فصل ۲۳
هوش مصنوعی: این متن به بررسی رابطه بین عشق و روح میپردازد. عشق به عنوان یک صفت ضروری برای روح معرفی میشود و بدون آن، روح ناقص خواهد بود. عشق همچون سلطان زیبایی، عاشق را در چنگ خود میگیرد و او را به دنیای خود دعوت میکند. هرچند ممکن است روح و عشق به جدایی فکر کنند، در واقع عشق هرگز نمیرود؛ بلکه در کمال سکوت و پنهانی وجود دارد. روح ممکن است احساس جدایی کند و تصور کند که عشق را از دست داده، اما در حقیقت عشق همیشه در درون او باقیاست. در نهایت، گفتگویی بین عشق و روح در میگیرد که روح میگوید بدون عشق نیست، اما در عین حال نیز به عشق وابسته است.
اگر عشق صفت لازمهی روح است بی او ناقص باشد و او خود بی روح نباشد چون سلطان جمال معشوق، ولایت نهاد عاشق را در ضبط آرد و دارالملک خود سازد عشق که صفت لازمهی روحست و روح که موصوف بدوست با یکدیگر تدبیر مفارقت کنند اگرچه ممکن نبود اما بی مکوّن و ظهوری نبود. عشق در کمین کُمون مخفی شود روح پندارد که رفت و بدین پندار خود را وداع کردن گیرد عشق خود نرفته باشد چون مکوّن در ظهور آمد بر روح غیرت آورد زیرا که از محبوب بینشان نشانها یابد پندارد که او اوست روح گوید «من او نیَم امّا بی او نیَم»:
هوش مصنوعی: اگر عشق ویژگی ضروری روح باشد، بدون آن روح ناقص خواهد بود و خود عشق هم بدون روح نیست. زیرا معشوق با زیبایی خود، سلطهای بر عاشق دارد و عشق که ویژگی لازم روح است، با روحی که به آن وصف میشود، به گونهای در ارتباطاند که نمیتوانند از هم جدا شوند، هرچند این جدایی ممکن نیست. عشق ممکن است در کمینی پنهان شود و روح گمان کند که رفته، اما در واقع عشق از جا نرفته است. وقتی عشق به ظهور میرسد، روح دچار غیرت شده و از محبوب نشانههایی میبیند و گمان میکند که معشوق همان است. روح در اینجا میگوید: "من او نیستم، اما بدون او نیستم."
من او نشوم ولیک بی اوواللّه که نیم یقینم اینست
هوش مصنوعی: من نمیتوانم مانند او شوم، اما بدون او، به خاطر خدا میدانم که نیمهای از خودم را گم کردهام.