا تنها یکدیگر را خواهی دید و هیچ چیز دیگری نخواهد ماند.
دم آخر یکی بینی در اسرارولی سر رشتهٔ خود را نگهدار
هوش مصنوعی: در آخرین لحظه، ممکن است که به برخی رازها پی ببری، اما حواست باشد که کنترل و تسلط خودت را از دست ندهی.
سر هر کار از اینجا باز یابیهمه در خویشتن این راز یابی
هوش مصنوعی: برای شروع هر کاری، از اینجا میتوانی شروع کنی و به رازها و حقیقتهای نهفته در وجود خود پی ببری.
هر آن چیزی که گفتم اوّل کاردر آخر در یکی آید بدیدار
هوش مصنوعی: هر چیزی که در آغاز گفتم، در نهایت به یک نتیجه و دیدار خواهد رسید.
در آخر در یکی این جمله فانی استترادیدن ز خود راز نهانی است
هوش مصنوعی: در نهایت، در این جمله میتوان گفت که در این دنیا همه چیز نابود میشود و درک حقیقت نهفتهای از وجود خود وجود دارد.
توئی گم کرده ره ای عقل دریابدر این معنیّ دیگر وصل دریاب
هوش مصنوعی: تو در گمراهی هستی، ای عقل، به این معنا توجه کن که در اینجا راه دیگری برای وصل شدن وجود دارد.
اگر از وصل خواهی یافت بهرهترا باید که باشد جمله زهره
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از وصال و وصل عشق بهرهای ببری، باید همه شجاعت و جرأت را به کار گیری.
قدم در نه اگر می وصل خواهیهمه خود بین یقین گر وصل خواهی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به وصال و وصل دست یابی، باید قدم در راه بگذاری و خود را از انحصار دور کنی. در واقع، اگر میخواهی به حقیقت وصال برسی، باید یقین داشته باشی که همه چیز وابسته به دیدگاه خودت است.
قدم در نه در این ره راه خود یابدرون جان و دل مر شاه دریاب
هوش مصنوعی: در این مسیر قدم نگذار و راه خود را پیدا کن، درون وجودت را بشناس و از حقیقت درون خود آگاه شو.
قدم در نه در این آیینه بنگرجمال شاه هر آیینه بنگر
هوش مصنوعی: به جای اینکه در این آینه به خودت نگاه کنی، به زیبایی واقعی و بینظیر شاه هر آینه توجه کن.
قدم چون در نهادی در همه تویکی یابی ز خویشت دمدمه تو
هوش مصنوعی: وقتی پای بر روی زمین میگذاری و قدمی بر میداری، در آن لحظه همهچیز در وجودت یکپارچه میشود و حس میکنی که از تمام وجود خود بهرهمند شدهای.
همه بازار تست ای راز دیدهتوئی بازار خود را باز دیده
هوش مصنوعی: تمام جاذبهها و زیباییهای دنیا به خاطر توست، زیرا تو در دل من نهفتهای و این دل، مانند بازاری پر از راز و شگفتیهاست.
تو در بازار خویشی یک زمان گممثال جوهر ودریای قلزم
هوش مصنوعی: تو در میان مردم مانند یک جواهری با ارزش هستی که به راحتی قابل مشاهده نیست و در اعماق دریای بزرگ پنهان شدهای.
تو در بازار خویشی باز ماندهچنین در عشق صاحب راز مانده
هوش مصنوعی: تو در بازار زندگی مانند کسی هستی که از عشق و محبت حقیقی بیخبر ماندهای و هنوز در جستجوی عمق و رازهای آن هستی.
تو در بازار خویشی آخر کاردر این بازار هم گشتی پدیدار
هوش مصنوعی: تو در دنیای خودت مشغول هستی و در نهایت هم در همین دنیا و در همین بازار به نوعی خودت را نشان دادی.
تو در بازار خویشی خود طلب کنچو دریابی دگر خود را عجب کن
هوش مصنوعی: در بازار زندگی خود، آنچه را که میخواهی جستجو کن و اگر خودت را بهتر بشناسی، شگفتزده خواهی شد.
همه سرگشتهاند اینجا چو تو یاربمانده خوار اندر عین بازار
هوش مصنوعی: همه افراد در اینجا مانند تو هستند که یک نفر در این بازار به حالت درماندگی و بیاحترامی به سر میبرد.
