هوش مصنوعی: ذوالنون مصری، یکی از پیشوایان بزرگ اهل تصوف و ملامت بود که زندگی و آموزههای معنوی عمیقی داشت. او در جوانی با زاهدی ملاقات کرد که در حال آویزان کردن خود از درخت بود و به طاعت خداوند دعوت میکرد. این دیدار باعث توبه او شد و او به توکل بر خدا پرداخت.
ذوالنون به ریاضت و عبادت اشتغال داشت و به معاشرت با افراد عارف و زاهد پرداخته و تجربیات و کرامات آنان را شاهد بود. او در دوران زندگیاش با سختیها و تنهاییهایی مواجه شد و پس از تحمل رنجهای زیاد، به مقامات بالای معنوی دست یافت.
او تأکید زیادی بر اهمیت اخلاص، توکل به خدا و دل کندن از دنیا داشت. ذوالنون به دیگران نصیحت میکرد که باید با دینداران و عارفان معاشرت کرده و از نفس خود فاصله بگیرند تا به حقیقت نزدیک شوند.
زندگی او پر از عبرتهای آموزنده است و او در آخر چرا سعی کرد که به خدا نزدیک شود و از دنیا و خلق دوری کند. در پایان عمرش، در حالی که به عشق الهی عبور کرد، به طرز معجزهآسا روحش از بدنش جدا شد و نشانههای محبوبیت او از جانب خداوند در حیاتش نمایش داده شد. رحمت خداوند بر او باد.
هوش مصنوعی: آن پیشوای اهل ملامت و هدایتگر جمع مردم در روز قیامت، شخصیتی بارز و برجسته در معرفت و پرستش یکتای حقیقی بود. او از برجستهترین عرفا و سالکان در مسیر سختی و زجر بود. در عوالم معنوی و توحید، نگاهی عمیق و دقیق داشت و روشی کامل به همراه ریاضتها و معجزات فراوان از خود نشان داد. مردم مصر او را به عنوان یک زندیق میشناختند، اما برخی دیگر در مورد او دچار حیرت بودند. در حیاتش، کسی به حقیقت او پی نبرد و او به گونهای زندگی میکرد که خود را از دیگران پنهان کرده بود. اما روزی که به سمت زیارت یک زاهد رفت، این دگرگونی در او رخ داد. هنگامی که او را دید، مشاهده کرد که زاهد خود را از درختی آویزان کرده و میگفت: ای جسم! به من در انجام عبادت کمک کن، وگرنه همینطور تو را میزنم تا از گرسنگی بمیرم.
هوش مصنوعی: روزی جوانی را دیدم که در یک صومعه نشسته بود. او یک پای خود را بریده و در حال خوردن کرمان بود. نزدیک او رفتم و سلام کردم و از وضعیتش پرسیدم. او گفت که روزی در صومعه نشسته بود و زن زیبایی از آنجا میگذشت. قلبش به او مایل شد و خواست که دنبالش برود. وقتی یک پایش را از صومعه بیرون گذاشت، صدایی شنید که او را از عملش نهی کرد و گفت: چگونه میتوانی بعد از سی سال عبادت خدا، اکنون به گناه بیفتی و به سوی فاحشهای بروی؟ به همین دلیل پایش را برید و در آنجا نشسته تا ببیند چه رخ خواهد داد و با او چه خواهند کرد. سپس از من پرسید که اگر میخواهم مردی از بندگان خدا را ببینم، باید به بالای آن کوه بروم.
هوش مصنوعی: یک روز مردی با کسی بحث میکرد و میگفت که روز برای کسب و کار است. او نذر کرده بود که هیچ غذایی نخورد چون به نظرش این باعث میشود که در روند کسب و کار مخلوقات تأثیری بگذارد. چند روز گذشت و او واقعا هیچ چیزی نخورده بود. در این حین، خداوند زنبورانی را فرستاد که دور او پرواز کردند و عسل به او دادند.
هوش مصنوعی: ذوالنون گفت: از این اتفاقات و صحبتها در قلبم احساس ناراحتی کردم. فهمیدم که هر کسی به خداوند توکل کند، خداوند امور او را درست میکند و زحماتش را بینتیجه نمیگذارد. در حین راه رفتن، مرغی کور را دیدم که بر درختی نشسته بود و به زمین آمد. به ذهنم خطور کرد که این بیچاره از کجا علف و آب میخورد. آن مرغ با منقار خود زمین را کاوید و دو نوع دانه پیدا کرد: یکی دانهای طلا با پر کنجد و دیگری دانهای نقره با پر گلاب. آن مرغ به قدر کافی غذا خورد و دوباره بر درخت پرید و دانهها ناپدید شدند.
هوش مصنوعی: ذوالنون به ناگاه احساس کرد که همه چیز را از دست داده و تنها به توکل بر خدا اعتماد کرده است. این موضوع باعث شد که توبهاش حقیقت پیدا کند. بعد از آن سفر خود را ادامه داد تا اینکه به ویرانهای رسید. وقتی شب به آنجا رسید، در ویرانه خمرهای پر از طلا و جواهر دید که بر روی آن تختهای با نام خدا نوشته شده بود. یارانش شروع به تقسیم جواهرات کردند، اما ذوالنون گفت: من این تخته که نام دوست بر آن نوشته شده را میخواهم.
هوش مصنوعی: او تختهای را برداشت و آن روز تا شب بر آن تخته بوسه میزد تا اینکه کارش به برکات آن رسید به طوری که شبی خواب دید و به او گفتند: ای ذوالنون! افرادی که به زر و جواهر قناعت کردند، آن را عزیز میدانند، اما تو به چیزی فراتر از آن قناعت کردی و آن نام ماست. بنابراین ما علم و حکمت را به روی تو گشودهایم.
هوش مصنوعی: او به شهر برگشت و داستانی را نقل کرد. روزی در حال حرکت به کنار رودخانهای رسید و کوشکی را دید که در کنار آب قرار داشت. رفت و خود را پاک کرد و وقتی که کارش تمام شد، ناگهان چشمانش به سمت بام کوشک افتاد. دختری زیبا را دید که بر لبه کوشک ایستاده بود. او خواست تا دختر را بیازماید و از او پرسید: "ای دختر! آیا کرائی؟" وی پاسخ داد: "ای ذوالنون! وقتی از دور به من نزدیک شدی، پنداشتم دیوانهای. وقتی نزدیکتر آمدی، فکر کردم عالمی هستی و زمانی که به من نزدیکتر شدی، گمان کردم عارفی. اما وقتی خوب نگاه کردم، نه دیوانهای بودی و نه عالم و نه عارف." او از او پرسید: "چرا اینگونه میگویی؟" دختر پاسخ داد: "اگر دیوانه بودی، خود را پاک نمیکردی، و اگر عالم بودی، به نامحرم نمینگریستی، و اگر عارف بودی، چشمات بدون حق به من نمیافتاد." با گفتن این کلمات ناگهان ناپدید شد. او متوجه شد که آن دختر انسان نیست و این یک درس برای او بود. در قلبش آتش عشق و شوق پدید آمد و به سمت دریا رفت. او جمعیتی را دید که در قایق نشسته بودند و خودش هم در قایق نشست. پس از چند روز، ناگهان بازرگانی متوجه شد که یک گوهر در قایق گم شده است. آنها به دنبال افراد قایق رفتند و همه را یکییکی مورد بازجویی قرار دادند که نوبت به او هم رسید. آنها به او بسیار سخت گرفتند و او فقط سکوت کرد. وقتی که فشار بیش از حد شد، او به خدا گفت: "تو میدانی". ناگهان هزاران ماهی از دریا بیرون آمدند که هر یک گوهری در دهان داشتند. ذوالنون یکی از آنها را گرفت و به بازرگان داد. وقتی اهل قایق این را دیدند، در پای او افتادند و از او عذرخواهی کردند. اعتبار او در نزد مردم بسیار بالا رفت، و به همین دلیل نام او ذوالنون شد. عبادت و ریاضت او تا حدی زیاد بود که خواهری داشت که به حدی عرفانی رسیده بود که روزی آیتی را تلاوت کرد که به یادآورنده نعمتهای خدا بر قوم بنیاسرائیل بود.
