فصل ۸۶
هوش مصنوعی: در این متن، نویسنده به بیان تأثیر فقدان محبوب و احساس اندوه ناشی از آن میپردازد. او به داستان پیر کنعان اشاره میکند که از شدت تأسف بر فوت محبوبش گریه میکند، بهطوریکه حتی بینایی خود را از دست میدهد. اما راهرفتن در این مسیر برای دیگران که نگران فقدان محبوب نیستند، با حزن و اندوه همراه نیست. در نهایت، پیر به مریدش میگوید که باید دل را به محبوبی داد که هرگز از دست نمیرود تا از درد فراق او نگران نباشد. این متن به اهمیت داشتن یک عشق پایدار و بینظیر اشاره میکند که انسان را از غم و اندوه فراق محفوظ میدارد.
گریه از تأسف بود وتأسف از فوت محبوب بود چنانکه پیر کنعان از تأسف چندان بگریست که مردم(مردمک)چشمش که خلیفۀ عالم بینائی بود از کسوت عیانی بیرون آمد و جلباب سفید حسرت درخود کشید یا اَسفَی عَلی یوسُفَ و ابْیضّت عَیناهُ مِنَ الحُزْنِ اما روندگان این راه را اسف و حزن نباشد زیرا که ایشان را خوف فقد محبوب نبود، پیری بنزد مریدی آمد او را یافت که در فوت محبوبی میگریست گفت ای پسر دل بمحبوبی میبایست داد که فوت بر او روا نبودی تا بقلق و حزن و ضجرت و بکا گرفتار نشدی:
هوش مصنوعی: گریه ناشی از اندوه ناشی از فقدان یک محبوب بود. به گونهای که پیر کنعان به قدری از روی تأسف گریست که مردمک چشمش، که نماد بینایی است، از حالت طبیعی خود خارج شد و خود را در پوشش سفید حسرت مخفی کرد. چنان که در داستان یوسف نیز آمده، چشمانش از غم به شدت سفید شد. اما کسانی که در این مسیر حرکت میکنند نباید غم و اندوه را تجربه کنند، زیرا آنها از فقدان محبوب خود نمیترسند. یک پیر به مرید خود نزدیک شد و او را در حال اشک ریختن به خاطر از دست دادن محبوبش یافت. او گفت: "ای پسر، دل باید بر محبوبی بگذارید که فقدان او قابل قبول نبوده وگرنه به اندوه و ناراحتی و گریه دچار نمیشدید."
رو دل بکسی ده که نمیرد با تواز درد فراق او نگریی باری
هوش مصنوعی: به کسی عشق بورز که در غم دوری تو از دنیا نمیرود و به خاطر او هرگز دلتنگ نباشی.