نمییابند اینجا دید اوّلبماندستند اینجاگه معطّل
هوش مصنوعی: اینجا کسی نمیماند که اولین دیدار را دوباره تجربه کند و همه در انتظار هستند.
نمییابند اینجا راز در خودبماندستند اندر نیک و در بد
هوش مصنوعی: در اینجا، رازها و اسراری وجود دارند که نمیتوان آنها را کشف کرد. انسانها در خوب و بد زندگی خود غرق شدهاند و به این اسرار توجه نمیکنند.
نمییابند اینجا اصل جاناناز آن اینجا ندیدند وصل جانان
هوش مصنوعی: در اینجا محور عشق و وصال حقیقتی که به دنبالش هستند، یافت نمیشود و کسانی که در این مکان هستند، نمیتوانند پیوند و ارتباط عمیق با معشوق واقعی را تجربه کنند.
نمییابند اینجا گنج بیشکبماندستند اندر رنج بیشک
هوش مصنوعی: در این مکان، گنجی پیدا نمیشود و بهطور حتم، کسانی که در جستوجوی آن هستند، در رنج خواهند بود.
نمییابند اینجا جوهر دوستبماندستند اندر بند این پوست
هوش مصنوعی: دوستان حقیقی و باارزش در اینجا پیدا نمیشوند؛ آنها در قید و بند جسم ظاهری خود گرفتارند.
توئی ای مانده حیران در بر دوستترا اینجاست جانان بنگر ای دوست
هوش مصنوعی: ای کسی که در عشق معشوق سردرگمی، بدان که محبوبت اینجاست. ای دوست، نگاه کن!
توئی ای مانده حیران در بر خویشترا اینجاست جانان بنگر از خویش
هوش مصنوعی: تو ای کسی که در خودش گم شدهای، جانان در کنار توست؛ فقط باید به خودت نگاه کنی تا او را ببینی.
ترا امروز جانانست بدیدارتو اوئی گر تو زو باشی خبردار
هوش مصنوعی: امروز تو محبوب من هستی و اگر تو از حال او مطلع باشی، او هم به دیدار تو آمده است.
ترا امروز فضل است و عنایتکه جانان داری و عین سعادت
هوش مصنوعی: امروز تو مورد لطف و توجه قرار داری چون کسی را داری که به او عشق میورزی و این مسأله به تو خوشبختی میبخشد.
ترا امروز جاهست و مراتبچرا باشی ز دیدخویش غائب
هوش مصنوعی: امروز تو در جایگاه بلندی قرار داری، پس چرا از نظر خودت غایب باشی؟
مرو بیرون زخود تا وصل بینیتو اصلی شاید از خود اصل بینی
هوش مصنوعی: از خودت خارج شو تا وصل را ببیند، شاید درک کنی که حقیقت چیست و اصل چه چیزی است.
مرو بیرون ز خود در جوهر ذاتنظر کن صورتت با جمله ذرّات
هوش مصنوعی: به خودت نرو، به عمق وجودت نگاه کن و ببین که چ چگونه هستیات با همه ذرهها و موجودات پیوسته است.
تو اندر مرکب اصلی بصورتولیکن جان در آن عین حضورت
هوش مصنوعی: تو در ظاهر مانند و سوار بر مرکب اصلی هستی، اما وجود واقعی تو در همان حضور و وجود توست.
یقین ذاتست پیش از مرگ دریابحقیقت جملگی کن ترک دریاب
هوش مصنوعی: به یقین، حقیقت همیشه موجود است؛ قبل از آنکه به پایان زندگی برسی، تمام واقعیتها را بشناس و از چیزهای زاید بگذر.
تو ترک هستی خود کن که اینستترا در نیست عین الیقین است
هوش مصنوعی: تو باید خودت را اصلاح کنی و به خودت بیندیشی، زیرا این دلیلی است بر وجود حقیقتی که یقین است.
تو ترک هستی خود کن که بمعنیکه تا باشد همه دیدار مولی
هوش مصنوعی: به خودت بپرداز و با خودت آشتی کن، تا این که بتوانی دیدار معشوق را تجربه کنی.
تو ترک هستی خود کن حقیقتکه تا پیدا شود دیدار دیدت
هوش مصنوعی: تو باید به خودت حقیقت را بشناسی و آن را هویدا کنی تا بتوانی دیدار چهرهات را ببینی.
