هوش مصنوعی: یحیی معاذ، عارف و واعظی بزرگ در تاریخ است که به لطافت و عمق معنویاتش شناخته میشود. او، به عنوان یک معلم و راهنمای روحانی، از ترکیب خوف و رجا در زندگی معنوی صحبت میکرد و بر اهمیت توکل بر خدا تأکید داشت. قدرت کلام او و شیوه وعظش باعث شد تا او را "یحیی واعظ" بنامند.
یحیی معاذ زندگیاش را به عبادت و تعلیم دیگران گذرانید و هرگز در طاعت خدا ملالی نداشت. او بر این باور بود که عبادت باید با خوف و رجا همراه باشد و محال است کسی بدون ایمان حقیقی راهی به فلاح بیابد.
او تأکید میکرد که برای ابداعِ معنویت، لازم است که انسان به خدا توکل کند و رجا داشته باشد. همچنین او به اهمیت کمگویی و بیشتر سخن گفتن با خدا اشاره کرده و تنهایی را به عنوان همنشینی با صدیقان میدانست.
یحیی معاذ در نهایت با عمل به آموزههایش و ایستادگی در برابر دنیا و وسوسههای آن، به مقام رفیعی دست یافت و با زندگیاش درسهای مهمی از عرفان و معنویت را به انسانها آموخت. او در نهایت در حین انجام مأموریتهای روحانی خود دعوتی الهی دریافت کرد و به دیاری دیگر شتافت.
هوش مصنوعی: یحیی معاذ، انسان بزرگی بود که در زمان خود تأثیر زیادی داشت. او به عنوان یک واعظ و راهنمای مردم، با لطافت و ظرافت، عمیقترین حقایق را بیان میکرد. او ترکیبی از محبت و خشیت داشت و همواره به دنبال ارتقاء معنویت دیگران بود. یحیی معاذ، با زبانی شیوا و دلنشین سخن میگفت و در مباحث علمی و عملی بسیار راسخ و استوار بود. او با مجاهدت و مشاهده حقایق به مقامهای والایی دست یافته بود و آثار نوشتاری از خود به جا گذاشته بود. افراد با اخلاص بسیاری از طریق او به خدا نزدیک میشدند و او راهنمایی مؤثر در هدایت مؤمنان به سوی امید و فلاح بود.
2
گفتند:حالیحییزکریامعلوماستحالاینیحییچگونهبود؟
هوش مصنوعی: گفتند: وضعیت یحیی زکریا مشخص است. حال این یحیی چگونه بوده است؟
هوش مصنوعی: او گفت: چنین اتفاق افتاده که هرگز در انجام عبادت خسته نشده و مرتکب گناه بزرگ نشده و در رفتار و تمرین خود ترسی بزرگ از خداوند داشت که هیچ کس توانایی تحمل آن را نداشت.
4
ازاصحاباوگفتند:ایشیخ!معاملترجاومعاملتخایفانچیست؟
هوش مصنوعی: برخی از یاران او پرسیدند: ای استاد! تفاوت بین معاملهی امیدوار و معاملهی ترسناک چیست؟
هوش مصنوعی: بدان که ترک عبودیت به معنای دوری از بندگی خدا، به گمراهی میانجامد و ترس و امید دو پایه اصلی ایمان هستند. غیرممکن است که کسی به واسطه ترک یکی از ارکان ایمان گمراه شود. اگر کسی عبادت کند، یعنی از ترس عذاب الهی، و با امید به وصال و نزدیکی به خدا، به عبادت مشغول است. وقتی عبادت صورت نگیرد، ترس و امید معنا نخواهد داشت و هنگامی که عبادت انجام شود، بیهیچ ترس و امیدی امکانپذیر نیست.
هوش مصنوعی: روزی شخصی بر منبر رفت و چهار هزار مرد در جمع بودند. او خوب به جمعیت نگاه کرد و سپس از منبر پایین آمد و گفت: دلیلی برای آمدن به منبر وجود ندارد.
هوش مصنوعی: روایتی وجود دارد که شخصی برادری داشته که به مکه سفر کرده و در آنجا به نوعی زیارت نشسته است. در این سفر، نامهای به یحیی نوشته و در آن بیان کرده که سه آرزو دارد. از این سه آرزو، دو مورد را به دست آورده و یک مورد هنوز باقی مانده است. او از یحیی خواسته که دعا کند تا خداوند این آرزوی باقیماندهاش نیز برآورده شود. آرزوی اول او این بوده که در آخر عمرش در جایی با فضیلتتر از دیگر مکانها دفن شود و او به حرم آمده چون آن را بهترین و بافضیلتترین مکان میداند. آرزوی دومش این بود که خادمی داشته باشد که به او خدمت کند و آب وضویش را آماده کند که خداوند دختر کنیزی شایسته را برای او عطا کرده است. همچنین آرزوی سوم او این است که قبل از مرگ یحیی، او را ببیند و امیدوار است خداوند این روز را برای او فراهم کند.