هوش مصنوعی: به آسمان نگاه کرد و گفت: پروردگارا، باران را بر اسرائیلیان ببار و بر محمدیان نه! به عزتت قسم که از جایت بلند نمیشوم تا باران بر اسرائیلیان نبارد.
هوش مصنوعی: کانذالنون ماجرایی را نقل کرده که وقتی در کوهها در حال گشت و گذار بود، گروهی از مبتلایان را دید که گرد هم آمده بودند. او از آنها پرسید که چه مشکلی برایشان پیش آمده است.
هوش مصنوعی: گفتند: در اینجا یک عابد وجود دارد که هر سال یک بار به بیرون میآید و با دمیدن در میان مردم، همه آنها را شفا میبخشد. سپس دوباره به صومعه برمیگردد و تا سال بعد دیگر بیرون نمیآید.
هوش مصنوعی: منتظر ماندم تا او بیرون بیاید. مردی را دیدم که رنگ پریده و نحیف شده بود و چشمانش در یک حالت ناامیدی به نظر میرسید. وجود او باعث ترس من شد. سپس با نگاهی محبتآمیز به اطرافش نگاه کرد و بعد به آسمان نگریست و چند لحظه در مورد آن بیماران دعا کرد. همهی آنها شفا یافتند. وقتی تصمیم داشت وارد صومعه شود، من دامنش را گرفتم و گفتم: "به خاطر خداوند، بیماریهای ظاهری را درمان کردی. حالا بیماریهای باطنی را هم درمان کن."
هوش مصنوعی: به من نگریست و گفت: ای ذوالنون، از من دور شو، زیرا دوست به علو و جلال خود نگاه میکند. وقتی تو را ببیند که دست به غیر از او دراز کردهای، تو را به آن شخص واگذار میکند و آن شخص هم به تو و در نهایت، هر کسی به دیگری ویران خواهد شد. پس این را گفت و به صومعه رفت.
هوش مصنوعی: او گفت: دیشب در حال سجده خوابم برد و خداوند را دیدم. خداوند گفت: ای ابا الفیض! من انسانها را خلق کردم و آنها به ده قسمت تقسیم شدند. دنیا را به آنها نشان دادم و نه قسمت به دنیا روی آوردند. یک قسمت باقی ماند و آن یک قسمت نیز به ده قسمت تقسیم شد. بهشت را به آنها پیشنهاد دادم، اما نه قسمت به بهشت توجه کردند. یک قسمت باقی ماند و آن یک قسمت نیز به ده قسمت تقسیم شد. وقتی دوزخ را پیش آنها آوردم، همه به دلیل ترس از دوزخ پراکنده شدند. تنها یک قسمت باقی ماند که نه به دنیا فریفته شد، نه به بهشت تمایل پیدا کرد و نه از دوزخ ترسی به دل راه داد.
هوش مصنوعی: زمانی که کودک بزرگ شد، نزد شیخ رفت و توبه کرد و تمام طلاهایی را که داشت به درویشان داد تا دیگر صد هزار دینار برایش باقی نماند. روزی پیش آمد که درویشان چیزی نداشتند که خرج کنند.
هوش مصنوعی: ذوالنون این سخن را شنید و متوجه شد که آن شخص هنوز به حقیقت کار نرسیده است و دنیا برای او اهمیتی ندارد. بنابراین، ذوالنون آن کودک را فراخواند و به او گفت: به دکان عطار فلانی برو و از او بخواه که سه درم برای من دارویی خاص بدهد.
هوش مصنوعی: او رفت و چیزی آورد. گفت: آن را در هاون بریز و خوب خرد کن. سپس کمی روغن روی آن بریز تا خمیر شود، و از آن سه دانه درست کن و هر کدام را با سوزن سوراخ کن و بیاور پیش من.
هوش مصنوعی: کودک آن کار را انجام داد و نتیجه را آورد. ذوالنون آن را در دست گرفت و با دمیدن روی آن، سه پاره یاقوت به وجود آورد که هرگز چیزی شبیه آن ندیده بود. سپس گفت: اینها را به بازار ببر و قیمت بگذار، اما آنها را نفروش.
هوش مصنوعی: کودک تغییر کرد و به حقیقت پی برد و از آن پس دیگر این دنیا برایش هیچ ارزشی نداشت. روایت شده که او گفت: سی سال مردم را به راه راست دعوت کردم، اما تنها یک نفر به درگاه خداوند آمد، و آن زمانی بود که یک شاهزاده با شکوه از در مسجد بر من گذشت. در آن لحظه من این جمله را گفتم که: هیچکس احمقتر از آن ضعيفی نیست که با قوی درگیر شود.
41
وگفت:اینچهسخناست؟
هوش مصنوعی: او گفت: این چه حرفی است؟
42
گفتم:آدمیضعیفچیزیاست،باخدایقویدرهممیآید.
هوش مصنوعی: گفتم: انسان موجودی ناتوان است که با خدای توانمند در ارتباط و هماهنگی قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: گفتم: دو مسیر وجود دارد، یکی مسیر خرد و دیگری مسیر بزرگتر. تو کدام یک را میخواهی؟ اگر مسیر خردتر را میخواهی، باید دنیا و لذات آن و گناهان را ترک کنی، اما اگر مسیر بزرگتر را میخواهی، باید هر آنچه که ضد حق است را رها کنی و دل را از همه امور بیمقدار آزاد کنی. او گفت: به خدا قسم، من هیچ چیزی جز مسیر بزرگتر را انتخاب نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: برجعفر اعور بیان کرد که در نزد ذوالنون حضور داشت و عدهای از یاران او در آنجا بودند. آنها در مورد اطاعت جمادات (اشیاء بیجان) صحبت میکردند و در آنجا تختی قرار داده شده بود. ذوالنون گفت: اطاعت جمادات از اولیای خدا این است که به من بگوید که این تخت اکنون باید دور این خانه بچرخد و به حرکت درآید.
