تناجی
عطار نیشابوری

بخش ۹ - الحكایة و التمثیل

آن یکی دیوانهٔ یک گرده خواستگفت من بی برگم این کار خداست
مرد مجنون گفتش ای شوریده حالمن خدا را آزمودم قحط سال
بود وقت غز ز هر سو مردهٔو او نداد از بی نیازی گردهٔ