تو ترک هستی خود کن که آنیچگویم تا به از این سرّ بدانی
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به کسی میگوید که تو باید خود را به گونهای تربیت کنی که بتوانی بهترین حقیقتها را بفهمی و درک کنی. این به این معناست که اگر خودت را تغییر دهی و رشد کنی، میتوانی به معرفت عمیقتری برسید.
تو ترک هستی خود کن که ذاتیاگر اندر مکان ودر صفاتی
هوش مصنوعی: تو میتوانی به طبیعت واقعی خود نزدیکی کنی، زیرا ویژگیها و صفات تو در ذات تو نهفته است و نیازی به تغییر مکان یا ظواهر نداری.
مکان صورتت خاکست اینجامکان جان یقین پاکست اینجا
هوش مصنوعی: جایگاه چهرهات در این عالم، خاکی و گذراست، اما محل جانت در اینجا، سرشار از پاکی و یقین است.
مکان صورتت در خاک پیداستمکان جان حقیقت جوهر لا است
هوش مصنوعی: جایگاه ظاهرت در زمین مشخص است، اما جایگاه روح و حقیقت وجودی تو در عالم غیرمادی و بینهایت یافت میشود.
همه اندر مکان بنگر یقین توکه کل یکی است گرداری یقین تو
هوش مصنوعی: به همه جا و همه موجودات بنگر و با اطمینان بدان که همه چیز در نهایت یکپارچه و واحد است. یقین داشته باش که این یگانگی در تمام وجود و در هر جا مشهود است.
همه اندر مکان بنگر یقین بازمکان انجام دان و کون آغاز
هوش مصنوعی: همه چیز را در مکان مشاهده کن، قطعاً مکان به پایان میرسد و وجود از جایی شروع میشود.
مکان انجام دان گر کاردانیمکان اندر مکان در بی نشانی
هوش مصنوعی: اگر کسی بیخبری و نادانی را کنار بگذارد، در واقع میتواند در هر مکانی به انجام کارهای خوب و مهم بپردازد. در حقیقت، اهمیت واقعی مکان به توانایی و دانش فرد بستگی دارد و نه به آنچه که در ظاهر دیده میشود.
حقیقت کون بود بی نشان استکه اینجا اصل پیدا و مکانست
هوش مصنوعی: حقیقت وجود بدون علامت و نشانه است، زیرا در اینجا اصل و ماهیت پیدا و مشخص است.
اگرچه هر دو عالم صورت ماستولی در اصل هم پنهان و پیداست
هوش مصنوعی: هرچند که ظاهر ما در این دنیا به دو شکل مختلف است، اما در حقیقت و باطن، همواره یک حقیقت مشترک وجود دارد که نهان و آشکار است.
حقیقت اصل پنهانست از ذاتوگر پیدا نموده جمله ذرّات
هوش مصنوعی: حقیقت به طور طبیعی در ذات خود پنهان است و اگر بخواهد خود را نشان دهد، تمام ذرات وجود را آشکار میکند.
حقیقت اصل پنهان گر بدانییکی باشی تو در سرّ نهانی
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت پی ببری و آن را بشناسی، در واقع به یک اصل پنهان دست یافتهای و در درون خود به یگانگی و همنوایی با آن حقیقت خواهی رسید.
دگر گر اصل پیدا باز یابیز پیدا جملگی مر راز یابی
هوش مصنوعی: اگر بتوانی حقیقت را به وضوح ببینی، میتوانی تمامی رازها را از آن حقیقت درک کنی.
ز پیدا اصل خود دریاب ای جانکه از پیدا بدانی خویش جانان
هوش مصنوعی: ای جان، از آنچه در زندگی به وضوح و آشکار میبینی، هویت اصلی خود را بشناس و درک کن، زیرا از همین نشانهها میتوانی به ذات و وجود خود پی ببری.
ز پیدا اصل خود دریاب اینجاقراری گیر و می بشتاب اینجا
هوش مصنوعی: از وجود واقعی خود آگاه شو و در اینجا آرامش پیدا کن و به اینجا با شتاب بیافرین.
ز پیدا اصل خود دریاب ای یاراگر هر جا تو میبشتاب ای یار
هوش مصنوعی: ای دوست، سعی کن که به اصل و ذات خود پی ببری، حتی اگر در هر کجا باشی و هر کاری که میکنی، با دقت و آگاهی به آن توجه داشته باش.