هوش مصنوعی: یحیی نوشت که: آنچه درباره آرزوی بهترین مکان گفتی، تو باید از بهترین خلق باشی و در هر جایی که خواستی باش. زیرا ارزش مکان به مردان بزرگ است نه برعکس. درباره خواستهای که داشتی که خادم باشی، اگر جوانمردی و مروت در تو بود، نباید خادم حق را به خادمی خود مشغول میکردی و او را از خدمت حق باز میداشتی. اگر تو خادمی میخواهی، آیا به دنبال مخدومی هستی؟ مخدوم ویژگیهای خداوند است و خادم ویژگیهای بنده. بنده باید بنده بماند. اگر بنده به مقام حق فکر کند، در واقع به فرعونیت نزدیک شده است. و درباره دیدار من که آرزو کردی، اگر به خدا آگاه بودی، به یاد من نمیافتادی. باید با حق به گونهای صحبت کنی که هیچ جا یادی از برادر نداشته باشی، زیرا در آنجا باید فرزند را قربانی کنی، پس چه رسد به برادر. اگر او را یافتنی، من به چه کار تو میآیم؟ و اگر نیافتی، از من چه میخواهی؟
هوش مصنوعی: روزی کسی نامهای نوشت و در آن گفت که دنیا مانند خواب است و آخرت مانند بیداری. او بیان کرد که اگر کسی در خواب ببیند که گریه میکند، این خواب نشانهای از شادی و خنده در بیداری است. او به دوستش توصیه کرد که در خواب این دنیا گریه کند تا در بیداری عالم آخرت بتواند بخندد و شاد باشد.
هوش مصنوعی: روزی، یحیی را به میهمانی دعوت کردند. او فردی بود که به ندرت غذا میخورد و چیزی نمیخورد. به او اصرار کردند که بخورد، اما او پاسخ داد که نمیخواهد حتی یک درم از هزینه ریاضت را بپردازد. او گفت که نفس او در کمین است و اگر لحظهای غافل شود، ممکن است به ورطهی هلاکت بیفتد.
هوش مصنوعی: یک شب شمعی در برابر او گذاشته بودند. ناگهان وزش بادی باعث شد که شمع خاموش شود. یحیی آغاز به گریه کرد. از او پرسیدند: چرا گریه میکنی؟ همین حالا میتوانیم دوباره شمع را روشن کنیم.
هوش مصنوعی: او گفت: من از این موضوع ترسی ندارم. من از این میترسم که شمعهای ایمان و چراغهای توحید در دلهای ما روشناند. میترسم که بادی از جانب بینیازی بوزد و همه این نورها را خاموش کند.
هوش مصنوعی: روزی به این حقیقت رسید که: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردهایم. او گفت: ایمان یک ساعته میتواند کفر دویست ساله را از بین ببرد. پس ایمان هفتاد ساله چگونه میتواند گناهی که هفتاد سال ادامه داشته را از بین ببرد؟
هوش مصنوعی: و او گفت: اگر خداوند در روز قیامت بفرماید: چه خواستهای؟ میگویم: پروردگارا! من خواهان اینم که مرا به عمق دوزخ بفرستی و به من فرمان دهی تا برایم چادرهایی از آتش برپا کنند و در آن چادر تختی آتشین قرار دهند. تا وقتی که ما در عمق دوزخ بر آن تخت سلطنت کنیم، دستور دهی که یک نفس از آن آتش که در سرم نهادهای، بزنیم، تا مالک و خزانهدار دوزخ و همه دوزخیان را به یکباره به عدم ببرم. و اگر بخواهی این داستان را از منبع معتبری بشنوی، باید بگویم که نور تو، آتش را خاموش میسازد.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که به خدمت خداوند متعال شاد باشد، تمام مخلوقات نیز به خدمت او خوشحال خواهند شد و هر کس که دلش شاد و روشن باشد، در نظر کردن به خداوند متعال روشنایی خواهد یافت.
هوش مصنوعی: خداوند به قدری بخشنده است که عارفان را به مهمانی بهشتی دعوت میکند، در حالی که این عارفان آنچنان شوق و ارادهای دارند که تنها با دیدار خداوند راضی و سیراب میشوند.
هوش مصنوعی: او گفت: به اندازهای که خدا را دوست داری، مردم هم تو را دوست خواهند داشت؛ و به اندازهای که از خدا میترسی، مردم هم از تو میترسند؛ و به انجایی که به یاد خدا هستی، مردم هم به کار تو توجه خواهند کرد. هر کس در حال اطاعت از خدا از او شرم کند، خدا نیز از عذاب کردن او به خاطر گناهانش شرم خواهد داشت.
30
وگفت:حیایبندهحیایندمبودوحیایخدایحیایکرمبود.
هوش مصنوعی: او گفت: حیای من ناشی از بندگیام است و حیای خداوند ناشی از کرمش و بزرگواریاش.
