بخش ۱۴ - باز استغفار کردن موسی علیه السلام و قبول کردن توبۀ او را خضر علیه السلام
هوش مصنوعی: در این متن، دو دوست مجدداً با هم رفیق میشوند و به جزیرهای میرسند که در آن یک پسر زیبا را میبینند. یکی از آنها به عنوان خضر، پسر را برده و جان او را میگیرد. "کلیم" (موسی) که این صحنه را میبیند، از خضر میپرسد چرا چنین کاری انجام داده و میخواهد توضیحی در این باره بگیرد. خضر به موسی میگوید که او نمیتواند معنی این کار را درک کند و حتی اگر سالها در این مورد سؤال کند، جواب نخواهد گرفت. موسی از خضر عذرخواهی میکند و از او میخواهد که این گناه را ببخشد. خضر به او میگوید که باید به دور از تمایلات ظاهری بیندیشد و به حقیقت دقت کند. در نهایت، او تأکید میکند که پیروی از ظاهر و جدل درباره آن، انسان را به گمراهی میکشاند.
باز با همدگر رفیق شدندباز از جان و دل شفیق شدند
هوش مصنوعی: دوباره دوستان با همدیگر صمیمی شدند و با تمام وجود برای یکدیگر مهربانی نشان دادند.
تا رسیدند در جزیره بحربر عمارت بزرگ همچون شهر
هوش مصنوعی: آنها به جزیرهای در دریا رسیدند که دارای بنایی بزرگ شبیه به یک شهر بود.
اندر آن جای یک پسر دیدندروی او خوب چون قمر دیدند
هوش مصنوعی: در آن مکان، جوانی را دیدند که چهرهاش بسیار زیبا و درخشان بود، مانند ماه.
خیره ماندند هر دو در رخ اودر حدیث و سؤال و پاسخ او
هوش مصنوعی: هر دو به چهره او خیره شدند و در مورد او صحبت کردند و سوالاتی پرسیدند و به پاسخهایش گوش دادند.
خواند او را خضر بسوئی برداز پس کوه پیش جوئی برد
هوش مصنوعی: او را خضر (پیامبری با حکمت) به سوی خود خواند و از جادهای سخت و پرپیچ و خم به سمت آب پیش رفت.
زیر بنهاد و حلق او ببریدمرغ جان پسر ز تن بپرید
هوش مصنوعی: مرغ جان پسر از بدنش جدا شد و زیر بنا را برپا کردند و او را در حلقهای محبوس کردند.
چون کلیم این بدید گفتش هایبازگو چیست این برای خدای
هوش مصنوعی: وقتی کلیم این را دید، گفت: ای خدا، این چه چیزی است؟ لطفاً برای من توضیح بده.
طفل معصوم را بکشتی زارکی روا دارد این بگو زنهار
هوش مصنوعی: کودک بیگناه را با دلتنگی و ناچاری به قتل رساندهای، آیا این عمل درست است؟ به من بگو، آیا این قابل قبول است؟
گفت من هی بگفتمت ز آغازکه نخواهی تو فهم کرد این راز
هوش مصنوعی: گفتم بارها و بارها از آغاز که تو هرگز این راز را نخواهی فهمید.
زانکه در ظاهری فرو ماندهگرچه حقت کلیم خود خوانده
هوش مصنوعی: چون در ظاهر خود را نگه داشتهای، حتی اگر خود را از نوعی برتری به حساب بیاوری.
هرچه بینی ز من تو تا صد سالکرد خواهی بر آن ز عجز سؤال
هوش مصنوعی: هر چیزی که از من میبینی، حتی اگر سالها بگذرد، باز هم دربارهاش از روی ناتوانی و پرسشهای بیپاسخ، تحقیق خواهی کرد.
گفت عفوم کن این دوم بار استبحق حق که با تو او یار است
هوش مصنوعی: گفت من را ببخش، این بار دوم است که از تو درخواست دارم، به راستی که حق با توست و او نیز در این زمینه به تو کمک میکند.
کرد زاری بپیش او موسیکه ببخش این گناه را تاسه
هوش مصنوعی: موسی به شدت در حضور خداوند از او خواست که این گناه را ببخشد و او را مورد رحمت قرار دهد.
چونکه سنت سه بار آمده استتا ب س ه در شمار نامده است
هوش مصنوعی: زمانی که سه بار سنت اجرا شده، هر بار به حساب نیامده است.
گر کنم باز اینچنین جرمینبود جز فراق تو غرمی
هوش مصنوعی: اگر بار دیگر چنین خطایی را انجام دهم، تنها دلیلش جدایی تو خواهد بود که مرا به این کار واداشته است.
بعد از آن عذر را مجال مدههجر بگزین دگر وصال مده
هوش مصنوعی: بعد از آن بهانهها را نپذیر، انتخاب کن جدایی را، دیگر وصال را نپسند.
گفت میگفتمت نمیشنویزانکه در شرع را سخی و قوی
هوش مصنوعی: گفتم که در قرآن و اصول دین، اگر سخن را با دقت و قوت بیان نکنیم، شاید مورد توجه قرار نگیرد و شنیده نشود.
بر تو ظاهر چو غالبست از آناین لجاجت چنین قویست بدان
هوش مصنوعی: وقتی که تسلط تو آشکار است، این لجاجت به همین دلیل هم如此 قوی است.
گر بدی مر ترا بمعنی راهگفت من کی بدی بر تو تباه
هوش مصنوعی: اگر بدی را به من نشان دهی، بگو که من چه زمانی بر تو بدی کردم.
پس ز اول که گفتمت که بروهمره من مشو ز من بشنو
هوش مصنوعی: از زمانی که به تو گفتم که با من همراه نشو، حالا از من بشنو و یاد بگیر.
پیروی آن بدی نه این که بمنمی روی هر طرف بظاهر تن
هوش مصنوعی: اگر به پیروی از بدی بروی، اینطور نیست که به من روی میآوری. هر جا که به ظاهر بروی، تنها خود را نشان میدهی.
پیروی آن بدست در معنیغیر این گمرهی است هم دعوی
هوش مصنوعی: اگر به معنای واقعی دقت نشود و فقط از ظواهر پیروی شود، به درستی راهی نخواهیم یافت و در این مسیر گمراه خواهیم شد.