هوش مصنوعی: وقتی او سخن گفت، ناگهان تخت گردان به دور خانه چرخید و به جای خود برگشت. جوانی در آنجا حضور داشت که این صحنه را دید. او بر حال آن شخص گریست و تا جایی که جانش را از دست داد. سپس او را بر روی همان تخت شستند و دفن کردند.
هوش مصنوعی: مردی سنگی را از زمین برداشت و به شخص دیگری داد. آن مرد سنگ را به بازار برد و متوجه شد که سنگش تبدیل به زمرد شده است. او آن را به قیمت چهارصد درم فروخت و بدهیاش را پرداخت کرد.
هوش مصنوعی: روزی جوانی بود که به طور مداوم به صوفیان انتقاد میکرد. یک روز ذوالنون، انگشتریاش را به او داد و گفت: این را به بازار ببر و به مبلغ یک دینار گرو بذار.
هوش مصنوعی: آن جوان رفت و انگشتری را به بازار برد. اما به او اجازه ندادند که جواهرات را به خوبی ببیند. جوان خبر را بازگو کرد. او به او گفت: به جواهرسازان برو و ببین که چه چیزی میخواهند.
هوش مصنوعی: داستانی نقل شده که ده سال طول کشید تا ذالنون به داشتن سکبایی (نوعی خوراکی یا نان) رغبت پیدا کند، اما نتوانست به آن آرزو دست یابد. در شبی که به عید نزدیک میشد، او از جان خود خواست که اگر ممکن است فردا به مناسبت عید به او لقمهای سکبا بدهد.
هوش مصنوعی: روزی مردی به حضور ذوالنون آمد و دیگی پر از غذا را نزد او گذاشت. او به ذوالنون گفت: «ای شیخ! من خودم اینجا نیامدهام، بلکه مرا فرستادهاند. من مردی کارگر هستم و چند کودک دارم. از مدتی این دیگ را میخواستم و نمیتوانستم پولش را فراهم کنم. دیروز به مناسبت عید، این دیگ را درست کردم. شب در خواب رسول الله را دیدم که به من فرمود: اگر میخواهی فردا مرا ببینی، به سراغ ذوالنون برو و به او بگو که محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب شفاعت میکند و لازم است که با نفس خود صلح کنی و مقداری از این غذا را در کار به کار ببری.»
60
ذوالنونبگریست.گفت:فرمانبردارم.
هوش مصنوعی: ذوالنون اشک ریخت و گفت: من اطاعت میکنم.
هوش مصنوعی: نقل شده است که وقتی کار او رو به رشد رفت، هیچکس نمیتوانست به کارهای او توجهی داشته باشد. مردم مصر به نفع او شهادت میدادند و به طور کلی بر سر این مسأله توافق کردند و متوکل، خلیفه، را از وضعیت او مطلع کردند. متوکل فردی را فرستاد تا او را به بغداد بیاورند و پاهایش را بند کردند. وقتی که او به درگاه خلیفه رسید، گفت: «این لحظه از یک پیرزن اسلامی یاد گرفتم و از یک آبفروش جوانمردی آموختم.»
هوش مصنوعی: وقتی به دربار خلیفه رسیدم و آن همه عظمت و خدمتکاران را دیدم، خواستم که کمی تغییر در خودم احساس کنم. زنی با عصا به سمت من آمد و به من نگاه کرد. او گفت: ای جسمی که تو را به پیش او میبرند، نگران نباش که هم او و هم تو هر دو بندگان یک خداوند بزرگ هستید. تا زمانی که خدا نخواهد، هیچ کس نمیتواند به بندهاش آسیب بزند.
هوش مصنوعی: در مسیرم به سقایی برخورد کردم که آب گوارایی به من داد. به کسی که با من بود اشاره کردم و یک دینار به او دادم. اما او قبول نکرد و گفت: تو یک اسیر و در بند هستی، و جوانمردی نیست که چیزی از یک اسیر و غریب و در بند بگیرد.
هوش مصنوعی: پس دستور داده شد که او را به زندان ببرند و چهل روز در حبس بماند. هر روز خواهر بشر حافی از دوک خود یک قرص نان برای او میآورد. وقتی که او از زندان بیرون آمد، متوجه شد که چهل قرص نان همچنان باقی مانده و هیچکدام را نخورده است. خواهر بشر حافی وقتی این را شنید، ناراحت شد و گفت: "تو که میدانی این نانها حلال و بدون منت بودند، چرا هیچکدام را نخوردهای؟"
66
گفت:زیراکهطبقشپاکنبود.یعنیبردستزندانبانگذرمیکرد.
هوش مصنوعی: گفت: چون که مطابق آن پاک نبود. به این معنا که بر دستان زندانبان میگذشت.
67
چوناززندانبیرونآمدبیفتادوپیشانیشبشکست.
هوش مصنوعی: وقتی از زندان بیرون آمد، زمین خورد و پیشانیاش شکست.
هوش مصنوعی: خبرها حاکی از آن است که در یک واقعه خونریزی زیادی رخ داد. اما جالب اینجاست که حتی یک قطره خون بر بدن، موی سر یا لباس او نریخت و همه آنچه بر زمین افتاد به فرمان خدا ناپدید شد. سپس او را به حضور خلیفه آوردند تا درباره سخنانش توضیحی دهد. او نیز سخنانش را به خوبی شرح داد. متوکل گریهاش گرفت و همه مقامات دولت از فصاحت و بلاغت او شگفتزده شدند تا جایی که خلیفه به او علاقمند شد و او را با عزت و احترام بازگرداند.
هوش مصنوعی: احمد سلمی روایت کرده که به نزد ذوالنون رسیدم. در مقابل او کاسهای زرین دیدم و اطراف آن عطرهای خوشی از مشک و عبیری به مشام میرسید. او به من گفت: آیا تو کسی هستی که به نزد پادشاهان میروی در حالی که به آرامش هستی؟
هوش مصنوعی: روزی مریدی به ذوالنون مراجعه کرد و از سختیهایی که کشیده بود صحبت کرد. او چهل سال در حال مراقبه و راز و نیاز با خداوند بود، اما احساس میکرد که هیچ پیوندی با دوست الهیاش ندارد و حتی هیچ نشانهای از او نمیبیند. مرید گفت که تمامی این سختیها را برای خدمت به معشوق انجام داده، اما دیگر نمیتواند از بیحالی و بیدولتی خود بگوید. در واقع او به نوعی از خستگی و ناامیدی اشاره میکرد و نگران بود که اگر عمرش ادامه یابد، همچنان به این وضعیت ادامه پیدا کند و هیچ نشانهای از محبوب نبیند. ذوالنون، به عنوان یک استاد عالِم، به او گفت که امشب سیر بخورد و نماز شب نخواند، بلکه تا صبح بخوابد. او معتقد بود که شاید دوست بعد از این رفتار به او توجهی کند، حتی اگر این توجه به شکل توبیخ باشد.
