فصل ۱۰۴
هوش مصنوعی: این متن درباره احساسات عاشقانه و خوابهای عاشقانه است. نویسنده توضیح میدهد که وقتی کسی معشوق خود را در خواب میبیند، این نشاندهنده این است که ذهن او دائماً درگیر عشق و انتظار معشوق است و گویی همیشه در حسرت او زندگی میکند. این عشق و اشتیاق عاشق باعث میشود که او در بیداری نتواند به آرامش برسد، زیرا در این حالت به دلیل کمبود وجود معشوق نمیتواند او را احساس کند و این عدم توانایی به او درد میدهد. عشق عاشق مانند یک دردی بیدارو میماند و او در خواب به دنبال فرصت است تا بتواند به معشوقش نزدیک شود. در انتها، شاعر با تأکید بر سختیهای عشق، به عاطفه و سختی انتظار عاشق اشاره میکند.
آنکه عاشق معشوق را در خواب بیند سبب آنست که او همیشه روی دل بدو دارد وبر در خانۀ انتظار مقیم مانده و باغم او ندیم شده بر یادش او بر خاطرش او در حافظهاش او در متخیلهاش او در ملهمهاش او در حس مشترکهاش او او همه دیده گشته و دیده همه انتظار گشته تا کی بود که سلطان خیال بر لوح دلش صورت خود پدید کند و چون بکثرت توهم برای دوای دل بر درد وی نقشی پدید آید در حال شحنۀ غیرت مقمعۀ قهر بر نهاد او زند تا از خواب درآید و روزگارش بسر آید ای برادر چنانک بر جمال خود غیورست بر خیال خود هم غیورست آنچه گفتهاند که درد سر عاشق بی دواست و بیماری او بی شفاست موجب همین است که در بیداری جمال نیست بعلت قلت استعداد وجود و در خواب خیال نیست بکثرت الم اشتیاق بشهود، آنچه عشق عاشق را بیخواب میدارد برای آنست که میخواهد که او بآسانی با خیال معشوق دست در کمر آرد:
هوش مصنوعی: کسی که عاشق است، وقتی معشوقش را در خواب میبیند، دلیلش این است که دائم به او فکر میکند و در انتظار او به سر میبرد. او غم و یاد معشوق را همراه خود دارد و معشوق در ذهن و احساساتش جایگاه ویژهای یافته است. هر لحظه در آرزوی دیدن اوست و این انتظار بر روح و دلش سنگینی میکند. در حقیقت، خوابش هم تلاشی است برای دیدن چهره معشوق، اما به خاطر شدت اشتیاقش، در دنیای بیداری، نمیتواند به او برسد. این درد و رنج ناشی از عشق، بیپاسخ مانده، چرا که در دنیا، فرصتی برای دیده شدن معشوق ندارد و در عوض، در خوابها، خیالاتش بیش از حد غلیظ شده و خودش را گرفتار کرده است. عشق او را در بیداری از خواب دور نگه میدارد، زیرا آرزو دارد به سادگی معشوقش را در آغوش بگیرد.
ای دل چو بجست و جوی و خواری و نیازوز زاری و بیداری و شبهای دراز
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی که به دنبال حقیقت و آرامش هستی و احساس ضعف و نیاز میکنی، و شبها به بیداری و اندیشیدن میگذرانید.
دست طلبت بپای وصلش نرسدجان میکن و خون میخور و سر در میباز
هوش مصنوعی: اگرچه جان و دل انسان به شدت در آرزوی وصال محبوب است، اما هیچ جایی برای رسیدن به او پیدا نمیکند و در این راه، باید تمام درد و رنجها را تاب آورد و از خون دل خورد.