هوش مصنوعی: او گفت: من به خداوند امید خوبی دارم به اندازه معرفتی که نسبت به رحمت او دارم و هیچکس هرگز نمیتواند به خاطر خود و برای خود گناه را ترک کند، مگر اینکه از خدای خود بترسد. ترک گناه از روی شرم از خداوندی است که میداند او در چه چیزهایی نهی کرده است و همین باعث میشود فرد از گناه دوری کند، نه اینکه تنها به خاطر خودش باشد.
هوش مصنوعی: او گفت: داشتن گمان خوب درباره خداوند، بهترین نوع باورهاست وقتی که به کارهای نیک و مراقبت از آنها توجه شود. اما اگر این باور با غفلت و گناهان همراه باشد، میتواند آرزویی باشد که انسان را در خطر قرار دهد.
33
وگفت:ازعملنیکوگماننیکوخیزدوازعملبدگمانبد.
هوش مصنوعی: او گفت: کارهای خوب باعث میشود که افکار و احساسات مثبت شکل بگیرد و از کارهای بد، افکار و احساسات منفی بر میخیزد.
هوش مصنوعی: او گفت: فردی که وقت خود را به بطالت و بیکششی میگذراند، در واقع متضرر و زیاندیده است. زیرا او اجازه میدهد که اعضای بدنش به سمت هلاکت و نابودی بروند و در نهایت پیش از آنکه متوجه عواقب اعمالش شود، از دنیا میرود.
35
وگفت:عبرتبهخرواراستوکسیکهبهعبرتنگردبهمثقال. . .
هوش مصنوعی: او گفت: عبرت و پندها به اندازهی زیادی وجود دارد، اما کسی که به این پندها توجه نکند، تنها به مقدار کم و ناچیزی به آنها میپردازد.
هوش مصنوعی: او گفت: کسی که از تجربه و مشاهده مستقیم درس نگیرد، به نصیحتها توجه نمیکند. در حالی که کسی که از تجربیات خود بهرهبرداری کند، دیگر نیازی به نصیحت دیگران نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: او گفت: سه ویژگی از صفات اولیا وجود دارد: اعتماد کردن به خداوند در همه امور، وابسته نبودن به هیچ چیز جز او، و بازگشت به سوی او در تمامی امور.
هوش مصنوعی: او گفت: اگر مرگ را در بازار میفروختند و مانند دیگر کالاها به فروش میرسانیدند، سزاوار بود که مردم آخرت هیچ آرزویی نداشته باشند و تنها چیزی که خریداری میکردند، مرگ باشد.
هوش مصنوعی: او گفت که افراد دنیا باید به خدمت پرستاران و بندگان بپردازند، در حالی که افراد آخرت باید به خدمت آزادگان، نیکان، زهاد و افراد بزرگوار بپردازند.
هوش مصنوعی: او گفت: مردی حکیم نیست چون اگر سه ویژگی در او جمع نشود. یکی اینکه به ثروتمندان از روی نصیحت نگاه نکند، نه از روی حسد؛ دوم اینکه به زنان از روی محبت و شفقت نگاه کند، نه از روی شهوت؛ و سوم اینکه به درویشان با تواضع نگریسته شود، نه با تکبر.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کس که به خداوند از نظر توانایی نزدیک باشد، همیشه بینیاز است و هر کس که به تلاش و کوشش خود وابسته باشد، همیشه فقیر خواهد بود. او از ابتدا مجذوبان را میطلبد و در انتها مجاهدان را، چنانکه گفته شده است که در نعمتهای الهی، فضل و برکت وجود دارد و در مشکلات و سختیها، پاکسازی و تصفیه روح. اگر تو بنده او باشی، در این دنیای مادی زندگی کن.
هوش مصنوعی: دوستی بد است که در مواقعی نیاز داشته باشی از او چیزی بپرسی، یا از او بخواهی که برایت دعا کند. همچنین، اگر بخواهی با او زندگی کنی، نیاز به مدارا کردن با او خواهی داشت و گاهی نیز لازم میشود که از او عذرخواهی کنی وقتی که اشتباهی از تو سر بزند.
هوش مصنوعی: او گفت: حقوق مؤمن بر تو سه چیز است. اول این که اگر نمیتوانی منفعتی به او برسانی، ضرری نیز نباید به او برسانی؛ و اگر نمیتوانی او را شاد کنی، لااقل باعث اندوهش نشوی؛ و اگر نمیتوانی او را ستایش کنی، لااقل او را سرزنش نکن.
هوش مصنوعی: او گفت: نشان خلق دوزخ در پیشگاه خداوند بیشتر از نشان خلق بهشت است. زیرا اگر ترس از دوزخ وجود نداشت، هیچ کس به بندگی و طاعت خداوند نمیپرداخت.
هوش مصنوعی: او گفت: دنیا مکانی پر از دغدغه و نگرانی است و همیشه بنده در حالتی بین مشغولیت و ترس به سر میبرد که نمیداند کجا خواهد رفت، به بهشت یا به جهنم.
