بخش ۱۰۱ - در بیان آنکه غم آخرت زندگی بار آورد و غم دنیا دل را پژمرده کند. زیرا دنیا گندم نما و جو فروش است بظاهر خوب مینماید و در حقیقت زشت است،عجوزهایست که خود را میآراید و در نظر خوب و جوان مینماید، بسحر و مکر مردم را از راه میبرد رهزن راه خداست، قلب را زر مینماید و بدرا نیک و نیستی را هستی شهوات و چرب و شیرین دنیا بزبان حال وسوسه میکند آدمی را که گرد ما گرد تا سود بری و سود آن کلی زیان است
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر هشدار میدهد که نباید به غمهای دنیوی پرداخت، زیرا این غمها نتیجهای جز زیان ندارند. بلکه باید به غم دین و آخرت توجه کرد که سودآور است. زندگی دنیوی موقتی و فریبنده است و ظاهر آن زیبا و خوشایند به نظر میرسد، اما باطن آن پر از زحمت و درد است. انسان باید از فریب دنیا بر حذر باشد و به عواقب آن فکر کند.
دنیا مانند زهر است و هرکه در پی آن برود، به ضرر خود عمل کرده است. تنها اولیاء و انبیا از این دام در اماناند و بقیه گرفتار عذاب و سختی میشوند. شاعر به انسانها توصیه میکند که به پیروی از دین بپردازند و از فریبهای دنیا دوری کنند. در نهایت، اشاره میشود که علم و ادب میتواند رنجهای زندگی را کاهش دهد و انسان را به سمت نیکی رهنمون سازد.
غم دنیا مخور زیان داردغم دین خور که سود آن دارد
هوش مصنوعی: غم و اندوه دنیا را نخور، چون ضرر دارد. به جای آن، به غم دین بپرداز که نتیجهاش سودمند خواهد بود.
جان بکاهد ز غصه دنیادل ببالد ز انده عقبی
هوش مصنوعی: دل انسان به خاطر مشکلات دنیا افسرده میشود، اما به خاطر امیدها و آرزوهای آینده، روحش شاد و سرزنده میگردد.
بهر حق رنج هست گنج عظیمبهر دنیا بود چو زهر الیم
هوش مصنوعی: برای رسیدن به ارزشهای واقعی و گرانبها، باید تلاش و زحمت کشید، اما دنیا فقط جزایری از مشکلات و سختیهاست که مانند زهر میماند.
غم و شادی این جهان عبث استظاهرش مشک و باطنش خبث است
هوش مصنوعی: این دنیا پر از تلاطم و نوسانات است؛ در ظاهر ممکن است خوشیها و لذتها وجود داشته باشد، اما در باطن، دردها و مشکلات زیادی نهفته است. بنابراین، غم و شادیهای این دنیا به نوعی بیفایده و قابلاعتماد نیستند.
پوست بر آدمی بود تزیینزیر آن خون و بلغم و سرگین
هوش مصنوعی: ظاهر انسان زیبا و خوشرنگ است، اما آنچه درون او وجود دارد، خونی غلیظ و ناخوشایند و چیزهای ناپسند است.
چون عجوزه است صورت دنیامینماید ز رنگ و بو زیبا
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک زن پیر و زشت است که تنها با رنگ و عطرش زیبا به نظر میرسد.
پر فریب است و مکر آن غدارتا نیفتی به دام او هشدار
هوش مصنوعی: از دسیسه و فریب آن فرد ناپسند غافل نباش، تا زمانی که به دامش نیفتی، مراقب باش.
قلب او را مکن چو نقد قبولدرمش کمتر است از یک بول
هوش مصنوعی: قلب او را مانند پول نقد قبول نکن، چرا که ارزش آن کمتر از یک سکه است.
هین ببازار او مشو مفتونتا نیفتی چو ابلهان مغبون
هوش مصنوعی: ای دوست، در بازار دنیا فریب نخور و دلخوش نشو، وگرنه همچون افراد نادان و بازیچهی دیگران گرفتار خواهی شد.
هر که با او کند خرید و فروختجهت خود زیانها اندوخت
هوش مصنوعی: هر کسی که با او معامله کند، در واقع به سود شخصی خود، زیانهایی برای خود جمع میکند.
خلق بسیار از او به درد و حنینمفلس و بیمراد شسته حزین
هوش مصنوعی: یکی از دلایل درد و اندوه مردم، فقر و نداشتن نیازهای ضروری زندگی است که آنها را در حالت ناامیدی و غمگینی قرار داده.
جز ولی و نبی کسی نرهیدغیر ایشان ز دام او نجهید
هوش مصنوعی: جز ولی و پیامبر، هیچکس از دام او نجات نیافت؛ هیچکس غیر از آنها نتوانست از چنگال او فرار کند.
