بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: بیدل دیوانه به دکان بقالی رفت و از او پرسید که چرا در دکان نشسته است. بقال پاسخ داد که منتظر سود است. بیدل ادامه داد که اگر کسی یک سود داشته باشد و آن را دو برابر کند، این امر سود به شمار نمیآید. او سپس به بقال گفت که در واقع او در اشتباه است و سود واقعی وقتی اتفاق میافتد که دل و درک انسان به حقیقت بپیوندد. در اینجا منظور این است که وقتی انسان به حقیقت برسد، آنگاه درک صحیحی از سود و منفعت خواهد داشت.
بیدل دیوانهٔ در حال شدپیش دکان یکی بقال شد
هوش مصنوعی: بیدل، مجنون و بیخود، در حالتی سرگردان به فروشگاه یک بقالی رفت.
گفت بر دکان چرا داری نشستگفت تا آید مرا سودی بدست
هوش مصنوعی: شخصی از دیگری میپرسد که چرا در فروشگاه نشستهای. او پاسخ میدهد که نشستهام تا شاید فرصتی پیش بیاید و سودی به دست آورم.
گفت چبود سود گفتا آنکه زودگر یکی داری دو گردد اینت سود
هوش مصنوعی: گفت: سود چیست؟ جواب داد: آنچه زود به دست آید. اگر چیزی داری، داشتن دو برابر آن بهترین سود است.
گفت کورست آن دلت دو ماحضرگر یکی گردد ترا سود این شمر
هوش مصنوعی: اگر دلت کور باشد، اگرچه دو نفر هم به تو نزدیک باشند، فرقی به حال تو نخواهد کرد. پس، از این دوستیها بهرهای نخواهی برد.
کار تو بر عکس این افتاد نیکنیستت توحید در شرکی ولیک
هوش مصنوعی: کار تو به خلاف این است که نتیجه خوبی به همراه ندارد؛ تو به ظاهر به یکتایی خدا اعتقاد داری، اما در عمل به شرک مبتلا هستی.
چون دل و گل هر دو در حق گم شودآنگهی مردم بحق مردم شود
هوش مصنوعی: وقتی که دل و گل هر دو در مسیر حقیقت گم شوند، در آن زمان انسان به معنای واقعی خود میرسد و به حقیقت خود پی میبرد.