تو در پیدائی و پنهان شدستیتو هم با جان و هم جانان شدستی
هوش مصنوعی: تو همواره در وجود و عدم حضور داری؛ تو هم به جان تعلق داری و هم به محبوب.
تو در پیدائی امّا مانده پنهاناز آن اینجا نمییابی تو جانان
هوش مصنوعی: تو در وجودی اما در حقیقت پنهان هستی، از اینجا نمیتوانی معشوق واقعی را پیدا کنی.
تو در پیدا توانی گشت واصلکه در پنهان شدت مقصود حاصل
هوش مصنوعی: تو میتوانی در زندگی و در دنیای آشکار به هدف و مقصد خود دست یابی، اما در سرّ و باطن ارتباطات و رازها، آن مقصود واقعی به دست میآید.
تو در پیدا توانی گشت جانانیکی شو اندر این پیدا و پنهان
هوش مصنوعی: اگر در دنیای محسوس و مادی به جستجوی محبوب حقیقی خود بپردازی، میتوانی به حقیقت آن دست پیدا کنی و با او یکی شوی، چه در دنیا و چه در پنهان.
از اوّل لاست آخر شاه بنگرحقیقت بود الّا اللّه بنگر
هوش مصنوعی: از ابتدا تا انتهای شاه، حقیقت را ببین؛ جز خدا هیچ چیز حقیقت ندارد.
از اوّل لاست آخر عین اللّهز الاّ اللّه شو عین هواللّه
هوش مصنوعی: از ابتدا تا انتها، ذات خداوند یکی است. برای درک او، باید خود را از غیر او جدا کنی و فقط به او توجه کنی.
تو چون این اصل داری در شریعتحقیقت در یکی دانی حقیقت
هوش مصنوعی: تو اگر این اصل را در دین داری، پس حقیقت را در یکی بدان.
تو این دم داری از آن سالک رازیکی بین چون یکی اصلی ز آغاز
هوش مصنوعی: این لحظه تو در حال درک و فهم عمیقتری هستی، چون به باطنی یکپارچه و کلی از یک آغاز پی بردهای.
تو این دم هم نشان هم بی نشانیکه هم جانی و دل هم جان جانی
هوش مصنوعی: در این لحظه، تو هم به وضوح وجود داری و هم به طور غیرملموس. تو هم روح و جانم هستی و هم در عمق وجودم، یک زندگی پر از احساس.
حقیقت وصل یاب و جمله بین دوستدر اینجا جزو و کل دان مغز هم پوست
هوش مصنوعی: درست است که در ارتباط با دوستان و نزدیکان، باید همه چیز را در نظر بگیریم و به عمق رابطهها توجه کنیم. هیچ کدام از ما نمیتوانیم به تنهایی جزئی از این ارتباطات باشیم، بلکه باید به طور کلی به آن نگاه کنیم. ما مانند مغز و پوست هستیم که در کنار هم وجود داریم و هر کدام نقش خاصی را ایفا میکنیم.
همه از کارگاه اینجا یقین استکه اینجا اوّلین و آخرین است
هوش مصنوعی: همه از این مکان میدانند که اینجا آغاز و پایان همه چیز است.
همه از کارگاه آمد پدیداردر اینجا وصل شاه آمد بدیدار
هوش مصنوعی: همه از کارگاه بیرون آمدند و در اینجا شاه برای دیدار حاضر شد.
همه از کارگاه اینجا نموداستخود اندر جمله در گفت و شنود است
هوش مصنوعی: همه چیز از اینجا شکل گرفته و به وجود آمده است، و هر چیزی که در گفت و شنود وجود دارد نیز در همین راستا است.
در اینجا جمله موجود پیداستدرونت بین که کل معبود پیداست
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید که توجه به خودت و درونت میتواند به تو نشان دهد که تمامی زیباییها و حقیقتها در ذات تو و در وجودت نهفته است.
یکی اندر یکی در بیشمار استحقیقت دان که کل دیدار یارست
هوش مصنوعی: از هر یک چیز، میتوان بیشماری را پیدا کرد. حقیقت این است که همه چیز در نهایت به دیدار معشوق یا حقیقتی واحد ارتباط دارد.
