بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، مردی عرب به خاطر طعامی که با پنج انگشت میخورد، مورد سوال قرار میگیرد. او به سائل توضیح میدهد که اگر انگشتانش شش تا بودند، غذا را بهتر میتوانست بخورد. این دیالوگ به مفهوم نگاه به موضوعات از زوایای مختلف اشاره دارد. او همچنین به قدرت نظر و توجه انسان به دنیا و کارهایش اشاره میکند و میگوید که حتی اگر جهان دگرگون شود، اهمیت نظر و توجه همچنان باقی است. در پایان، اشاره میشود که خاک و زندگی انسانها در نهایت به حقیقت و پاکی بازمیگردد.
بود مردی از عرب در کار خامخوش به پنج انگشت میخوردی طعام
هوش مصنوعی: مردی از عرب بود که در کارهای خام مهارت داشت و به خاطر آن، غذایی خوشمزه با پنج انگشتش میخورد.
سائلی گفتش که ای بر بینواهین مرا آگاه گردان تا چرا
هوش مصنوعی: سوالی از آن شخص کرد که ای بینوا، لطفاً من را مطلع کن که چرا اینگونه هست.
تو به پنج انگشت خوردی این طعامگفت زان کانگشت شش نیست ای غلام
هوش مصنوعی: تو با پنج انگشت خود این غذا را خوردهای، چرا که شش انگشت وجود ندارد، ای خدمتکار.
گر بجای پنج شش بودی مراهر شش من بارکش بودی مرا
هوش مصنوعی: اگر به جای پنج، شش میبود، هر شش من بار سنگینی برای تو بود.
گر هزاران دیده داری ای غلامآن نظر را باید آن جمله مدام
هوش مصنوعی: اگر هزاران چشم داشته باشی، باید همیشه به آن دیدگاه خاص توجه کنی.
گر شود هردو جهان زیر و زبربس بود هر دو جهان را آن نظر
هوش مصنوعی: اگر هر دو جهان به هم بریزد، نگاه تو برای هر دو جهان کافی است.
گر شود هر دو جهان در خاک پستتا ابد این خاکیان را کار هست
هوش مصنوعی: اگر هر دو جهان به خاک بیفتد و از بین برود، باز هم برای این خاکیها کار و فعالیت وجود دارد.
خاک را چون کار با پاک اوفتادپیش آدم عرش در خاک اوفتاد
هوش مصنوعی: وقتی که کار زمین به دست آدم افتاد، خاک هم پیش او و در زیر عرش قرار گرفت.