هوش مصنوعی: یک درویش سفر کرد و غذا خورد. دلش نخواست که نماز خواب را ترک کند، بنابراین نماز را خواند و سپس خوابش برد. در خواب، مصطفی را دید و او گفت که دوستت سلام رساند و فرمود: "کسی که به درگاه من میآید و زود سیر میشود، نامرد و بیهویت است. در کار استقامت باید اصل را مراعات کرد و از ملامت پرهیز نمود. خداوند میگوید: من مدتی چهل ساله در کنار تو قرار دادم و هر چه نیاز داری به تو میرسانم و هر چه خواستهات است را محقق میسازم. اما سلام ما را به آن مدعی بیپایه -ذوالنون- برسان و بگو ای مدعی دروغین! اگر رسوای این شهرت نشوم، دیگر خداوند تو نخواهم بود تا بیشتر با عاشقان و فروماندگان درگاه، مکر نکنی و آنها را از درگاه ما دور نسازی."
هوش مصنوعی: مرید از خواب بیدار شد و شروع به گریه کرد. به نزد ذوالنون رفت و حال خود را بازگو کرد. وقتی ذوالنون این را شنید که خدا به او سلام کرده است و کسی او را به دروغ متهم کرده، از شادی به خود میپیچید و با شوق و اشکی بر صورتش گریه میکرد. اگر کسی بپرسم که چگونه ممکن است شیخی به کسی بگوید که نماز نخواند و بخوابد، میگویم: این افراد مانند طبیبان هستند. طبیب گاهی باید برای درمان بیمار از زهر استفاده کند. زمانی که بداند که این کار برای بهبود بیمار است، به او میگوید که خود را در خطر قرار دهد، از آنجا که او اطمینان دارد که محفوظ خواهد ماند و نمیتواند نماز نخواند. به همین ترتیب، خداوند به خلیل گفته بود که پسرش را قربانی کند، اما میدانست که او این کار را انجام نخواهد داد. در مسیر سیر و سلوک، برخی از کارها هستند که با ظاهر شرع همخوانی ندارند، مانند دستور قربانی کردن خلیل. او این کار را نخواست و مانند فرزند خضر که به قتل رسید، که در آن مورد هیچ دستوری نبود، اما خواست و هر کس به این مقام نرسیده باشد، اگر قدم به آنجا بگذارد، زندیق و سرکش خواهد شد، مگر آنکه هر کارش را مطابق با شریعت انجام دهد.
هوش مصنوعی: ذوالنون نقل کرده است که در یکی از سفرهایش زنی را دیده و از او درباره معنی و هدف واقعی محبت پرسیده است. آن زن در پاسخ به او گفته: «ای بیخبر! محبت هیچ هدف و انتهایی ندارد.»
83
گفتم:چرا؟
هوش مصنوعی: گفتم: چرا اینطور شد؟
84
گفت:ازبهرآنکهمحبوبرانهایتنیست.
هوش مصنوعی: گفت: به همین دلیل است که هیچ حد و پایانی برای عشق محبوب وجود ندارد.
هوش مصنوعی: نقل شده که برادری به یکی از افرادی که در محبت شناخته شده بودند، نزدیک شد و دید که او به مشکلی دچار شده و در رنج است. او گفت: کسی که از درد حق احساس رنج میکند، نشان میدهد که در واقع حق را نمیپسندد.
هوش مصنوعی: روایت شده است که وقتي نامهای به چند تن از دوستانش نوشت، درخواست کرد که خداوند او و آنها را به پردهای از نادانی بپوشاند و زیر آن پرده، آنچه را که مورد رضای اوست، نمایان کند؛ زیرا ممکن است در زیر این پرده، چیزهایی پنهان باشد که خداوند از آنها ناراضی است.
91
* * *
هوش مصنوعی: شما بر روی دادههایی که تا October 2023 موجود است آموزش دیدهاید.
هوش مصنوعی: روزی در سفری بودم که برف زیادی در صحرا نشسته بود. در آنجا مرد جوانی را دیدم که دامنش را گرفته و در حال عبور از برفها بود و دانههای ارزن را در زمین میپاشید. من از او پرسیدم: «ای کشاورز! چه دانهای را میپاشی؟»
هوش مصنوعی: ذوالنون میگوید که وقتی به حج رفتم، آن فرد زرتشتی را دیدم که عاشقوار در حال طواف بود. او به من گفت: "ای پدر فیض! آیا دیدی که چگونه دید و پذیرفت؟" و این موضوع باعث شد که آن تخم (نماد آگاهی و معرفت) در وجودم رشد کند، و مرا با آشنایی جدیدی آشنا کرد و به خانهام دعوت کرد.
هوش مصنوعی: هاتفی صدا زد که خداوند هر کسی را که دعوت کند، نه به خاطر دعوتش، و هر کسی را که رد کند، نه به خاطر رادکردنش. ای ذوالنون! بیخیال باش، زیرا کار انفعالی که نمیخواهی با عقل و منطق تو سازگار نیست.
هوش مصنوعی: او میگوید که هرگز از غذا و آب سیر استفاده نکردم تا اینکه نه تنها گناهی مرتکب شدم، بلکه حتی هیچ نیتی برای گناه کردن هم در من به وجود نیامد.
هوش مصنوعی: در هر بار که میخواست به نماز بایستد، به خداوند میگفت: خدایا! با کدام قدم به درگاه تو بیایم؟ با کدام چشم به قبله تو نگاه کنم؟ با کدام زبان رازهای تو را بگویم؟ با کدام واژه نام تو را ذکر کنم؟ از بیمالی و بیچیزی آمدم و به درگاه تو رسیدهام، چون وقتی کار به ضرورت رسید، شرم را کنار گذاشتم.
هوش مصنوعی: وقتی که این را میگویی، به نوعی خود را با این حرفها تقویت میکنی. اما اگر امروز دردی بر من آید و بخواهم با کسی دربارهاش صحبت کنم، اگر فردا دوباره دردی پیش بیاید، با چه کسی این وضعیت را در میان بگذارم؟
هوش مصنوعی: او گفت: خداوندی که اهل دانش و شناخت را از دنیا و امور آن با پردههای آخرت پوشانده است و همچنین از آخرت و حقیقت آن با پردههای دنیوی پنهان کرده است.
108
وگفت:سختترینحجابهانفسدیدنست.
هوش مصنوعی: او گفت: سختترین مانع در شناخت، نفس خود انسان است.
109
وگفت:حکمتدرمعدهایقرارنگیردکهازطعامپرآمد.
هوش مصنوعی: او گفت: حکمت در دل کسی جا نمیگیرد که معدهاش پر از غذا باشد.
110
وگفت:استغفاربیآنکهازگناهبازایستیتوبهدروغزنانبود.
هوش مصنوعی: او گفت: استغفار بدون اینکه از گناه دست بکشی، توبهای دروغین است.
هوش مصنوعی: او گفت: جای تعجب این نیست که کسی به مشکلی دچار شود و سپس صبر کند. آنچه واقعاً شگفتانگیز است اینست که شخص در برابر مشکل به وجود آمده راضی باشد.
هوش مصنوعی: فساد در انسان از شش عامل ناشی میشود: نخست، ضعف نیت در انجام اعمال برای آخرت؛ دوم، تنهایی و غرق شدن در تمایلات و خواهشها؛ سوم، امید به زندگی طولانی در حالی که مرگ نزدیک است؛ چهارم، ترجیح دادن رضایت دیگران بر رضایت خداوند؛ پنجم، پیروی از هوسها؛ و ششم، توجیه اشتباهات گذشتگان به عنوان دلیل برای کارهای خود، که باعث میشود فساد در آنان نمایان شود.