همه دیدار یارو یار در کلّهمه بی او شده بیرنج و در ذل
هوش مصنوعی: همه دیدارهای دوست با دوستان دیگر باعث شده که بدون او زندگی کسلکننده و پر از اذیت باشد.
همه دیدار یار و خویش در رنجخود است اینجا طلسم چرخ و هم گنج
هوش مصنوعی: تمام دیدارها و ملاقاتها با دوستان و عزیزان در اینجا باعث رنج و درد است، چرا که اینجا تحت تاثیر سرنوشت و تقدیر قرار دارد و هیچ خوشبختی و گنجی یافت نمیشود.
یکی گنج است مخفی در نشانهمر او را در عیان نام و نشانه
هوش مصنوعی: یک گنج پنهان وجود دارد که برای شناساندن آن در دنیا، نشانههایی لازم است.
یکی گنجست مخفی جوهرالذّاتنموده روی خود در کلّ ذرّات
هوش مصنوعی: یک گنج ارزشمند در درون وجود دارد که وجودش در تمامی ذرات نمایان شده است.
یکی گنج است مخفی و دمادمنماید دید خود در روی آدم
هوش مصنوعی: یک گنج پنهان وجود دارد که همواره خود را در چهره انسان نشان میدهد.
یکی گنجست مخفی رخ نمودهابا خود گفته و دیگر شنوده
هوش مصنوعی: یک گنج پنهان وجود دارد که خود را نشان داده است، اما تنها خود گنج آن را میداند و دیگران فقط شنیدهاند.
یکی گنج است پر گوهر در اسرارچو خورشید است اندر جمله انوار
هوش مصنوعی: یک گنج پربها و پرارزش در رازها وجود دارد که مانند خورشید در میان همهی نورها میدرخشد.
یکی گنجست مخفی عاشقان راکه میگویند و میجویند آن را
هوش مصنوعی: عاشقان به دنبال چیزی ارزشمند و پنهان هستند که بارها دربارهاش صحبت میشود و آن را جستجو میکنند.
یکی گنج است اکنون چند گوئیمچو با ما است اکنون چند جوئیم
هوش مصنوعی: حالا که گنجی در اختیار داریم، چه نیازی به جستجو و به دنبال آن رفتن داریم؟
چو با ما گفت کز اینجا نشانستحقیقت جملگی دیدار آنست
هوش مصنوعی: وقتی که او به ما گفت که نشانههای اینجا تنها حقیقت را نشان میدهد، همه چیز به دیدار آن حقیقت مربوط میشود.
همه گنج است اینجاگه گداکیستحقیقت با وجودش بینوا کیست
هوش مصنوعی: این مکان پر از ثروت و دارایی است، اما تنها کسی که درک صحیحی از آن دارد، در واقع یک گدا یا نیازمند است. وجود او نشاندهنده این است که چه کسی واقعاً در موقعیت ناتوانی قرار دارد.
همه از ذات و ذات اینجا چو گنجیستنهاده اسم کاینجا جان سپنجست
هوش مصنوعی: همه چیز از وجود و ماهیت واقعی شکل میگیرد، و اینجا همچون گنجی است که نامش را در بر دارد، جایی که روح و جان آن در تنگناست.
همه از ذات پیدا و نه پیداستکه اینجا کیست کو بر جمله پیداست
هوش مصنوعی: همه چیز از وجود واقعی خود مشخص است و تنها کسی که در حقیقت وجود دارد، برای همه آشکار است.
همه ذاتست و ذات اینجا یقین جاننمودی تا بدانی زانکه جانان
هوش مصنوعی: همه چیز وجود دارد و اینجا وجود یعنی حقیقتی است که جان را نمایان میسازد تا بدانی که محبوب چه کسی است.
تو او شو کو تو است و هم توئی یارکنون اینجا حجاب از پیش بردار
هوش مصنوعی: برای رسیدن به خودِ واقعیات، باید به عمق وجودت نگاه کنی. در اینجا، از موانع و حجابها فاصله بگیر و خودت را بشناس.
کنون اینجا حجاب از پیش برگیرچو یارت یافتی کارت ز سر گیر
هوش مصنوعی: الان حجاب و پرده را کنار بزن و مانند زمانی که یارت را پیدا کردی، کارهایت را به دست بگیر.
