بخش ۱۳ - جواب خضر موسی را علیه السلام که چون ملاقات من مقدور تو شد اکنون باز گرد و پیش امت خود رو که خیرا لزیارة لحظة
هوش مصنوعی: در این متن، حضرت موسی (کلیم) با حضرت خضر در حال گفتگو است. خضر به موسی میگوید که او توانایی درک کارهایش را ندارد و عملش بر خلاف ظاهرش، نیکو و حکمت آمیز است. خضر با ضربه زدن به کشتیای که یک بستر امن برای مسافران بود، آن را خراب میکند تا از ظلم و زشتی جلوگیری کند. موسی نسبت به این عمل تعجب میکند و خطاهای خضر را بهخاطر میآورد. خضر سپس توضیح میدهد که کارهای او با حکمت الهی همخوانی دارد و برای مصلحت انجام شده است. موسی از خضر ابراز پشیمانی میکند و درخواست بخشش مینماید. در انتها، خضر به موسی میگوید که باید صبر و درک بیشتری از کارها داشته باشد و این کارها در نهایت برای خیر و صلاح است.
گفت ای موسی کلیم بدانکه به من کرد همرهمی نتوان
هوش مصنوعی: ای موسی کلیم، بدان که من نمیتوانم همسفر تو شوم.
که زنم نعل باژگونه بسینکتهام را نکرد فهم کسی
هوش مصنوعی: من بارها به بیان نکات ظریف پرداختهام، اما کسی نتوانسته آنها را درک کند.
صحبتم مشکل و قوی صعب استآب دریام تا حد کعب است
هوش مصنوعی: گفتوگویم دشوار و پیچیده است، مانند عمق دریا که به اندازهی کعب میرسد.
پای همراهیم کجا داری؟چون تو بی من رهی جدا داری
هوش مصنوعی: کجا میروی بدون من؟ تو که نمیتوانی در مسیر خودم همراهی داشته باشی.
گفت باشد که حق دهد یاریبخشدم عقل و فهم و هشیاری
هوش مصنوعی: شاید خداوند به من کمک کند و عقل، دانش و آگاهیام را به من عطا کند.
از چنین خواب غفلت تاریرسدم از خدای بیداری
هوش مصنوعی: از خواب غفلت و بیخبری بیدار میشوم و به تحرک و آگاهی از خداوند میرسam.
چون ورا دید راغب و صادقمست او شد و واله و عاشق
هوش مصنوعی: زمانی که او را دید، به شدت به او جذب شد و از عشق و شیدایی در حالت مستی قرار گرفت.
کردش از دل قبول در صحبتکه بود بس حمول در صحبت
هوش مصنوعی: دلش را به دوستی در جمعی سپرد که در آن، محبت و صمیمت بسیار است.
نرمد از هر آنچه رو بیندنیک و بد را همه نکو بیند
هوش مصنوعی: هر چیزی را که ببیند، چه خوب و چه بد، به نرمی و زیبایی مینگرد و همه چیز را خوب میبیند.
کفرهای ورا شمارد دیننشود از جفای او غمگین
هوش مصنوعی: اگرچه گناهان و کفرهای او شمارش شود، اما دین خدشهدار نمیشود و نباید به خاطر ظلم او ناراحت بود.
زهر را از کفش چو شهد خوردسنگ او را بهجای لعل خرد
هوش مصنوعی: وقتی که سنگ، زهر را از کفش مانند شهد میچشد، آن را بهجای لعل خرد و ارزشمند میسازد.
چون بههم در سفر رفیق شدندهمدگر را ز جان شفیق شدند
هوش مصنوعی: وقتی که دو نفر در سفر همدیگر را ملاقات کردند، به یکدیگر به اندازه جانشان محبت و دوستی نشان دادند.
چند روزی بههم همیرفتنددُر جان را بهگفت میسفتند
هوش مصنوعی: مدتی است که این دو نفر با هم میگردند و در صحبتهایشان جان دل را به مینوشند.
هر طرف چون بسی بگردیدندبر لب بحر کشتییی دیدند
هوش مصنوعی: در هر سو که نگاه کردند، در کنار دریا کشتیای را مشاهده کردند.
که نبد در جهان چنین کشتیییخلق را بود بستر و پشتییی
هوش مصنوعی: در جهان هیچ کشتی دیگری نیست که اینگونه مردم را در بر بگیرد و حمایت کند.
همچو شهری فراخ بود و بزرگبادبانی بر او بلند و سترگ
هوش مصنوعی: شبیه یک شهر وسیع و بزرگ است که بادی بزرگ و بلند بر فراز آن در حال وزیدن است.
ناگهان خضر سوی کشتی رفتتبری در کفش بهصورت زفت
هوش مصنوعی: ناگهان خضر به سمت کشتی رفت و تبر بزرگی در دستش بود.