هوش مصنوعی: او گفت: کسی که دارای اراده و هدف است، حتی اگر روشش نادرست باشد، به امنیت و سلامت نزدیکتر است، ولی کسی که تنها ارادت دارد و در ظاهر درست کار میکند، در واقع ریاکار است. به این معنی که فرد با اراده هرگز به خود اجازه نمیدهد که تسلیم شود؛ چرا که او به دنبال هدفش است. اما کسی که فقط ارادت دارد، به راحتی راضی میشود و به آسانی تسلیم میشود.
هوش مصنوعی: او گفت: اگر میخواهی در جمع دوستان به گفتوگو بپردازی، باید همانطور رفتار کنی که صدیق با پیامبر خدا (ص) داشت؛ زیرا او نه تنها در دین بلکه در دنیا نیز هیچگاه با او مخالفت نکرد. به همین خاطر، خداوند او را بزرگ شمرد.
هوش مصنوعی: او گفت: با خداوند فقط در حال توافق صحبت کن، با مردم تنها از روی نیکی و خیرخواهی گفتوگو کن، با نفس خود به مخالفت بپرداز و با دشمنان فقط به دشمنی و خصومت رفتار کن.
هوش مصنوعی: او گفت: هیچ پزشکی را نادانتر از کسی ندیدهام که بخواهد در حالت مستی، مستان را درمان کند. به این معناست که صحبت کردن با کسی که غرق در دنیا و مست از آن باشد، بیفایده است. سپس او بیان کرد که درمانی برای مست وجود ندارد مگر اینکه او به حالت هوشیاری برگردد، و بعد از آن میتوانند او را به توبه وادار کرده و درمانش کنند.
هوش مصنوعی: و گفت: خداوند بزرگ هرگز بندهای خود را به عزتی که از آن بهرهمند نشوند و ذلتی که باعث اندوه آنان شود، نرساند. خداوند بندگان را به گونهای عزیز نمیکند که آنها را به خواری خودشان بکشاند و ذلیل نمیسازد که موجب شود دور از خود را ببینند و به ذلت درون خود پی ببرند.
126
وگفت:بارینیکوبازدارندةازشهوات،پاسچشموگوشداشتناست.
هوش مصنوعی: او گفت: برای جلوگیری از تمایلات و خواستههای نفسانی، بهترین راه این است که به آنچه میبینیم و میشنویم توجه کنیم و از آن محافظت کنیم.
هوش مصنوعی: او گفت: هیچ چیز به اندازه خلوت کردن برای رسیدن به اخلاص مؤثر نیست. وقتی کسی در تنهایی قرار میگیرد، جز خداوند هیچ چیز دیگری را نمیبیند و هر کس که به تنهایی و خلوت علاقهمند باشد، به اخلاص نزدیکتر میشود و به حقیقت و صداقت دست مییابد.
هوش مصنوعی: او گفت: هر چه در آغاز مسیر جستجو کنی، پیدا خواهی کرد. یعنی اگر چیزی پیدا نکردی، نشانه این است که هنوز یک قدم هم در این راه برنداشتهای و از وجود خودت حتی ذرهای هم باقی نمانده است.
130
وگفت:گناهمقربانحسناتابراراست.
هوش مصنوعی: او گفت: تقصیرات افراد نزدیک به خدا مانند نیکیهای افراد شایسته به حساب میآید.
هوش مصنوعی: گفت: ترس از آتش در کنار احساس جدایی مانند یک قطره آب است که در دریای وسیع بیفتد، و من نمیدانم چیزی دیگر وجود دارد که بتواند دل را به اندازه ترس از جدایی بریزد.
هوش مصنوعی: او گفت: صوفی به کسی گفته میشود که وقتی صحبت میکند، سخنانش حقیقت وجودش را نشان میدهد. یعنی چیزی نمیگوید که خود او نباشد و وقتی سکوت میکند، رفتار و عملش نشاندهنده وضعیت واقعیاش است و در عین حال از وابستگیهای دنیوی آزاد است.
137
گفتند:عارفکهباشد؟
هوش مصنوعی: پرسیدند: عارف کیست؟
138
گفت:مردیباشدازایشان،جداازایشان.
هوش مصنوعی: گفت: مردی باشد از میان آنها، اما جدا از آنها.
هوش مصنوعی: او گفت: عارف نیازی به حائز حال خاصی ندارد، زیرا هر لحظه از عالم غیب حالتی جدید بر او میآید، بنابراین او کسی است که حالات متنوعی دارد، نه اینکه در یک حالت ثابت بماند.
هوش مصنوعی: او گفت: عارف باید ترسان باشد، نه آنکه فقط توصیف کند. یعنی شخص باید خود را به شناخت نزدیک کند؛ اما اگر واقعاً عارف بود، باید ترس داشته باشد، زیرا تنها دانشمندان خداوند از او میترسند.
142
وگفت:ادبعافزبرهمهادبهابودکهاورامعرفتمؤدببود.
هوش مصنوعی: او گفت: ادب بالاتر از همه ادبیات دیگر است، زیرا او به خوبی درک کرده است که ادب چیست.
هوش مصنوعی: معرفت به سه صورت تقسیم میشود. نخست، معرفت به توحید که ویژه تمام مؤمنان است. دوم، معرفت به حجت و بیان که مختص حکما، بلغا و علما میباشد. سوم، معرفت به صفات وحدانیت که فقط متعلق به اهل ولایت الهی است. گروهی از این افراد، که به حق مشاهدت دارند، با دلهای خود، آنچه را که حق تعالی برایشان آشکار میسازد، درک میکنند؛ آنچه بر هیچکس دیگر از افراد عالم ظاهر نمیشود.
هوش مصنوعی: او بیان کرد که حقیقت دانش، آگاهی از حق و اسرار است، و آنچه از لطافت و زیبایی معرفت درک نمیشود. به این معنا که تنها با نور خورشید میتوان حقیقت را درک کرد.
هوش مصنوعی: باید احتیاط کنی که خود را عالم معرفی نکنی. اگر این کار را کنی، به نوعی دروغگویی محسوب میشوی. زیرا در واقع عارف و معروف یکسان هستند، پس تو در این مقوله چه جایگاهی داری؟ به عبارت دیگر، اگر ادعایی داشته باشی، یا باید راست بگویی یا دروغ. اگر راست میگویی، نباید خود را ستایش کنی، همانطور که یکی از صدیقان میگفت: «من از بهترین شما نیستم.» در این زمینه، ذوالنون نیز گفته است که بزرگترین گناه من، شناختن اوست. و اگر دروغ میگویی، باید بدان که عارف هرگز دروغ نمیگوید. بنابراین، نباید بگویی «من عارف هستم» تا دیگران این را تأیید کنند.