هوش مصنوعی: او گفت: زندگی دنیا از آغاز تا پایانش حتی به یک ساعت غم نمیارزد. پس چگونه میتوان عمر را در اندوه سپری کرد در حالی که از دنیا فقط اندکی نصیب میبریم؟ دنیا به مانند مغازهای است که شیطان در آن فعالیت میکند. پس مراقب باش که از این مغازه چیزی نگیری، زیرا ممکن است بعداً آن را از تو بازپس بگیرند.
هوش مصنوعی: او گفت: دنیا مانند شراب شیطان است. هرکسی که از آن مست شود، هرگز به حالت طبیعی خود بازنمیگردد، مگر اینکه در روز قیامت و در میان لشکر خداوند، با حسرت و پشیمانی روبهرو شود.
هوش مصنوعی: او گفت: دنیا مانند یک عروسی است و کسی که به دنبال آن است مانند آرایشگری است که به زیبایی عروسی میپردازد. زاهد کسی است که به دنیا بیتوجه است و به طرزی با آن برخورد میکند که به گونهای آن را زشت و خراب میکند.
هوش مصنوعی: او گفت: در این دنیا فقط فکر و اندیشه وجود دارد و غم و ناراحتی؛ و در زندگی پس از مرگ، عذاب و مجازات انتظار ما را میکشد. پس چه زمانی میتوانیم آرامش پیدا کنیم؟
هوش مصنوعی: او گفت: در به دست آوردن چیزهای دنیوی، مایه ذلت و خفت نفس است، اما در به دست آوردن بهشت، نیکویی و عزت نفس وجود دارد. شگفتآور است که فردی انتخاب کند ذلت و خواری را برای دستیابی به چیزی که هرگز پایدار نخواهد بود.
هوش مصنوعی: عاقل سه نوع است: یکی کسی که بیشتر از آنکه دنیا او را ترک کند، خود از دنیا جدا شود؛ دیگری کسی که قبل از اینکه به خاک رود، قبری را برای خود آماده کند؛ و سومی کسی است که پیش از رسیدن به خدا، تلاش کند تا رضایت او را جلب کند.
هوش مصنوعی: او گفت: من دو مشکل بزرگ دارم که هیچکس قبل و بعد از من، چیزی به این سنگینی تجربه نکرده است و آن زمان مرگ است. پرسیدند: این مشکلات کدامند؟ او گفت: یکی این است که از من مالی که جمع کردهام بگیرند؛ و دیگری این است که از هر یک از possessions من سوال کنند.
هوش مصنوعی: او گفت: دینار و درم مانند کژدم هستند. به آنها دست نزن زیرا که ممکن است تاثیر منفی آنها را یاد بگیری و اگر اینگونه شود، زهر آنها تو را از پا در میآورد. سپس پرسیدند: تاثیر منفی آنها چیست؟ او جواب داد: اگر درآمدت از راه حلال باشد و خرجت هم به صورت درست و با حق باشد.
72
وگفت:طلبدنیاعاقلرانیکوترازترکآوردندنیاجاهلرا.
هوش مصنوعی: او گفت: طلب کردن دنیا برای یک فرد عاقل بهتر از رها کردن دنیا توسط یک ناآگاه است.
هوش مصنوعی: او گفت: ای صاحبان علم و ایمان! کاخهای شما شبیه کاخهای قیصر است و خانههای شما مانند خانههای کسری است و بناهایتان مثل بناهای شداد است و بزرگمنشیتان مانند عادیهاست. همه شما هیچ کسی نیستید.
هوش مصنوعی: او گفت: کسی که به دنبال دنیا باشد همیشه در ذلت گناه زندگی میکند، اما کسی که به دنبال آخرت باشد همیشه در عظمت اطاعت و بندگی قرار دارد. همچنین، کسی که به دنبال حقیقت است، همیشه در آرامش و شادی روحی خواهد بود.
هوش مصنوعی: او گفت: پوشیدن صوف نشانهٔ پرهیزکاری است و صحبت درباره زهد در دستور کار او قرار دارد، و خداوند نوافل را به او هدیه میدهد. این همه نشانههایی هستند از حال و احوال او.
76
وگفت:هرکهدرتوکلطعنکنددرایمانطعنکردهاست.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که به توکل ایراد بگیرد، در واقع به ایمان ایراد گرفته است.
77
وگفت:تکبرکردنبرآنکسکهبرتوبهمالتکبرکندتواضعبود.
هوش مصنوعی: او گفت: اگر کسی به خاطر مال خود بر تو تکبر کند، تو با تواضع کردن در برابر او میتوانی به نوعی بر او برتری یابی.
هوش مصنوعی: او گفت: مرید نمیتواند از سه چیز فرار کند. اولین چیز خانهای است که در آن زندگی میکند؛ دوم کفایتی که به او امکان زندگی میدهد؛ و سوم عملی که به او اجازه میدهد حرفهای را دنبال کند. خانه او، مکانی خلوت است، کفایت او به توکل وابسته است و حرفهاش، عبادت محسوب میشود.
