فصل ۱۳۴
هوش مصنوعی: این ابیات به توصیف عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوقش میپردازد. شاعر احساس میکند که عشق به معشوقش او را خوار و ذلیل کرده و به رغم رنج و عذابی که میکشد، نمیتواند از عشق او دست بکشد. او به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که در مقابل زیبایی او، جان و دل و عقلش به هیچ نمیارزد. در نهایت، او میفهمد که این عشق و وابستگی چقدر دشوار و دردناک است، اما همچنان به آن ادامه میدهد.
معشوق با نمک جگرخوار بود و بنزد او عاشق سوخته و خوار بود اَذَلُّ الْاَشیاءِ الْمُحبُّ بِمَحْبُوبهِ وَالْفَقیرُ الْطَماعُ ای عزیز ناز معشوق کشیدن دشوار است زیرا که پیوسته معشوق خواهد که داد جمال خود بدهد درین کرشمه جان و دل و دیده و دین و عقل بحبّۀ نیرزد:
هوش مصنوعی: معشوق شیرینی و جذابیتی دارد که دلها را میرباید و از طرفی، عاشق در مقابل او احساس حقارت و ناراحتی میکند. عشق انسان را به شکلی مطیع و وابسته میکند، به طوری که محکوم به احساس نیاز و وابستگی میشود. دوست داشتن چنین شخصی کار آسانی نیست، چرا که معشوق همیشه در پی جلب توجه و تقدیر است و در این میان، همه چیز از جمله جان و دل و عقل عاشق به عشق او کم ارزش میشود.
جان و دل و دیدهام ببازار غمتواللّه که بحبۀ نیرزد ای جان
هوش مصنوعی: من تمام وجودم، از جان و دل و چشمانم را برای غم تو هزینه کردهام و باور کن که هیچ چیز جز عشق تو ارزش این فداکاری را ندارد، ای جانم.