بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیدلی (نقد و مال دنیا) اشاره میکند که باعث رنج و زحمت انسانها میشود. بیدل به درویشی میگوید که در روز قیامت نمیتواند از کسی چیزی بگیرد و باید روزی را با او به سختی سپری کند. درویش از بیدل میخواهد که دلیل این سرگردانی را توضیح دهد. بیدل در پاسخ میگوید که در دنیا، هر دو در عذاب هستند و اگر هر دو در رستاخیز به یک حقیقت برسند، دیگر دشمنی وجود نخواهد داشت. در حقیقت، او و رقیبش یکی هستند و در نهایت، در عالم برزخ و قیامت، همه چیز به توحید بازمیگردد و این مشکلات دنیوی دیگر وجود نخواهد داشت. اما در این دنیا، به خاطر اختلافات و دشمنیها، انسانها رنج میکشند.
بیدلی را بود مالی بر کسیدر تقاضا رنج میدادش بسی
هوش مصنوعی: بیدلی از کسی چیزی خواسته بود و این درخواست او را به زحمت انداخته و رنج میدهد.
گرچه میرنجید مرد وام دارزر بدودادن نبودش اختیار
هوش مصنوعی: اگرچه مردی که بدهکار است، ناراحت نمیشود، اما در دادن طلا و پول، اراده و اختیاری ندارد.
چون خصومت در میان بسیارشدبر دو خصم آن کار بس دشوار شد
هوش مصنوعی: وقتی که درگیری و اختلافات میان افراد زیاد میشود، حل و فصل آن برای دو طرف درگیر بسیار سخت و دشوار خواهد بود.
بود درویشی به بیدل گفت خیزتا بود در گردنش تا رستخیز
هوش مصنوعی: یک درویش به بیدل گفت: برخیز تا در گردن تو، نشانهای از رستاخیز باشد.
زر قیامت بهترت آید بکارپس بدو بگذار و از وی کن کنار
هوش مصنوعی: در روز قیامت، طلا و ثروت به درد نمیخورد، بنابراین بهتر است از آن بگذری و به دوری از آن فکر کنی.
گفت بیدل در قیامت من ازونقد نتوانم ستد روشن ازو
هوش مصنوعی: در روز قیامت، من نمیتوانم از او حقیقتی دریافت کنم؛ چون حقیقت روشن از اوست.
هیچ او فردا بمن ندهد خموشزان شدم امروز با او سخت کوش
هوش مصنوعی: هیچکس فردا به من چیزی نخواهد داد، بنابراین امروز باید با او به شدت تلاش کنم.
مرد گفتا می ندانم سر اینشرح ده تا این شکم گردد یقین
هوش مصنوعی: مردی گفت: من نمیدانم، توضیح این موضوع را بده تا این که دلایلش برای من واضح شود.
گفت چون هردو برآئیم از قفساو و من هر دو یکی باشیم و بس
هوش مصنوعی: وقتی که هر دوی ما از قفس آزاد شویم، خودمان را یکی خواهیم دانست و بس.
هر کجا توحید بنماید خدایشرک باشد گر دوئی ماند بجای
هوش مصنوعی: هر جا که خداوند یگانگی و توحید را نشان دهد، نشانه شرک و دوگانگی وجود ندارد و اگر همچنان دوئی و دوگانگی باقی بماند، نشاندهنده وجود شرک است.
در حقیقت چون من او و او منملاجرم آنجا نباشد دشمنم
هوش مصنوعی: در واقع، چون من و او یکی هستیم، بنابراین در آنجا جایی برای دشمنی وجود ندارد.
لیک اینجا نیست توحید آشکارزو ستانم چون زرم آید بکار
هوش مصنوعی: اما در اینجا توحید (یگانگی خدا) به وضوح نمایان نیست. از او چیزی نمیگیرم زیرا وقتی به کار میآید، مانند زَر (طلا) است که فقط در مواقع خاصی مورد استفاده قرار میگیرد.
این زمانش زر ستانم بیشکیبعد ازین هر دو شویم آنگه یکی
هوش مصنوعی: در این زمان بهدست آوردن طلا را فراموش نخواهم کرد و بعد از این، هر دو ما به یکشکل میشویم.
گر عدد گردد احد کاری بودورنه بی شک رنج بسیاری بود
هوش مصنوعی: اگر عدد واحدی به شمار بیاید، کار آسانی خواهد بود؛ وگرنه بدون شک، زحمت زیادی به دنبال خواهد داشت.