فصل ۶۸
هوش مصنوعی: این متن به تبادل احساسات عاشقانه در موقعیتهای مختلف میپردازد. بیان میکند که عاشق در زمان فراق احساس خوشتری دارد زیرا در این حالت امید به وصال وجود دارد، در حالی که در وصال، نگرانی از جدایی احساس میشود. اما تحمل درد فراق و ناامیدی به نوعی از جدایی و تفرقه بینجامد. نویسنده به تفاوت بین وجود و عدم وجود در عشق اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که تنها کسی که باقی است، میتواند حقیقت عشق را درک کند. در نهایت، از خود میپرسد که چگونه میتوان از حالتی که عشق مستی ایجاد میکند، مکشوف شد، وقتی که خود معشوق به ذات حب و عشق متصل است.
آنچه گفتهاند که عاشق در مقام فراق خوشتر از آنکه درمقام وصال راستست زیرا که در فراق امیدوصالست و در وصال بیم هجر، اما با درد فراق ساختن و خود را بخود برانداختن از دید امتناع وصول بود واین از تفرقه خالی نیست زیرا که در درد انیت این باقی بود و در وصول بهویت او در باقی بود:
هوش مصنوعی: گفتهاند که عاشق در زمان جدایی خوشحالتر از زمانی است که معشوق در کنارش است. دلیل این امر این است که در جدایی امید وصال و reunion وجود دارد، در حالی که در وصال ممکن است بیم از جدایی و دوری وجود داشته باشد. اما تحمل درد جدایی و رهاسازی خود از وابستگی به معشوق، از نظر عدم رسیدن به معشوق تلقی میشود و این وضعیت به نوعی تضاد و تفرقه دامن میزند. در عذاب و رنج جدایی، هنوز نشانی از خود وجود دارد، ولی در وصال، آن حس تعلق و خودیّت به گونهای دیگر تجربه میشود.
او را که بقای او بباقی باشدبرگوی ز بندگی چه باقی باشد
هوش مصنوعی: هرکس که وجودش وابسته به بقا و جاودانگی باشد، از او بپرس که در چه چیزهایی میتوان از بندگی و غلامی سخن گفت، چرا که چیزی از آن باقی نمیماند.
هشیار چگونه گردد از مستی عشقچون پادشهش بذات ساقی باشد
هوش مصنوعی: چگونه کسی که در عشق غرق شده است، میتواند هوشیار شود، وقتی که خودِ عشق مانند پادشاهی است که از ذات و وجود ساقی مینوشد؟