بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، بامریدان شیخی داستانی را روایت میکنند که در آن آسیا سنگی به طور ناگهانی میشکند و باعث بروز حالتی در شیخ میشود. اصحاب شیخ از این وضعیت تعجب کرده و به ناامیدی خود از تلاشهایی که در زندگی انجام دادهاند، اشاره میکنند. شیخ با اشاره به اینکه این شکست سنگ باعث رهایی او از سرگردانی شده، توضیح میدهد که در برخی مواقع، شکستها میتوانند به فرد آرامش و روشنایی ببخشند. او میگوید که اگر این شکست رخ نمیداد، او همچنان در بلاتکلیفی باقی میماند. در نهایت، شیخ به اهمیت شکست و رهایی از درد و عذاب ناشی از سرگشتگی و ناامیدی اشاره میکند.
بامریدان شیخی از راه درازآسیا سنگی همی آورد باز
هوش مصنوعی: یک مرد از دور جادهای طولانی را طی کرده و سنگی را از آسیا برمیگرداند.
از قضا بشکست آن سنگ گرانشیخ را حالت پدید آمد بر آن
هوش مصنوعی: به طور ناگهانی، آن سنگ بسیار سنگین شیخ شکست و حالتی را بر او آشکار کرد.
جملهٔ اصحاب گفتند ای عجبجان ازین کندیم ما در روز و شب
هوش مصنوعی: همهٔ دوستان گفتند، عجب است که ما در روز و شب مدام از این موضوع ناراحتیم.
هم زر و هم رنج ما ضایع بماندخود مگیر این آسیا ضایع بماند
هوش مصنوعی: هم طلا و هم زحمت ما به هدر میرود، بنابراین خودت را ناتوان مگذار، که این آسیاب هم نابود خواهد شد.
این چه جای حالتست آخر بگویما نمیدانیم این ظاهر بگوی
هوش مصنوعی: این کجا و چه حال و روزی است که ما در آن هستیم؟ آخر بگویید که ما نمیدانیم، فقط این جلوه و ظاهر را بیان کنید.
شیخ گفت این سنگ ازان این جا شکستتا زسرگردانی بسیار رست
هوش مصنوعی: شیخ گفت این سنگ از همین جا به خاطر سرگردانی و بلاتکلیفی زیادی شکسته شده است.
گر نبودی این شکستش اندکیروز و شب سرگشته بودی بیشکی
هوش مصنوعی: اگر این شکست وجود نداشت، قطعاً روز و شب بیشتر سرگردان و آشفته بودی.
چون شکستی آمد او را آشکاردایماً آرام یافت آن بیقرار
هوش مصنوعی: زمانی که تو شکسته شدی، او را به وضوح دیدی، و همواره در حال آرامش یافتی، در حالی که آن شخص همیشه در درونش بیقراری داشت.
چون ز سنگ این حالتم معلوم گشتحالی از سنگم دلی چون موم گشت
هوش مصنوعی: وقتی حالتم از سنگ بودنم مشخص شد، دلی شاداب و نرم مانند موم پیدا کردم.
چون بگوش دل شنیدم راز از اواوفتاد این حالتم آغاز از او
هوش مصنوعی: وقتی که با گوش دل اسراری را از او شنیدم، این حالتی که در من به وجود آمد، با او آغاز شد.
هرکرا سرگشتگی پیوسته شدچون شکست آورد کلی رسته شد
هوش مصنوعی: هر کسی که دائماً در بلاتکلیفی و سردرگمی باشد، وقتی به شکست برسد، تمام قید و بندها و مشکلات او از بین میرود.
هرکه او سرگشته و حیران بمانددرد او جاوید بیدرمان بماند
هوش مصنوعی: هر کسی که در وضعیت سرگردانی و گیجی باقی بماند، درد و رنج او دائمی و بیدارو خواهد بود.
از همه کار جهان نومید شدکار او خون خوردن جاوید شد
هوش مصنوعی: او از تمامی کارهای دنیا ناامید شد و تنها مشغلهاش در حال حاضر خوردن خون به عنوان کاری جاودان شده است.