فصل ۱۳۵
هوش مصنوعی: این متن دربارهی عشق و حالت مستی عاشقانه صحبت میکند. عاشق به دلیل شدت عشق و مستی، نمیتواند کمال جمال معشوق را درک کند. در این حالت، توجه عاشق به وحدت معشوق است و او نمیتواند به صفات و ویژگیهای جداگانه معشوق فکر کند. به این ترتیب، عاشق در درک واقعیات عاجز است و حتی نمیتواند احساسات و ادراکات خود را به درستی بیان کند. در بخشی دیگر، عاشق از خداوند درخواست میکند که او را از این حالت گیجی و سردرگمی نجات دهد، زیرا در این مستی نمیتواند نشانی از عشق را نشان دهد.
کمال جمال معشوق را بخود ادراک نتوان کرد خصوصاً در غلبات عشق که مقام مستی بود و عاشق مغلوب مستی عشق، چه این سکر مانع از ادراک کمال جمال معشوق است و اینجا سری است و آن آنست که استیلا و قوت عشق بر ذات بود و عاشق را در اوان طلب ذات پروای اثبات صفات نبود زیرا که نظر بر وحدت دارد نه بر کثرت بدین نسبت عاشق از ادراک عاجز بود و از ادراک ادراک نیز عاجز بود و اَلْعَجْزُ عَنْ دَرْکِ الْاِدْراکِ اِدْراکٌ این باشد:
هوش مصنوعی: در هنگامه عشق، درک کامل زیبایی معشوق امکانپذیر نیست، به ویژه زمانی که عشق انسان را به مستی میکشاند. در این حالت، عاشق تحت تأثیر عشق و شوق قرار میگیرد و این حالت شادی و سرخوشی مانع از درک کامل زیبایی و کمال معشوق میشود. در اینجا، یک راز نهفته است: قدرت و تسلط عشق بر وجود عاشق است و در لحظهای که عاشق در جستجوی ذات معشوق است، توجهی به ویژگیها و صفات او ندارد. عاشق تنها به وحدت معشوق نظر دارد و نه به تنوع و کثرت. بنابراین، عاشق نه تنها از درک کمال معشوق ناتوان است بلکه در درک خود درک نیز عاجز است. در واقع، ناتوانی در درک، خود یک نوع درک به شمار میآید.
ای آنکه بلطف خود کنی درمانممگذار مرا بمن که اندر مانم
هوش مصنوعی: ای کسی که به لطف و محبتت مرا درمان میکنی، مرا رها نکن و نگذار در اندوه و darkness باقی بمانم.
از غایت مستئی که در عشق مراستخواهم که ز تو نشان دهم نتوانم
هوش مصنوعی: به خاطر شدت عشق و شوقی که به تو دارم، میخواهم نشانهای از تو نشان دهم، اما نمیتوانم.