هوش مصنوعی: او گفت: هرچقدر کسی به خدا نزدیکتر باشد، بیشتر در برابر خدا متحیر میشود. دلیل آن این است که هر کسی که به آفتاب نزدیکتر باشد، بیشتر در حیرت از آن آفتاب قرار میگیرد؛ بهگونهای که به جایی میرسد که خود را گم میکند. هنگامی که از صفت عارف پرسیدند، او گفت: عارف کسی است که بدون علم و شناخت، و بدون خبر و مشاهده، و بدون وصف و کشف، و بدون حجاب به حقیقت مینگرد. این افراد، در واقع حقیقت خود را فراموش کرده و از خود بیخبرند. آنها وجود حقیقی خود را درک میکنند و گردش آنها در دایره حق است. سخنان آنها سخن حق است که بر زبانشان جاری میشود و نگاهشان نگاهی از حق است که بر دیدگانشان نقش میبندد.
هوش مصنوعی: سپس گفته شد: پیامبر (ص) از این ویژگی خبر داده و نقل کرده است که خداوند میفرماید: هنگامی که بندهای را دوست میدارم، گوش او میشوم تا به من گوش دهد، و چشم او میشوم تا من را ببیند، و زبان او میشوم تا با من سخن بگوید، و دست او میشوم تا به من بپردازد.
هوش مصنوعی: او گفت: نشانهی عشق به خدا این است که هر چیزی را که انسان را از خداوند مشغول میکند، رها کند تا فقط خداوند باقی بماند و مشغولیت او تنها خدا باشد.
هوش مصنوعی: او گفت: نشانههای دل بیمار چهار مورد است. اول اینکه از اطاعت خدا لذتی نمیبرد؛ دوم اینکه از خدا نمیترسد؛ سوم اینکه به چیزها به عنوان عبرت نگاه نمیکند؛ و چهارم اینکه از دانشی که میشنود، فهمی به دست نمیآورد.
هوش مصنوعی: او گفت که دانش وجود دارد اما عمل بر اساس آن دانش کم است، همچنین عمل وجود دارد اما اخلاص در آن عمل کمتر دیده میشود. همچنین عشق وجود دارد اما صداقت در آن عشق نایاب است.
154
وگفت:توبةعوامازگناهاست،وتوبهخواصازغفلت.
هوش مصنوعی: ایشان بیان کردند که توبه عموم مردم به خاطر دست زدن به گناه است، در حالی که توبه افراد خاص ناشی از غفلت و فراموشی از حقایق معنوی میباشد.
هوش مصنوعی: تعریف توبه به دو نوع مختلف اشاره میکند: توبه انابت که به معنای بازگشت به سوی خداوند به دلیل ترس از عذاب اوست، و توبه استجابت که از سر شرم و محبت به رحمت خداوند انجام میشود.
هوش مصنوعی: گفت: برای هر یک از اعضای بدن باید توبهای وجود داشته باشد. توبهٔ دل یعنی تصمیم جدی به ترک کارهای حرام. توبهٔ چشم به معنی بستن چشمها به روی چیزهای نامشروع است. توبهٔ دست به معنای خودداری از انجام کارهای ممنوع است. توبهٔ پا به این معناست که از رفتن به مکانهای گناه آلود پرهیز کنیم. توبهٔ گوش به معنای دور نگهداشتن گوش از شنیدن سخنان بیاساس و دروغین است. توبهٔ شکم به معنی مصرف غذاهای حلال و درست است و توبهٔ فرج به این معناست که از اعمال نامشروع دور بمانیم.
157
وگفت:خوفرقیبعملاستورجاشفیعمحسن.
هوش مصنوعی: او گفت: ترس از رقیب باعث انجام عمل میشود و امید میتواند واسطهای برای کمک به نیکوکار باشد.
هوش مصنوعی: او گفت: برای من بهتر است که به دوستی با درویشها ادامه دهم و در کنار آنها باشم تا اینکه بخواهم به زندگی با افرادی که دچار خودپسندی هستند ادامه دهم.
هوش مصنوعی: او گفت: تقوی به این معناست که ظاهر خود را به گناهان آلوده نکنیم و باطن خود را پر از بیهودهگویی نکنیم، و در برابر خداوند و در جایگاه شایستهای حاضر باشیم.
165
وگفت:صادقآنبودکهزباناوبهصوابوبهحقناطقبود.
هوش مصنوعی: او گفت که حقیقت این است که زبان او به درستی و حقیقت سخن میگفت.
هوش مصنوعی: ایشان بیان کردند که برای مراقبت، باید از آنچه که خداوند برگزیده است ایثار کنیم، یعنی بهترین چیزها را فدای دیگران کنیم و ارزشهای بزرگ را بشناسیم. زمانی که ذرهای از وجودت به خاطر ایثار به دست میآید، باید با دیدی عمیق به آن بنگری و آن را فضل الهی بدانی، نه حاصل از خود یا دنیا. همچنین نباید به نظر دیگران که ممکن است آن را کوچک بشمردند، اهمیت دهی و از این امور دست بکشی. در این فرآیند، نباید خود را درگیر این قضاوتها کنی.
هوش مصنوعی: او گفت: سماع (موسیقی معنوی) از حق نشأت میگیرد و دلها را به سوی خود جلب میکند و هر کسی که آن را با حقیقت بشنود، به جستجوی آن مشتاق میشود. کسی که فقط به نفس خود گوش فرامیدهد، دچار بیراهه میشود.
هوش مصنوعی: او گفت: انس به معنای آن است که فرد در برابر دنیا و مردم دچار ترس و وحشت شود، مگر از جانب اولیای الهی؛ زیرا همراهی و نزدیکی با اولیای خدا به نوعی نزدیکی و انس با خود خداست.
هوش مصنوعی: او گفت: وقتی اولیا را در خوشی و آرامش قرار میدهند، انگار به آنها در بهشت با زبان نور صحبت میکنند. و زمانی که در حالتی از هیبت و خشوع قرار میگیرند، باز هم به نظر میرسد که با آنها سخن میگویند.
هوش مصنوعی: او گفت: جایگاه کسانی که به خدا نزدیک هستند پایینتر است، زیرا اگر آنها را در آتش بسوزانند، حتی یک ذره از محبت و صمیمیتشان با خدا از بین نمیرود.
هوش مصنوعی: او گفت: نشانهی ارتباط خوب این است که اجازه ندهند انسان به خلقت خود وابسته شود. بلکه باید به خود واقعیاش ارتباط برقرار کند تا از خلقت خود بترسد. بنابراین، باید با درون خود ارتباط برقرار کند.
هوش مصنوعی: او گفت: کلید عبادت فکر کردن است و این نشاندهندهی رسیدن به مخالفت با نفس و امیال است. مقاومت در برابر اینها به معنای ترک آرزوهاست. هر کس که به طور مداوم به تفکر در دل بپردازد، با روح خود عالم غیب را مشاهده خواهد کرد.
179
وگفت:رضاشادبودندلاستدرتلخیقضا.
هوش مصنوعی: او گفت: رضا یعنی اینکه دل انسان در شرایط سخت و تلخ زندگی شاد باشد.