هوش مصنوعی: او گفت: وقتی که مرید به افراط در خوردن دچار شود، ملائکه بر او گریه میکنند. و هر کسی که به طمع و حرص برای خوردن گرفتار شود، به زودی به آتش شهوت خواهد سوخت.
هوش مصنوعی: او گفت: بدن انسان از هزار عضو تشکیل شده است. تمام این اعضا تحت تأثیر شر و در کنترل شیطان هستند. وقتی شخصی که پیرو است، گرسنه باشد، اگر به نفس خود سختی و ریاضت بدهد، تمام اعضای او خشک میشوند و در آتش گرسنگی از بین میروند.
هوش مصنوعی: او گفت: گرسنگی مانند نوری است و احساس سیری مانند آتش است، و هرزگی نیز مانند هیزم برای آتش است که از آن شعله ایجاد میشود. این آتش نخواهد سوخت مگر اینکه خداوند آن را خاموش کند.
هوش مصنوعی: او گفت: مریدان با گرسنگی خود به تمرین و ریاضت میپردازند، طالبان علم از تجربه بهره میبرند، زاهدان با تدبیر و سیاست راه را میشناسند، و عارفان به فضیلت و بزرگواری میپردازند.
هوش مصنوعی: او گفت: این افراد به سه دسته تقسیم میشوند: زاهد، مشتاق و واصل. زاهد با صبر خود را درمان میکند؛ مشتاق با شکرگزاری و واصل با ولایت به درمان میپردازد.
هوش مصنوعی: وقتی ببینی که فردی به عمل خاصی اشاره میکند، بدان که روش او پرهیزکاری است. اگر ببینی که به آیات اشاره میکند، این نشان میدهد که راه او مسیر ابدی است. اگر اشارهاش به دردها و رنجها باشد، پس راه او راه عاشقان است. و اگر شخص به ذکر و یاد خدا توجه داشته باشد، بدان که مسیر او مسیر عارفان است.
89
وگفت:مادامکهتوشکرمیکنیشاکرنهئیوغایتشکرتحیراست.
هوش مصنوعی: او گفت: هرگاه تو شکر میکنی، شاکر واقعی نیستی و بالاترین نوع شکرگزاری در حیرت و شگفتی است.
هوش مصنوعی: او گفت: مرید (پیرو) نباید دلش در اوضاع دنیا بماند، مگر در چهار جای خاص. یا در گوشهای از خانه، یا در مسجد، یا در گورستان، یا در جایی که هیچ کس نتواند او را ببیند. پس با چه کسی باید نشست؟ جز با کسی که از ذکر خداوند خسته نشود.
91
گفتند:برمریدچهسختتر؟گفت:همنشینیاضداد.
هوش مصنوعی: گفتند: برای مرید سختترین چه چیزی است؟ پاسخ داد: نشستن در کنار افرادی که در تضاد با یکدیگر هستند.
هوش مصنوعی: وی گفت: به انس خود در خلوت نگاه کن و همچنین به انس به حق در خلوت. اگر انس تو تنها به خلوت باشد، وقتی از آنجا خارج شوی، آن انس نیز از تو خواهد رفت. اما اگر انس تو به خداوند باشد، در آن صورت همه دنیا برای تو یکی خواهد بود؛ خواه دشت باشد، کوه باشد یا بیابان.
93
وگفت:تنهایی،همنشینصدیقاناست.
هوش مصنوعی: او گفت: تنهایی، همراه صادقان و راستگویان است.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کس امروز چیزی را که دشمنش دارد دوست داشته باشد، در آینده با عواقب آن روبرو خواهد شد، و هر کس امروز با چیزی که دوست دارد دشمنی کند، در آینده با آن چیز مواجه خواهد شد.
96
وگفت:ضایعشدندینازطمعاستوباقیماندندیندرورع.
هوش مصنوعی: او گفت: دین انسان به خاطر طمع از دست میرود، اما اگر انسان زهد و پرهیزگاری داشته باشد، دینش باقی میماند.
97
وگفت:باخوینیکمعصیتزیانندارد.
هوش مصنوعی: او گفت: داشتن خوی نیک باعث میشود که انجام گناه ضرر نداشته باشد.
هوش مصنوعی: او گفت: با توکل واقعی میتوان از بندگی رهایی یافت و با صداقت، پاداش را به دست آورد. همچنین با پذیرش قضا و قدر، میتوان زندگی را لذتبخش کرد.
هوش مصنوعی: ایمان شامل سه عنصر اصلی است: ترس، امید و محبت. ترس به معنای دوری از گناه است تا بتوانیم از آتش جهنم نجات یابیم. امید به این معناست که با انجام کارهای خوب و اطاعت، به رویای ورود به بهشت نزدیک شویم. محبت نیز به این اشاره دارد که با اجتناب از کارهای ناپسند و جستجوی رضایت خداوند به اهداف خود دست یابیم.
