بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حالت بیقراری و دلتنگی خود اشاره میکند و از خداوند درخواست میکند که آنچه بر او میگذرد را بداند. او احساس میکند که مشکلات و رنجهایش ناشی از محبت خداست و از خدا میخواهد که به حال او رحم کند و اقدامی انجام دهد. همچنین، شاعر به عزم خداوند در آزمایش و رنجاندن دلش اعتراف میکند که هیچگاه این آزردگی را فراموش نخواهد کرد.
بیدلی بودست جانی بیقرارسربرآوردی و گفتی زار زار
هوش مصنوعی: مردی دچار اندوه و بیقراری بود، ناگهان از جایش بلند شد و با صدای بلند شروع به گریه و زاری کرد.
کای خدا گر مینداند هیچکسآنچه با من کردهٔ در هر نفس
هوش مصنوعی: ای خدا، اگر هیچکس از آنچه که بر من رفته و در هر لحظه با من کرده، آگاه نیست، تو این درد و رنج را میدانی.
باری این دانم که تو دانی همهپس بکن چیزی که بتوانی همه
هوش مصنوعی: این را میدانم که تو هم میدانی، پس به کاری دست بزن که از دستت برمیآید.
این چه با من میکنی در هر دمیمی برآید از دلت آخر همی
هوش مصنوعی: تو در هر لحظه با من چه میکنی که از دلت همیشه یک چیزی بیرون میآید.
عزم جان داری ز من بربوده دلاینچه کردی هرگزت نکنم بحل
هوش مصنوعی: عزم و ارادهای که از من گرفتی و دل مرا شکست، هرگز نمیتوانم تو را ببخشم.