کنون اینجا حجابت نیست دریابکه کل جانست و او یکّی است دریاب
هوش مصنوعی: اکنون در اینجا حجاب و مانع نیست، بفهم که کل وجود یکی است و آن تنها یک حقیقت است.
کنون اینجا حجابی نیست جز پوستحقیقت دان که اینجا پوست هم اوست
هوش مصنوعی: در حال حاضر هیچ مانعی وجود ندارد جز حقیقتی که مانند یک پوست است؛ به این معنا که حتی خود پوست نیز به نوعی همان حقیقت به شمار میآید.
کنون اینجا حجابت رفت از پیشرخ او را نظر میکن تو درخویش
هوش مصنوعی: اکنون پرده حجابت کنار رفته و چهره او را ببین، خود را در آینه نگاه کن.
کنون اینجا یکی ای تو یکی دانهمه در خویش اینجا تو یکی دان
هوش مصنوعی: هماکنون در این مکان، تو تنها نیستی. همه چیز در درون خودت وجود دارد. فقط باید بدانی که خودت یکی هستی.
کنون یکی ببین از اصل بیشککه اندر تست اینجا وصل بیشک
هوش مصنوعی: اکنون یکی را ببین که از اصل و ریشه خود آگاه است، زیرا در اینجا به واقع، ارتباط و پیوندی وجود دارد.
کنون اینجا یکی بین از حقیقتطریقت با حقیقت در شریعت
هوش مصنوعی: اکنون در اینجا، کسی وجود دارد که حقیقت راه و روش را با حقیقت قانون الهی در هم میآمیزد.
کنون اندر یکی بنگر نمودتکه یکی است هم بود وجودت
هوش مصنوعی: اکنون با دقت به تصویر خودت نگاه کن، که در واقع همانی است که وجود دارد.
کنون چون جان جان ماست اینجاابا او باش اینجاگه تو یکتا
هوش مصنوعی: اکنون که وجود ما به وجود او وابسته است، در این مکان با او باشید که اینجا مکان یکتایی اوست.
حقیقت چون همه جانانست دیدتهمه بین جمله گفتارو شنیدت
هوش مصنوعی: حقیقت مانند محبوبی است که وقتی او را میبینی، تمام وجودت را درک میکنی و در این حال، از تمامی سخنان و گفتارها آگاه میشوی.
خدا در جمله موقوفست اویستکه اندر جمله اودر گفتگویست
هوش مصنوعی: خداوند در تمام امور حضور دارد و او همان کسی است که در تمام گفتوگوها و تعاملات به چشم میخورد.
بجز او هیچ دیگر نیست دریابهمه جا هست خورشید جهانتاب
هوش مصنوعی: جز او هیچ چیز دیگری وجود ندارد، پس توجه کن که او در همه جا حضور دارد و مانند خورشیدی درخشان بر دنیا میتابد.
حقیقت بود او در جمله پیداستچنان چون ما باو او عاشق ما است
هوش مصنوعی: او حقیقتی است که در همه جا مشخص است، مثل عشقی که ما به او داریم و او نیز عاشق ماست.
چنان بر خویش اینجا عاشق آمدکه هم درخویش با خود صادق آمد
هوش مصنوعی: عاشق به قدری در خود غرق شده که حتی در تنهاییاش نیز با خود راستگو و صادق است.
چنان با خویش دارد عشقبازیکه او در خویش دارد بی نیازی
هوش مصنوعی: او چنان غرق در عشق و محبت است که حتی به خودی خود نیز نیازی احساس نمیکند.
جمالش در همه دیدار بنمودحقیقت خود بخود اسرار بنمود
هوش مصنوعی: زیبایی او در هر ملاقات حقیقت وجودش را به نمایش میگذارد و اسرار درونش را به راحتی فاش میکند.
چنان دیدار خود در خود نمودستکه یکی در یکی بیشک فزودست
هوش مصنوعی: به گونهای که او در وجود خودش تجلی یافته، به نظر میرسد که یکی در دیگری رشد کرده و بیشتر شده است.
توئی جز تو کسی دیگر مبین تویکی دان همچنین عین الیقین تو
هوش مصنوعی: تو تنها وجودی هستی که باید ببینی و تنها تو را بشناس؛ همانطور که یقین داری، تنها تویی.