102
وگفت:عارفآنبودکههیچچیزدوستترازذکرخدایندارد.
هوش مصنوعی: او گفت: عارف کسی است که هیچ چیز برایش محبوبتر از یاد خدا نیست.
هوش مصنوعی: او گفت: ترس مانند درختی است که در دل انسان میروید و میوه آن دعا و زاری است. وقتی دل انسان ترسان میشود، تمامی اعضای بدن به اطاعت از آن پاسخ میدهند و از گناه دوری میکنند.
هوش مصنوعی: او گفت: بالاترین مقام افرادی که در جستجوی علم و کمال هستند، ترس و اضطراب است، در حالی که بالاترین مقام کسانی که به حقیقت رسیدهاند، دارای ویژگی حیاء و شرم است.
هوش مصنوعی: او گفت: نشانهی شوق این است که اعضای بدن از تمایلات نفسانی دور بمانند و نشانهی دوستی با خدا این است که زندگی به طور راحت و خوشایند سپری شود. یعنی وقتی که زندگی وجود دارد و رنجی وجود ندارد، شوق و اشتیاق انسان بیشتر میشود.
110
وگفت:طاعتخزانهخدایاستوکلیدآندعا.
هوش مصنوعی: او گفت: پیروی از خداوند ثروتی است و کلید آن دعا کردن است.
هوش مصنوعی: او بیان کرد که توحید مانند نور است و شرک همچون آتش. نور توحید تمام گناهان افرادی را که به توحید معتقدند، از بین میبرد و آتش شرک، تمام اعمال نیک افرادی را که شرک ورزیدهاند، نابود میکند.
هوش مصنوعی: او گفت: چون توحید قدرت ندارد که از هرچه که در گذشته واقع شده، مانند کفر و طغیان نیز ناتوان بوده و نمیتواند هرچه بعد از آن از گناه و عصیان به وجود میآید را محو کند. همچنین افزود که ورع به معنای ایستادن بر روی مرز دانش بدون تأویل است.
هوش مصنوعی: او گفت: ورع به دو نوع تقسیم میشود. نوعی ورع وجود دارد که در ظاهر است و تنها به خاطر خداوند انجام میشود، و نوع دیگری هم هست که در باطن جای میگیرد و آن این است که در دل انسان هیچ چیز جز خداوند نیاید.
هوش مصنوعی: او گفت که زهد شامل سه حرف است: «زا»، «ها» و «دال». حرف «زا» به معنای ترک زینت و زیباییهای ظاهری است، حرف «ها» به معنی ترک خواستهها و تمایلات نفس است و حرف «دال» به معنای ترک دنیا و وابستگیهای مادی است.
115
وگفت:اززهدسخاوتخیزدبهملکوازحبسخاوتبهنفسوروح.
هوش مصنوعی: او گفت: زهد و پارسایی باعث روی آوردن به حکمت و دانش میشود، در حالی که محبت و عشق به افراد، به نوعی انسان را به سخاوت و بخشش روحی هدایت میکند.
116
وگفت:زهدآناستکهبهترکدنیاحریصتربودازحرصبرطلبدنیا.
هوش مصنوعی: او گفت: زهد به این معناست که انسان بیشتر از اینکه به دنبال دنیا برود، از آن دل بکند.
هوش مصنوعی: او گفت: زاهد در ظاهر پاک و ساده به نظر میرسد، اما در باطن دارای پیچیدگیهایی است. در مقابل، عارف در باطن از هر گونه آلودگی پاک است، اما در ظاهر ممکن است پیچیده به نظر برسد.
هوش مصنوعی: او بیان کرد که نشانه توبه واقعی سه چیز است: کمتر غذا خوردن به خاطر روزه، کمتر خوابیدن به دلیل نماز، و کمتر صحبت کردن به خاطر ذکر خداوند متعال.
هوش مصنوعی: و گفت: یاد او تمام گناهان را از بین میبرد. حال رضایت او چگونه بود؟ و رضایت او آرزوها را زیر آب میبرد. عشق او چگونه بود؟ و عشق او عقلها را به حیرت میانداخت. دوستی او چگونه بود؟ و دوستی او هرچه که کمتر از اوست را فراموش میکند. لطف او چگونه است؟
هوش مصنوعی: او گفت: بله! هر کسی که از نعمتها و پاداشهای او غافل بماند و به خاطر مقدراتش، چه نعمت، چه مصیبت و چه مشکلات، خشمگین شود، در واقع دچار اشتباه است.
هوش مصنوعی: او گفت: زمانی که نفس را در شرایط سختی قرار میدهی، باید به حدی مقاوم شوی که حتی اگر به مدت سه روز نیز روزی نگیری، باز هم ضعیف نشوی. اگر به این سطح از توانایی نرسیدهای، نشستن بر جایگاه زاهدان فقط بیخبری خواهد بود و نمیتوانم از ناپاکی و ضعف تو مطمئن باشم.