زد بر آن بادبان و کشتی اواز پی خدمت آن گزیدۀ هو
هوش مصنوعی: بادی به بادبان کشتی زد و باعث شد که او به دنبال خدمت به آن شخص برود.
در شکست آن درست کشتی راتا کند دفع ظلم و زشتی را
هوش مصنوعی: باید در برابر ظلم و زشتی ایستادگی کنیم و آن را از بین ببریم.
شد معطل ز کار آن کشتیماند بی رخت و بار آن کشتی
هوش مصنوعی: کشتی به خاطر نداشتن لوازم و بار، معطل شده و در کارش توقف ایجاد شده است.
گفت با وی کلیم این چون است؟این ز عقل و ز شرع بیرون است
هوش مصنوعی: کسی گفت که این موضوع چیست؟ این کار از نظر عقل و دین صحیح نیست.
مؤمنان را بد این پناه حصیناز چه رو کردیش خراب چنین؟
هوش مصنوعی: چرا این پناهگاه ایمن برای مؤمنان را اینگونه ویران کردی؟
هیچ این را روا ندارد حقاندر این کار بر تو گیرد دق
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به تو اجازه دهد که در این کار، حق را نادیده بگیری و دچار زحمت و دردسر شوی.
گفت او را نگفتمت پیشینکه ترا صبر نبود و تمکین
هوش مصنوعی: او را گفتم که قبلاً به تو نگفتم که طاقت و آرامش نداری.
من نگفتم ترا از اوّل کارکه نداری تو پای من هشدار
هوش مصنوعی: من از ابتدای کار به تو نگفتم که نمیتوانی به من تکیه کنی و باید حواست جمع باشد.
کار من بد نما ولی نیکوستهمچو آن زشت رو که نیکو خوست
هوش مصنوعی: کار من شاید بد به نظر بیاید ولی در واقع خوب است، مانند کسی که چهرهای زشت دارد اما شخصیتش نیکو و باصفاست.
من بر آتش اگرچه بنشینمهر دم از وی گل و سمن چینم
هوش مصنوعی: اگرچه هر لحظه در آتش نشستهام، اما از آن گل و خوشبوئی میچینم.
من ز مرده برون کنم زندهکنم از عین گریه صد خنده
هوش مصنوعی: من از دل مرگ، زندگی را بیرون میآورم و از عمق اشک، صدای خنده را ایجاد میکنم.
آرم ابلیس را ز عرش به فرقبرم ادریس را ز فرش به عرش
هوش مصنوعی: شیطان را از آسمان به زمین میآورم و ادریس را از زمین به آسمان میبرم.
گفت ای شاه من خطا کردماین ز نسیان نه از رضا کردم
هوش مصنوعی: ای شاه، من اشتباه کردم؛ این خطا از فراموشی من بود و نه از رضایت و خواست خودم.
گذران از من این یکی کرتعفو فرما ز لطف این زلّت
هوش مصنوعی: این لحظه را از من بگذران و به خاطر لطف و مهربانیات از این لغزش من چشمپوشی کن.
گفت میدان کزین نخواهی گشتخاک خاک است اگر به آب آغشت
هوش مصنوعی: اگر میدانستی که از خاک خواهی شد، حتی اگر به آب هم آغشتهات کنند، باز هم به خاک برمیگردی.
لیک این حال بر تو پوشیده استسرت از بند من بگردیده است
هوش مصنوعی: اما همچنان این حال برای تو ناشناخته است، سرت از آزادی من روی گردانده است.
هم شود آخرت یقین پیداکانچه گفتم نبود سهو و خطا
هوش مصنوعی: در روز قیامت، آنچه گفتم بهطور قطع و یقین روشن میشود و هیچگونه اشتباه و خطایی در آن وجود ندارد.
اینت گفتم خداست شاهد حالهرکه گژ گیردش بود او ضال
هوش مصنوعی: من میگویم که خداوند ناظر حال هر کسی است که از مسیر درست منحرف شود، زیرا او گمراه است.
چون شنید از خضر کلیم این راپیش آورد آن زمان لین را
هوش مصنوعی: این جمله به معنای آن است که وقتی خضر نکتهای را از کلیم (موسا) شنید، در آن زمان آن موضوع را مطرح کرد.
کرد زاری و گفت بهر خدالابهام را پذیر و بخش خطا
هوش مصنوعی: او با ناله و زاری از خدا خواست که درخواستش را بشنود و خطایش را ببخشاید.
گر کنم بار دیگر این حرکتمشنو از من بهانه یا حجت
هوش مصنوعی: اگر دوباره این کار را انجام دهم، به من بهانه یا دلیلی نزنید.