بخش ۴ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، وزیر به مرگ نزدیک میشود و به فکر قوم خود میافتد. او از اینکه به خاطر خواستههای دنیوی خود، آخرت را فدای مقام و ثروت کرده است، حسرت میخورد. او میگوید که زندگیاش را صرف آرزوهای دنیوی کرده و حالا جانش را نیز در این راه باخته است. شاعر به دل انسانها هشدار میدهد که بیدار شوند و از خواب غفلت خارج شوند، زیرا کسانی که از دنیا رفتهاند در انتظارند و نباید تاخیر بیشتری در توجه به آخرت خود داشته باشند. در نهایت، او از مخاطب میخواهد که خود را از بند دنیا آزاد کنند و به فکر روزهای آینده باشند.
آن وزیری را چو آمد مرگ پیشکرد حیران روی سوی قوم خویش
هوش مصنوعی: وزیری که با مرگ روبهرو شد، به شدت حیرتزده و شگفتزده به سوی مردم خود نگریست.
گفت دردا و دریغا کز غرضآخرت با خواجگی کردم عوض
هوش مصنوعی: گفت درد و حسرت میکشم که به خاطر رسیدن به آخرت، جایگاهی را که داشتم از دست دادم.
زآرزوی این جهان میسوختملاجرم آن یک بدین بفروختم
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوهای این دنیا سختی و رنج میکشیدم، بنابراین ناگزیر یکی از آرزوهایم را به این دنیا واگذار کردم.
میروم امروز جانی سوختهرفته دنیا و آخرت بفروخته
هوش مصنوعی: امروز به جایی میروم که دلم را با خود بردهام و هر دو دنیا را برای کسب تجربه و شناخت فروختهام.
ای دل غافل دمی بیدار شوچند بد مستی کنی هشیار شو
هوش مصنوعی: ای دل بیخبر، لحظهای بیدار شو و از خواب غفلت بیدار شو؛ دیگر چه مدت میخواهی در مستی بمانی؟ زمان آن رسیده که هوشیار و بیدار شوی.
رفتگان اندر نخستین منزلندمنتظر بنشسته و مستعجلند
هوش مصنوعی: افرادی که رفتهاند در ابتدا در حال انتظار هستند و نگران و بیتابند.
بیش ازین در بند خودشان می مدارچندشان فرمائی آخر انتظار
هوش مصنوعی: دیگر بیش از این وقت خودت را بر سر این افراد تلف نکن، زیرا در نهایت تو هستی که باید منتظر نتیجه و پاسخ بمانی.