همه با تست و تو با اوئی اینجاترا گفت و ورا میگوئی اینجا
هوش مصنوعی: همه در اینجا به تو اشاره میکنند و تو از او صحبت میکنی.
ازل را با ابد این دم تو خود دانیکی دید هواللّه و اَحَد دان
هوش مصنوعی: ازل و ابد را در این لحظه، خودت به عنوان یک حقیقت واحد درک کن و به یگانگی خداوند توجه داشته باش.
همه ذات خداوند جهانستسراسر اندر این صورت نهانست
هوش مصنوعی: تمام وجود خداوند در سراسر جهان نهفته است و در این شکل و صورت پنهان است.
همه ذات خداوند است اینجابتوظاهر چو پیوند است اینجا
هوش مصنوعی: در اینجا همه چیز نشانهای از خداوند است، و هر چیزی که میبینیم، تنها یک ظاهر است که به هم پیوسته است.
همه ذات خداوند است بیچونتوئی جمله مرو ازخویش بیرون
هوش مصنوعی: همه چیز در ذات خداوند نهفته است و تو نیز بخشی از آن هستی. از خودت فاصله بگیر و توجهات را به منبع اصلی معطوف کن.
زهی دیدار جانان در همه بازفکنده در همه این دمدمه باز
هوش مصنوعی: فریبنده است دیدار معشوق که در هر حال و زمانی به دلها نفوذ میکند و وجود را پر میکند.
زهی دیدار جانان نیست دیگرکنون پیدا شد اینجا دید جوهر
هوش مصنوعی: چه خوشابه حال دیدار معشوق! حالا دیگر جای آن نیست که از او خبری نباشد، زیرا جوهر و حقیقت او در اینجا نمایان شده است.
زهی دیدار جانان در دل مانظر کن جمله جانان حاصل ما
هوش مصنوعی: آه چه دیدار زیبایی از محبوب! در دل ما به او نگریست. تمام وجود ما از اوست.
زهی دیدار جانان دیده عطّارطمع از خویشتن ببریده عطّار
هوش مصنوعی: دیدن جانان بزرگترین نعمت است و عطّار، با آنکه خود را از هر گونه آرزو و تمنا فارغ کرده، هنوز هم به شدت به دیدار معشوق نائل آمده است.
زهی دیدار جانان جمله جانانستکه اندر بود خود در جمله اعیانست
هوش مصنوعی: دیدن محبوب، همه چیز را زیبا میسازد، زیرا هر چیزی که در وجودش میتابد، خود از عظمت و زیبایی برخوردار است.
زهی دیدار جانان در همه بازنموده در عیان انجام و آغاز
هوش مصنوعی: ای دیدار محبوب که در هر زمان و مکانی راست در قابل مشاهده است، آغاز و پایان هر چیزی را روشن کردهای.
زهی دیدار جانان کس ندیدههمه خود گفت وز خود شنیده
هوش مصنوعی: دیدار جانان بسیار زیبا و شگفتانگیز است، به طوری که هیچکس نتوانسته آن را ببیند و تمام وجودش را به خود واگذار کرده و از خودش شنیده است.
حقیقت خویشتن گفتهست رازشحقیقت خویش بشنفتست رازش
هوش مصنوعی: حقیقت وجود خود را بیان کرده و راز درونش را به دیگران آموخته است.
حقیقت خویش دیده روی خود دوستنموده مغز خود در کسوت پوست
هوش مصنوعی: انسانی که به حقیقت درون خود پی برده، چهره محبوبش را میبیند و خود را در ظاهر و جسمی عادی مخفی کرده است.
سخن چندانکه میگوئیم اینجاابا اویست که میجوئیم اینجا
هوش مصنوعی: هرچقدر که در مورد چیزی صحبت میکنیم، وجود آن مشکل است و به سختی میتوانیم آن را پیدا کنیم.
سخن چندانکه میگوئیم او گفتابا خود گفت وخود اسرار بشنفت
هوش مصنوعی: هر چقدر که ما حرف میزنیم، او هم با خود صحبت میکند و رازها را از دل خود بیان میکند.
سخن چندانکه رفت از وصل باقیهنوز اسرار مانده هان تو ساقی
هوش مصنوعی: هر چه که از وصل و ارتباط دلنشین گذشت، هنوز رازهایی باقی مانده است. ای ساقی، تو به این نکات توجه کن.