بخش ۶۱ - ظهیر فاریابی
هوش مصنوعی: ظهیر الدین طاهر بن محمد، مشهور به ابوالفضل، از شاعران برجسته دوران سلجوقی و ایلدگز بوده که اصلش از فاریاب در بلخ است. او با مداحی سلاطین آن زمان به شهرت رسید و اشعار زیبا و معانی عمیق او در تاریخ معروف است. در نهایت، او به زندگی انزوا در تبریز روی آورد. اشعار او تلاشی است برای پند و اندرز به انسانها، مخصوصاً در مورد ناپایداری دنیا و مشکلات زندگی. در اشعارش او به نکاتی از قبیل فناپذیری زندگی و درد مشترک انسانها اشاره میکند. همچنین، او به اهمیت تلاش برای رسیدن به مقاصد بلند و دوری از خاموشی در برابر چالشها تأکید دارد.
و هُوَ ظهیر الدین طاهربن محمد. کنیتش ابوالفضل و ازفضالی عهد خود بوده. اصلش از فاریاب مِن توابع بلخ و مدتها مداحی سلاطین سلجوقیه و ایلدگزیه را کرده. مضامین بدیع و ابیات رفیع در روزگار از او یادگار است. وی را در شاعری پایهای بلند و رتبهای دل پسند بوده. عاقبت الامر ترک و تجرید گزیده در تبریز پای در دامن انزوا کشیده. دیوانش مکرر مطالعه شد. الحق قصاید خوب و مضامین مرغوب دارد. غرض، فاضلی است عالی مقدار وحکیمی هوشیار. این چند بیت در نصیحت و موعظه فرموده است:
هوش مصنوعی: طاهربن محمد، که به ابوالفضل معروف است، از شاعران زمان خود و اهل فاریاب، که از توابع بلخ محسوب میشود، بوده است. او مدتی به مدح سلاطین سلجوقی و ایلدگزی پرداخته و آثار و اشعار برجستهای از خود به جا گذاشته است. شاعری با استعداد بالا و مقام پسندیدهای دارد. در نهایت به تبریز رفته و زندگی انزواطلبانهای را انتخاب کرده است. دیوان اشعار او بارها مورد مطالعه قرار گرفته و واقعاً اشعار زیبا و مضامین ارزندهای دارد. به طور کلی، او فردی با فضیلت و حکیم هوشمند است و چند بیت نصیحت و موعظه نیز سروده است.
مگشای لب به خنده که تو خفتهای از آنکدر خواب خنده موجب دلتنگی وبکاست
هوش مصنوعی: لبخند زدن را در حالتی که تو خواب هستی، باز نکردهام. زیرا در خواب، لبخند میتواند باعث ناراحتی و غمگینی شود.
گیتی که اولش عدم و آخرش فناستدر حق وی گمان ثبات و بقا خطاست
هوش مصنوعی: جهان ابتدا از هیچ برخاسته و در انتها به زوال خواهد انجامید، بنابراین تصور پایداری و ثبات برای آن اشتباه است.
مشکل تر آن که گر به مثل دور روزگارروزی دو مهلتی دهدت گویی این بقاست
هوش مصنوعی: بسیار دشوارتر این است که اگر روزی روزگار به تو فرصتی دهد، گویی که این فرصت همیشگی و پایدار است.
چون طینتت ز حسرت و محنت سرشتهاندگر بر تو وحش و طیر بگریند هم رواست
هوش مصنوعی: چون سرشت تو از غم و درد ساخته شده است، اگر حتی حیوانات وحشی و پرندگان برای تو اشک بریزند، این اقدام بهجا و درستی خواهد بود.
نی نی کزین میانه تو مخصوص نیستیبر هر که بنگری به همین درد مبتلاست
هوش مصنوعی: تو که در این میان خاص و ویژه نیستی، هر کسی که به تو نگاه کند، دچار همین درد و مشکل است.
این آسمان که جوهر علویست نام آنبنگر چگونه قامتش از بار غم دوتاست
هوش مصنوعی: این آسمان که نشانی از افلاک پاک دارد، توجه کن که چگونه از سنگینی و غم دو فشار، به صورت خمیده و متاثر درآمده است.
خورشید را که مردمک چشمِ عالم استتر دامنی ابر سیه مانع ضیاست
هوش مصنوعی: خورشید که نور و روشنی بخش جهان است، تحت تأثیر ابرهای تیره و سنگین قرار گرفته و نورهاش به خوبی نمیتابد.
گردون خلاف عنصر و ظلمت نقیض نورآتش عدوی خاک و زمین دشمن هواست
هوش مصنوعی: جهان به گونهای است که عناصر طبیعی و تاریکی، با نور و آتش در تناقض و ضدیت هستند. همچنین خاک و زمین به نوعی دشمن باد و هوا به شمار میآیند.
از سنگ گریه بین و مگو آن ترشح استاز کوه ناله بین و مپندار کان صداست
هوش مصنوعی: ببین چگونه سنگها گریه میکنند و نگو که این آب از کوه جاری میشود. به صداهایی که از کوه به گوش میرسد دقت کن و فکر نکن که اینها فقط صداست.