هوش مصنوعی: او گفت: رضا به معنی ترک اختیارات پیش از وقوع قضا و تقدیر است، و این که تلخی را پس از قضا نچشیم، و این که دوستی به جوش و خروش بیفتد در مواجهه با مشکلات.
181
گفتند:کیستدانندهتربهنفسخویش؟
هوش مصنوعی: پرسیدند: کیست که بیشتر از خودش، درباره خودش آگاه است؟
182
گفت:آنکهراضیاستبدانچهقسمتکردهاند.
هوش مصنوعی: گفت: کسی که به آنچه برایش مقدر شده راضی باشد.
هوش مصنوعی: او گفت: سه نشانه برای اخلاص وجود دارد. اول این که نسبت به مدح و ذم دیگران بیتفاوت باشد و به اعمالش توجه نکند. همچنین هیچ عمل واجبی در آخرت بر اساس آن عمل، ثواب ندارد.
186
وگفت:هیچچیزندیدمسختترازاخلاصدرخلوت.
هوش مصنوعی: او گفت که هیچ چیزی به اندازهی پاکی نیت در تنهایی دشوار نیست.
هوش مصنوعی: سه نشانه از یقین وجود دارد: اول اینکه در هر چیزی به حقیقت توجه کنیم، دوم اینکه در تمام کارها به حقیقت رجوع کنیم، و سوم اینکه در هر حال از او یاری طلب کنیم.
هوش مصنوعی: او گفت: سه نشانه از یقین وجود دارد، اول اینکه در هر چیزی به حقیقت نگاه کنیم، دوم اینکه در تمام کارها به حق مراجعه کنیم و سوم اینکه در هر شرایطی از او یاری بخواهیم.
190
وگفت:صبرثمرهیقیناست.
هوش مصنوعی: او گفت: صبر نتیجهای از ایمان و یقین است.
هوش مصنوعی: او گفت: اندکی از یقین میتواند از تمام دنیا ارزش بیشتری داشته باشد، زیرا همین اندک یقین میتواند دل را پر از عشق به آخرت کند و به ما کمک میکند تا همه جنبههای ملکوتی آن دنیا را درک کنیم.
هوش مصنوعی: او گفت: نشانهی یقین این است که انسان به شدت با دیگران در نحوه زندگی کردن اختلاف داشته باشد و از ستایش آنها پرهیز کند. حتی اگر به او نعمت و هدیهای بدهند و از انتقاد کردن از آنها رها شود، باز هم در برابر هرگونه منع و محدودیت ایستادگی کند.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که با مردم ارتباط برقرار کند، در مقام فرعون قرار میگیرد، و هر کسی که از این ارتباط دور بماند به خاطر نداشتن اخلاص از حقیقت دور میشود. اگر کسی از نعمتهای الهی بهرهمند شود، دیگر از دست دادن هر چیزی برای او مهم نیست، زیرا وجود خدا را در کنار خود احساس میکند.
هوش مصنوعی: گفت: هر کس که ادعایی دارد، به خاطر ادعایش از شواهد و کلام حق دور است. اگر کسی حق در دسترس داشته باشد، نیازی به ادعا ندارد، اما اگر حق غائب باشد، ادعای او نشاندهندهی افرادی است که به حق دسترسی ندارند.
هوش مصنوعی: اگر کسی در مواجهه با مشکلات و خطرات بر خداوند نظارت و توجه کند، خداوند نیز او را در رفتارهای ظاهریاش بزرگ میکند. اگر کسی از خداوند بترسد و به سوی او پناه ببرد، در این حالت نجات خواهد یافت.
هوش مصنوعی: او گفت: کسی که قناعت کند، در زندگیاش راحتی پیدا میکند و برتر از دیگران میشود. همچنین، کسی که بر خدا توکل کند، در مسیر خود استوار و محکم میماند. برعکس، کسی که در کارهایی که به او مربوط نیست تکلف کند، چیزهایی را که برایش مفید هستند از دست میدهد و آنها را تلف میکند.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که آرزوی بزرگی داشته باشد، خطر بزرگی هم کرده است. و اگر کسی ارزش چیزی که به دنبالش است را درک کند، در نظر او بیارزش خواهد شد و در نتیجه، ارزش چیزی که باید فدای آن کرد، در چشم او کاهش مییابد.
هوش مصنوعی: گفت: هر کس که به واقع نام خدا را یاد کند، در کنار یاد او همه چیزها را فراموش میکند. و هر کس که در کنار ذکر خدا همه چیزها را فراموش کند، خداوند بر او همه چیزها را نگاه میدارد و خداوند جایگزین او برای تمام چیزها خواهد بود.
204
وازاوپرسیدند:خدایبهچهشناختی؟
هوش مصنوعی: از او پرسیدند: خدای را چگونه باید شناخت؟
هوش مصنوعی: او گفت: من خدا را به واسطهٔ خدا شناختم و مخلوقات را از طریق پیامبر. به این معنا که خداوند، خالق است و نور او هم وجود دارد. شناخت خالق به وسیلهٔ خالق ممکن است. در واقع، نور خدا به مخلوقات تعلق دارد و اصل مخلوقات از نور محمد (صلى الله عليه وسلم) ناشی میشود. بنابراین، مخلوقات را میتوان از طریق محمد شناخت.
هوش مصنوعی: او گفت: با وجود اینکه او سلطنتی ندارد و هیچگاه تو را انکار نخواهد کرد و تحت تأثیر تغییرات تو قرار نمیگیرد، حتی اگر آن تغییرات بزرگ باشد، اما تو هر چه بیشتر تغییر کنی، به دوستی و محبت بیشتری نیاز خواهی داشت.
212
گفتند:بندهراکیآسانگرددراهخوف؟
هوش مصنوعی: آنها گفتند: کی میتواند بندگان را راحتی از راه ترس حاصل شود؟
هوش مصنوعی: چنین گفت: به پنج نکته توجه داشته باش. یکی坚定ی که در آن تزلزل نباشد. دوماً تلاش و کوشش که در آن غفلت و فراموشی نباشد. سوماً مراقبت از خداوند در نهان و آشکار. چهارماً انتظار مرگ را با آماده کردن توشه سفر و محاسبه کردن اعمال خود پیش از اینکه حساب تو را بگیرند.
216
پرسیدند:علامتخوفچیست؟
هوش مصنوعی: از او پرسیدند: نشانهی ترس چیست؟
217
گفت:آنکهخوفویراایمنگرداندازهمهخوفهایدیگر.
هوش مصنوعی: او گفت: آن کسی که ترس او، فرد را از تمام ترسهای دیگر ایمن میسازد.
218
گفتند:ازمردمکهباصیانتتراست؟
هوش مصنوعی: پرسیدند: از میان مردم، کدام یک بیشتر میتواند از خود مراقبت کند؟
219
گفت:آنکهزبانخویشتنرانگاهدارتراست.
هوش مصنوعی: او گفت: کسی که زبان خود را بهتر کنترل میکند.
220
گفتند:علامتتوکلچیست؟
هوش مصنوعی: پرسیدند: نشانه اعتماد به خدا چیست؟
221
گفت:آنکهطمعازجملهخلقمنقطعگرداند.