127
گفتند:فرداکهایمنتربود؟
هوش مصنوعی: آنها گفتند: آیا فردا امنتر خواهد بود؟
128
گفت:آنکهامروزبیشترترسد.
هوش مصنوعی: او گفت: آن کسی که امروز بیشتر میترسد.
هوش مصنوعی: از درویشی پرسیدند که چیست؟ او پاسخ داد: درویش کسی است که در مقابل خداوند خود را از دیگر مخلوقات بینیاز میبیند. اما او گفت که یک روز در پیش خداوند، نه شخص ثروتمند و نه درویش هیچکدام ارزشی نخواهند داشت. در آن زمان، باید شکرگزار باشی و صبر کنی.
هوش مصنوعی: گفتند: افرادی را مشاهده میکنیم که پشت سر تو حرف میزنند. او پاسخ داد: اگر خدا بخواهد که من را ببخشد، حرفهای آنها برای من ضرری ندارد، و اگر بخواهد که من را نبخشد، پس سزاوار آنچه آنها میگویند هستم.
هوش مصنوعی: او در حال راز و نیاز بود و گفت: خداوندا! امید من به اینکه گناهانم را ببخشی بیشتر از امیدم به پذیرش اعمال نیکم است. زیرا خود را اینگونه میبینم که بر انجام کارهای خوب با اخلاص اعتماد کنم، اما این کار را چگونه میتوانم انجام دهم در حالی که به آفتهای شناخته شده گرفتارم. اما در مورد گناهانم، به گونهای احساس میکنم که به عفو تو اعتماد دارم؛ و چگونه ممکن است تو گناهانم را نبخشی در حالی که توبه و بخشش تو شناخته شده و وصفناپذیر است.
هوش مصنوعی: گفت: خدایا! تو موسی، پیامبر مختار و هارون عزیز را به سمت فرعون طاغی فرستادی و به آنها فرمودی که با او با آرامی صحبت کنند. خدایا! این محبت تو به کسی است که ادعای خداوندی دارد. پس محبت تو نسبت به کسی که بندگی تو را از دل خود میزداید، چگونه خواهد بود؟
هوش مصنوعی: و گفت: خدایا! رحمت و شکیبایی تو با کسی که بگوید من پروردگار بلند مرتبه شما هستم، چگونه خواهد بود؟ و رحمت و فضل تو با کسی که بگوید پاک است پروردگارم بلند مرتبه، چه سرنوشتی خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: او گفت: ای خدا! در تمام اموال و داراییام تنها یک گلیم کهنه وجود دارد. با این حال اگر کسی به من نیاز داشته باشد، حتی اگر خودم به آن نیازمند باشم، دست او را خالی نخواهم گذاشت. تو رحمتهای فراوانی داری و به هیچ کس نیازی نداری، پس چگونه میتوانم از درماندگان، که از این رحمتها بیبهرهاند، دریغ کنم؟
هوش مصنوعی: و گفت: خداوندا! تو فرمودهای که هر کسی نیکی به ما بیاور، بهتر از آن را به او میدهیم. هیچ چیزی بهتر از ایمانی که به ما دادهای وجود ندارد، پس جز ملاقات خودت، چه چیزی میتواند بهتر از آن باشد؟
هوش مصنوعی: او گفت: خدایا! همانطور که تو هیچ کس را رها نمیکنی، کارهای توبهکاران هم به کسی واگذار نمیشود. هر کسی که دیگری را دوست داشته باشد، در پی راحتی آن شخص میرود. اما تو وقتی که کسی را دوست داری، سختیها و مشکلات را برای او میفرستی.
هوش مصنوعی: او گفت: ای خدا! هر چیزی از دنیا را که میخواهی به کافران بده و هر چیزی از آخرت را که میخواهی به مؤمنان عطا کن، زیرا یاد تو در دنیا برای من کافی است و در آخرت دیدار تو برایم ارزشمندتر است.
هوش مصنوعی: او گفت: خدایا! چگونه میتوانم به خاطر گناهم از دعا کردن خودداری کنم، در حالی که تو به خاطر گناهان من از دادن نعمتهایت دریغ نمیکنی. حتی اگر دچار گناه شوم، تو همچنان به من عطا میکنی. پس من هم، حتی با وجود گناهانم، نمیتوانم از دعا کردن دست بکشم.
هوش مصنوعی: او گفت: خدایا! هر گناهی که از من سر میزند دو جنبه دارد. یک جنبه آن به رحمت تو وابسته است و جنبه دیگر به ناتوانی من. یا به خاطر جنبهای که به رحمت تو مربوط میشود، مرا ببخش، یا به خاطر جنبهای که به ضعف من مربوط است، عذر مرا بپذیر.
هوش مصنوعی: و گفت: خدایا! از بدیهایی که در وجود من هست از تو میترسم و به خوبیها و لطفهای تو امیدوارم. پس به خاطر بدیهایم، مرا از لطف و رحمتت دور نکن.
150
وگفت:الهی!برمنبخشایزیرامنازآنتوام.