دریا فتاده در تب لرز است روز و شبطعم دهان و گونهٔ رویش برین گواست
هوش مصنوعی: دریا در تلاطم و نوسان است، روز و شب بیوقفه نگران است. طعم دهان و رنگ گونههای او، گواهی بر این حال و وضعیت است.
پیلِ تمام خلقت محکم نهاد رااز نیش پشه غصّهٔ بی حد و منتهاست
هوش مصنوعی: تمام موجودات عالم، با وجود عظمت و قدرتی که دارند، ممکن است از کوچکترین چیزها همچون نیش یک پشه دچار درد و رنج شوند و این نشاندهندهی آسیبپذیری و حساسیت آنها در برابر مشکلات کوچک است.
شیر ژیان که لاف ز سر پنجه میزنداز دست مور در کف صد محنت و بلاست
هوش مصنوعی: شیر ژیان، که به قدرت و یاغیگری خود میبالد، در حقیقت زیر فشار و دردهای فراوانی است که حتی ممکن است یک مورچه نیز قادر به تحمل آن نباشد.
کبک دری که قهقههٔ شوق میزندآسیب قهر پنجهٔ شاهینش از قفاست
هوش مصنوعی: پرندهای از نوع کبک دری با شادی و سرخوشی صدایی بلند و خندانه به گوش میرساند، اما در عین حال باید مراقب باشد چون در خطر شکار شدن به وسیلهٔ شاهین است که با چنگالهایش از قفس بیرون میآید.
وین آدمی که زبدهٔ ارکانش مینهندپیوسته در کشاکش این چار اژدهاست
هوش مصنوعی: این انسان که بهترین ویژگیهایش در تلاش و کوشش قرار دارد، همیشه درگیر مبارزه با چهار دشمن بزرگ است.
عقل است بر سر آمده از کاینات دادهم پایمال شهوت و هم دستخوش هواست
هوش مصنوعی: عقل که از وجود کائنات به ما رسیده، به دلیل میل و هوس، همواره مورد غفلت و نادیدهگرفتهشدن قرار میگیرد.
و له ایضاً
بکوش تا به سلامت به مأمنی برسیکه راه، سخت مخوف است و منزلت بس دور
هوش مصنوعی: سعی کن با احتیاط و سلامت به جایی امن برسى، زیرا مسیر خطرناک و منزلت بسیار دور است.
ترا مسافت دور و دراز در پیش استز آستان عدم تا به پیشگاه نشور
هوش مصنوعی: مسیر تو بسیار طولانی و دشوار است، از وجود نداشتن تا رسیدن به مقام بیداری و آگاهی.
تو درمیان گروهی غریب مهمانیچنان مکن که به یک بارگی کنند نفور
هوش مصنوعی: در میان جمعیتی که غریبه هستند، چنان رفتار نکن که ناگهان باعث تنفر آنها شوی.
کناغ چند ضعیفی به خون دل بتندبه مجمع آری کاین اطلس است و آن سیفور
هوش مصنوعی: چند نفر از ضعیفان با خون دل جمع میشوند تا نشان دهند که اینجا یک رسالت بزرگ وجود دارد و آن چیزی ساده نیست.
ز کرم مرده کفن درکشی و درپوشیمیان اهل مروت که داردت معذور
هوش مصنوعی: از روی بزرگواری و لطف، تو با پوشاندن کفن مردهای، خودت را در میان انسانهای با مروت قرار دادهای که در چنین کاری تو را معذور میدانند.
به دشت جانوری خار میخورد غافلتو تیز کردهای از بهر صلب آن ساطور
هوش مصنوعی: در دشت حیوانی در حال دریدن خاری است، اما تو بیخبر از آن به تیز کردن چاقویی مشغولی که برای بریدن آمادهاش کنی.
بدان طمع که دهان خوش کنی ز غایت حرصنشستهای مترصد که قی کند زنبور
هوش مصنوعی: بدان که برای به دست آوردن لذتی خوش، به خاطر حرص و طمع زیاد، منتظری که زنبور عسل عسلش را خارج کند.
به باده دست میالای کان همه خونیستکه قطره قطره چکیده است از دل انگور
هوش مصنوعی: به شراب دست نزن، زیرا هر قطرهای که از دل انگور چکیده، نشاندهندهی رنج و دردهای زیادی است که در آن نهفته است.
به وقت صبح شود همچو روز معلومتکه با که باختهای عشق در شب دیجور
هوش مصنوعی: در صبح روشن، حقیقت کارهای تو مشخص میشود، همانطور که معلوم میشود با چه کسی در شب تاریک عشق بازی کردهای.
دل مرا چو گریبان گرفت جذبهٔ حقفشاند دامن همت ز خاکدان غرور
هوش مصنوعی: زمانی که دل من تحت تأثیر الطاف الهی قرار گرفت، عزم و ارادهام را از زمین غرور رها کرد.
بشد ز خاطرم اندیشهٔ می و معشوقبرفت از سرم آواز بربط و طنبور
هوش مصنوعی: از یادم رفت که به چه فکر میکردم و عشق و می به ذهنم خطور نکرد. صدای ساز و موسیقی دیگر در ذهنم نمیچرخد.