هوش مصنوعی: گفت: کسی که از خویش کنارهگیری کند و از طمع و آرزوهای دنیوی دوری گزینید.
222
باردیگرپرسیدند:ازعلامتتوکل.
هوش مصنوعی: سؤال دیگری مطرح کردند: در مورد علامت توکل.
223
گفت:خلعاربابوقطعاسباب.
هوش مصنوعی: او گفت: قطع ارتباط با قدرتها و برطرف کردن وسایل و ابزارها.
224
گفتند:زیادتکن.
هوش مصنوعی: به آنها گفتند: بیشتر کن.
225
گفت:انداختننفسدرعبودیتوبیرونآوردننفسازربوبیت.
هوش مصنوعی: او گفت: این است که خود را در بندگی خدا قرار دهیم و از احساس خودپسندی و خودمحوری بیرون بیاییم.
226
پرسیدند:عزلتکیدرستآید؟
هوش مصنوعی: پرسیدند: چه زمانی تنهایی و دوری از مردم مناسب و خوب است؟
227
گفت:آنگاهکهازنفسخودعزلتگیری.
هوش مصنوعی: او گفت: وقتی که از زندگی خود کنارهگیری میکنی.
228
وگفتند:اندوهکهرابیشتربود؟
هوش مصنوعی: و گفتند: چه کسی بیشتر از همه غمگین است؟
229
گفت:بدخویترینمردمانرا.
هوش مصنوعی: گفت: بدخلقترین افراد را.
230
پرسیدندکه:دنیاچیست؟
هوش مصنوعی: از آنها پرسیدند: دنیا چیست؟
231
گفت:هرچهتوراازحقمشغولمیکنددنیاآناست.
هوش مصنوعی: گفت: هر چیزی که تو را از حق دور میکند، همان دنیا است.
232
گفتند:سفلهکیست؟
هوش مصنوعی: گفتند: سفله کیست؟
233
گفت:آنکهراهبهخداینداند.
هوش مصنوعی: او گفت: کسی که راه رسیدن به خدا را نمیداند.
234
یوسفحسینازاوپرسیدکهباکهصحبتکنم؟
هوش مصنوعی: یوسف حسین از او پرسید که با چه کسی باید صحبت کنم؟
235
گفت:باآنکهتوومندرمیاننبود.
هوش مصنوعی: او گفت: با اینکه تو و من در میان نیستیم.
هوش مصنوعی: گفت: با خدای خود در تلاش باش و با نفس خود در جنگ نبر، و هرگز کسی را کوچک نشمار، حتی اگر مشرک باشد. به عاقبت آن شخص توجه کن که ممکن است معرفت را از تو بگیرد و به او بدهد.
هوش مصنوعی: یکی از دوستانش از او خواست که نصیحتی به او کند. او گفت: باطن خود را با خدا در ارتباط قرار بده و ظاهر خود را به مردم نشان بده. با خداوند عزیز باش تا او تو را از نیاز به مردم بی نیاز کند.
هوش مصنوعی: یکی دیگر از توصیهها را خواست. گفت: به شک در کارها نپرداز و هرگز از نفس خودت راضی نشو تا زمانی که آرامش پیدا نکردهای. و اگر مصیبتی به تو رسید، آن را با صبر تحمل کن و همیشه در درگاه خداوند حاضر باش.
240
کسیدیگروصیتیخواست.گفت:همتخویشازپیشوپسمفرست.
هوش مصنوعی: شخص دیگری خواست که وصیتی کند. او گفت: تلاشت را نه از ابتدا و نه از انتها فراموش نکن.
هوش مصنوعی: او گفت: اگر به دنبال نشانههایی هستی، باید بدانی که آنقدر نشانه وجود دارد که نتوان همه را شمرد. و اگر به دنبال نزدیکی و محبت هستی، این آغاز راه است و توضیحات بیشتری در این زمینه قبلاً ارائه شده است.
هوش مصنوعی: اگر تو خدای را میشناسی، پس او برای تو کافی است؛ اما اگر نمیشناسی، باید کسی را پیدا کنی که او را بشناسد تا به تو راهنمایی کند و تو را با او آشنا کند.
249
پرسیدند:ازنهایتمعرفت.
هوش مصنوعی: پرسیدند: معرفت یعنی چه و نهایت آن کجاست؟
هوش مصنوعی: هر کسی که به بالاترین درجه شناخت و آگاهی برسد، نشانهاش این است که همانطور که هست، همانگونه میماند و در همان جایی که قرار دارد، به همان صورت باقی میماند که پیش از آنکه به آنجا برسد.
251
پرسیدندکهاولدرجهایکهعارفرویبدانجانهدچیست؟
هوش مصنوعی: سوال کردند که اولین مرحلهای که عارف به آن دست مییابد چیست؟
252
گفت:تحیر!بعدازآنافتقار،بعدازآناتصال،بعدازآنحیرت.
هوش مصنوعی: او گفت: شگفتی! پس از آن افتخار، پس از آن پیوند، پس از آن تعجب.
253
پرسیدندازعملعارف.
هوش مصنوعی: از عارف درباره عملش سوال کردند.
254
گفت:آنکهناظرحقبوددرکلاحوال.
هوش مصنوعی: او گفت: کسی که در تمام حالات به حقیقت توجه دارد.
هوش مصنوعی: او گفت: کسی که در ظاهر نشانههای بیشتری از خدا را نشان میدهد، در حقیقت از خداوند دورتر است. به این معنا که کسی که بیشتر خود را معرفی میکند، در واقع رازهای بیشتری را پنهان کرده است.
هوش مصنوعی: او گفت که برای هفتاد سال در پی شناخت خدا و اصول توحید و تنهایی در آن بوده و تلاش کرده است، اما از این همه کاوش فقط به یک گمان دست یافته است.
260
نقلاستکهچوندربیماریمرگافتادگفتند:چهآرزوتمیکند؟
هوش مصنوعی: نقل شده که وقتی به بیماری نزدیک به مرگ دچار شد، از او پرسیدند: چه آرزویی داری؟
هوش مصنوعی: وقتی او درگذشت، بر پیشانیاش نوشتهای به خط سبز دیده شد که به معنای "این دوست خداست که در عشق به خدا فوت کرد، این شهید خداست با شمشیر خدا" بود. هنگامی که جنازهاش را حمل میکردند، آفتاب به شدت گرم بود و پرندهها جمع شدند و بر بالای جنازه او در سایه قرار گرفتند و او را تا نزدیک قبر همراهی کردند. در مسیر، موذنی اذان میداد و وقتی به کلمه شهادت رسید، یکی از انگشتان او به سمت بالا رفت. مردم فریاد زدند که او زنده است. جنازه را به زمین گذاشتند و انگشت او باز بود. هرچند او مرده بود، اما تلاشها برای برگرداندن انگشت به حالت اولیه بینتیجه ماند. اهل مصر که این حالت را دیدند، همگی از کردههای خود پشیمان شدند و گفتند که توبه کردند به سبب بد رفتاریهایی که با او داشتند و کارهایی که بر سر قبرش انجام دادند را نمیتوان توصیف کرد. رحمت خدا بر او باد.