بخش ۷ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، یک ناقلی به شیخی بزرگ میگوید که هر روز یک دانای پیر ختم قرآن میکند، اما او خود به این کار نمیپردازد. شیخ در پاسخ میگوید که صرف خواندن قرآن کافی نیست و اگر کسی آیهای از قرآن را از او بگیرد، باید به زندگی خود عمل کند. او توضیح میدهد که اگر درد و نیاز واقعی به شناخت خداوند داشته باشی، رستگاری را مییابی. همچنین، عاشقان این درد معنوی را از راه دور میشناسند و به آن بوی خاصی میدهند که نشانگر عشق و حقیقت الهی است.
ناقلی در پیش آن شیخ کبیرگفت هر روزی یکی داننده پیر
هوش مصنوعی: ناقل به آن عالم بزرگ گفت که هر روز یکی از دانشمندان کهن در حال آمدن است.
میکند ختمی و در عمری درازکار او انیست گفتم با تو باز
هوش مصنوعی: ختمی میکند و در طول عمرش کارش این نیست که به تو بگوید دوباره بگو.
شیخ گفتش زان همه قرآن دمیدامنش نگرفت یک آیت همی
هوش مصنوعی: شیخ به او گفت هیچکدام از آیات قرآن را در زندگیات نیاوردهای و نتوانستهای از آنها بهره بگیری.
گر گرفتی آیتی زان دامنشنیستی پروای خواندن چون منش
هوش مصنوعی: اگر نشانهای از او داشته باشی، نگران خواندن آن نیستی، مانند من.
درد او گر دامنت گیرد دمیرستگاری یابی از عالم همی
هوش مصنوعی: اگر لحظهای درد او تو را در خود بگیرد، تو به نوعی از آزار و پریشانی رهایی پیدا میکنی و به آرامش میرسی.
بوی این درد از دل سرمست توگر توانی برد بردی دست تو
هوش مصنوعی: اگر بتوانی، بوی این درد را از دل شاداب تو ببر، پس دستت را به کار بیاور.
عاشقان این درد از راه درازمیشناسند ای عجب از بوی باز
هوش مصنوعی: عاشقان این درد را از دور و بیآنکه نزدیک شوند، به راحتی میشناسند، جالب اینجاست که به راحتی بوی آن را تشخیص میدهند.