هوش مصنوعی: او گفت: خدای من! بر من رحم کن؛ زیرا من از تو هستم.
هوش مصنوعی: گفت: خدایا! چگونه میتوانم تو را بخوانم در حالی که بندهای نافرمان هستم؟ و چگونه میتوانم از تو دوری جسته و توبیخ کنم با وجود اینکه تو خداوند بخشندهای؟
هوش مصنوعی: او گفت: خدایا! تو دوست داری که من تو را دوست داشته باشم در حالی که نیازی به من نداری. پس چگونه میتوانم نخواهم که تو هم مرا دوست داشته باشی در حالی که من به تو نیاز زیادی دارم؟
هوش مصنوعی: او گفت: پروردگارا! بزرگترین بخششها در دل من امید به توست و زیباترین کلمات بر زبان من مدح و ستایش توست و بهترین لحظات برای من زمانی است که به دیدارت نائل شوم.
هوش مصنوعی: او گفت: اگر فردا از من بپرسند چه چیزی آوردهام، خواهم گفت: ای پروردگار! با موهای پریشان و لباسی ژنده و باری از اندوه و شرمندگی که بر دوش دارم، چه چیزی میتوانم بیاورم؟ فقط مرا پاک کن و لباسی مرواریدی بفرست و دیگر نپرس.
هوش مصنوعی: یحیی مبلغی معادل صدهزار درم قرض کرده بود که آن را بین غازیان، حاجیان، فقرا، علما و صوفیان توزیع کرده بود. عرفا از او درخواست میکردند و او به این درخواستها توجه داشت. در شب جمعه، او خواب پیامبر اسلام را دید که به او گفت: ای یحیی! نگران نباش، زیرا از ناراحتی تو من نیز رنجیدهام. بلند شو و به خراسان برو، زیرا کسی در آنجا برای تو سیصد هزار درم گذاشته است که همان بدهی توست. یحیی پرسید: ای رسول خدا، آن شهر کجا و آن فرد کیست؟ پیامبر فرمود: به شهرهای مختلف برو و صحبت کن، زیرا سخنان تو مایه شفای دلهاست. من نیز مانند آنچه که در خواب به تو گفتم، به خواب آن فرد میروم.
هوش مصنوعی: یحیی به نشابور آمد و او را در جلو طاق منبر قرار دادند. او گفت: ای مردم نشابور! من به دستور پیامبر (ص) اینجا آمدهام و ایشان فرمودهاند که وام شما بر دوش کسی است. من صد هزار درم نقره وام دارم و بدانید که ما هر زمان که بخواهیم زیبایی سخن را بیان کنیم، اکنون این وام مانع شده است.
هوش مصنوعی: در روز اول، هفت جنازه از محفل او بیرون بردند. وقتی که در نشابور به او وامی اعطا نشد، تصمیم گرفت به بلخ برود. وقتی که به آنجا رسید، مدتی را در انتظار ماند تا صحبت کند. او ثروتمندی را به درویشی ترجیح داد و صد هزار درم به او داد. در آن منطقه مردی عاقل بود که این صحبت خوشایند ثروتمند نبود. او گفت: "خدا برکت ندهد بر او."
هوش مصنوعی: پس از خروج از بلخ، راهش را بسته و اموالش را دزدیدند. گفتند: این ناشی از دعای آن پیر بود. سپس راهی هرا شد و در آنجا خواب خود را تعریف کرد. دختر امیر هرا در مجلس حضور داشت. پیامی فرستاد که: ای امام! دل خود را از ناراحتی رها کن، زیرا آن شب که سید عالم در خواب به تو گفت، او نیز به من گفته بود. گفتم: یا رسول الله، آیا میتوانم به پیش او بروم؟ فرمود: او خود خواهد آمد و من در انتظار تو بودم. وقتی پدرم مرا به شوهری داد، آنچه را که برای دیگران به عنوان پاداش میدادند، برای من به صورت نقره و طلا ساخت. ارزش نقرهای که برای من فراهم کردند، سیصد هزار درم است. من همه آن را به تو بخشیدم، اما یک خواسته دارم و آن این است که چهار روز دیگر مجلس بگویی.
هوش مصنوعی: یحیی به مدت چهار روز درباره موضوعی صحبت کرد. در روز اول، ده جنازه را گرفتند، در روز دوم بیست و پنج جنازه، در روز سوم چهل جنازه و در روز چهارم هفتاد جنازه را تحویل گرفتند. سپس در روز پنجم از هر جا به سمت بلخ حرکت کرد و هفت شتر نقره را با خود حمل میکرد. وقتی به بلخ رسید، پسری با او بود که آن مال را به همراه داشت. یحیی گفت باید وقتی به شهر رسید، مقداری از آن را به نیازمندان و فقرا بدهد و خودش بینصیب نماند. او در هنگام سحر در حال مناجات بود و وقتی سرش را به سجده گذاشت، ناگهان سنگی بر سرش افتاد. یحیی گفت باید مال را به نیازمندان بدهند.