تناجی
عطار نیشابوری

بخش ۵ - الحكایة و التمثیل

در رهی داود طائی بی قرارمیشد و تعجیل بودش بیشمار
آن یکی گفتش چرا داری شتابگوئی افتادست در دکانت آب
گفت بر دروازه در بند منندمیشتابم چون شتابم میکنند