زو شده انس و جن به دام جحیمگشته محروم از عطای نعیم
هوش مصنوعی: انسان و جن به دام جهنم گرفتار شدهاند و از نعمتهای بهشتی محروم هستند.
همه از ذوق دانه اش در فخمانده و گشته هیزم دوزخ
هوش مصنوعی: همه به خاطر شوق و اشتیاق به دانهاش در تحیر وناامیدی گرفتار شدهاند و خود را در آتش عذاب میبینند.
روز محشر کنند از او افغاناز کبیر و صغیر و پیر و جوان
هوش مصنوعی: در روز قیامت، همه از او فریاد خواهند زد، چه بزرگترها و چه کوچکترها، چه پیرها و چه جوانها.
خنک آن جان کزو بود به حذرنکند سوی او به میل نظر
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن کسی که از او دوری نمیکند و با میل و رغبت به سمت او نگاه میکند.
ور نظر افتدش بر او ناگاهجاه دنیا نماید او را چاه
هوش مصنوعی: اگر ناگهان توجه او به کسی بیفتد، وسوسههای دنیا او را به دام میاندازند.
قند دنیا برش بود چون سمشادی و عشرتش سراسر غم
هوش مصنوعی: شیرینی دنیا تنها ظاهرش خوشایند است، اما در واقع شادی و لذت آن پر از غم و ناراحتی است.
همچو افعی نمایدش دنیازو گریزد رود سوی عقبا
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک مار زنگی است که انسان را از خود میترساند و به جای توجه به آن، باید به آینده و معنویات روی آورد.
از چنین اژدها نیافت پناهغیر آن کو گریخت در اللّه
هوش مصنوعی: از چنین موجود خطرناکی هیچ پناهی نمیتوان یافت، جز آن کسی که به خدا پناه ببرد و از آن فرار کند.
ذکر و صوم و صلاة دافع اوستخنک او را که طاعت حق خوست
هوش مصنوعی: عبادات مانند ذکر، روزه و نماز، مایهی دور کردن مشکلات و سختیها هستند. خوشا به حال کسی که انجام این فرایض الهی را دوست دارد و به آن ملتزم است.
دین همیگردد از نماز افزونهرکه دین را فروخت شد مغبون
هوش مصنوعی: نماز و عبادت باعث تقویت ایمان و دین انسان میشود. کسی که ارزش دین را فدای چیز دیگری کند، در حقیقت متضرر و زیاندیده میشود.
این جهان را چو نقش دان و چو پوستدشمن است ارچه مینماید دوست
هوش مصنوعی: این دنیا را مانند یک نقش یا تصویر بدان، و همچون پوستی که دشمن است. اگرچه به نظر میرسد دوست باشد.
وعده هایش دروغ و بیمغز استمغز بر نغزهاش چون چغز است
هوش مصنوعی: وعدههای او بیاساس و بیمحتوا است، همانطور که مغز او به وعدههایش هیچ فکر و منطقی ندارد.
دعوتت میکند به سوی نعیمتا بدین حیله ات برد به جحیم
هوش مصنوعی: تو را به سوی نعمتی دعوت میکند، اما به وسیله این فریب تو را به جهنم میبرد.
نفس بد سوی اوست رهبر تودر پیش چون روی برد سر تو
هوش مصنوعی: نفس بد به سمت خداوند میرود و تو باید وقتی که رو به او میکنی، سر و درون خود را به سمت او ببر.
عقل ضد وی است در خواهشزین فزایش بود وزان کاهش
هوش مصنوعی: عقل با خواستههای او در تضاد است و این تضاد سبب افزایش یا کاهش تمایلات او میشود.
داروی تلخ اگر دهد خردتخوش بخور تا ز رنج واخردت
هوش مصنوعی: هرچند که دارویی تلخ و ناگوار باشد، اما اگر عقل و خرد تو آن را تجویز کرده، باید آن را با خوشحالی بخوری تا از درد و رنجی که ممکن است دچارش شوی، جلوگیری کنی.
گرچه تلخ است طفل را مکتببهر بازی رمد ز علم و ادب
هوش مصنوعی: هرچند کودکان از درس و تحصیل بیزارند و احساس تلخی دارند، ولی این آموزشها برای آنها ضروری است و از بازی کردن دور میکند.
اندر آخر نمایدش معکوسماند اندر ندامت او منکوس
هوش مصنوعی: در پایان کار، نتیجهاش برعکس میشود و او با حسرت و پشیمانی مواجه خواهد شد.
سبب لعب کودک بدرایخوار و مردود گشت در دو سرای
هوش مصنوعی: علت بازی کردن کودک به خاطر ناپاکی و بیارزشی اوست که در دو دنیا (دنیا و آخرت) سقوط میکند.
وانکه بازی و هزل را بگذاشترایت بخت چون شهان افراشت
هوش مصنوعی: کسی که بازی و شوخی را کنار گذاشت، مثل شاهان پرچم خوشبختی را برافراشت.