فصل ۶۷
هوش مصنوعی: در این متن گفته شده که عاشق نه تنها نیازی به تنها بودن (خلوت) دارد و نه به صحبت کردن، زیرا خلوت باعث سکوت و دوری از محبوب میشود و صحبت هم به راحتی و موانع عشق را دامن میزند. عاشق به طور طبیعی از جدایی میفرارند و در پی وصال هستند، زیرا جدایی و فراق به احساس دوگانگی منتهی میشود در حالی که وصال به وحدت و اتحاد میانجامد. عشق واقعی در وصال و نزدیکی به محبوب تحقق مییابد و این نکته برای کسانی که درک میکنند بسیار ارزشمند است. در نهایت، جان عاشق از فراق میگریزد تا با محبوبش یکی شود و از دوگانگی رهایی یابد.
عاشق را نه خلوت باید نه صحبت زیرا که خلوت برای سکوت باید و سکوت عاشق را از قواطع است و صحبت از برای راحت باید و راحت مشتاق را از موانع است و آنچه گفتهاند که معشوق عاشق پیدا باید و مشتاق شیدا باید سر این معنی است عاشق از فراق بطبع گریزد و در وصل آویزد موجب آنست که فراق دوئی اقتضا کند و وصل یکی یعنی در مقام فراق حصول عاشق در عالم اندوه بودو حصول معشوقدر هودج سرور، و این در تفرقه کثرت مشاهده شودو در عشق وحدت باید بل اتحاد و این جز دروصلنبود و ذلک سر عزیزٌ لِمَن فَهِمَ
هوش مصنوعی: عاشق نه باید تنها باشد و نه در گفتگو، چون تنهایی به سکوت منجر میشود و سکوت برای عاشق ایجاد فاصله میکند. همچنین، گفتگو به راحتی نیاز دارد و راحتی میتواند مانع اشتیاق عاشق شود. گفتهاند که معشوق باید برای عاشق قابل مشاهده باشد و عاشق نیز باید شیدا و مشتاق باشد. این به این دلیل است که عاشق به طور طبیعی از دوری فراری است و در وصل به اتحاد میرسد. فراق نشاندهنده جدایی است که عاشق را در اندوه نگه میدارد و در وصل، معشوق باعث شادی و سرور میشود. در این حالت، عاشق و معشوق در وحدت قرار میگیرند، و این حالت فقط در وصل قابل تجربه است. این موضوع برای کسی که درک کند حقیقتی ارزشمند است.
جانم ز فراق تو از آن بگریزدتا با تو یکی شود دوئی برخیزد
هوش مصنوعی: جانم از دوری تو چنان به تنگ آمده که میخواهد از بدنم فاصله بگیرد تا بتواند به تو بپیوندد و این فاصله و جدایی از بین برود.