فصل ۱۴۷
هوش مصنوعی: متن به بیان فشرده میگوید که هر چه عاشق به وصال معشوق طمع داشته باشد، ذلت و دوریاش بیشتر میشود. به عنوان مثال، زلیخا که به وصال یوسف طمع داشت، هر روز از او دورتر و رنجورتر میشد. اما وقتی طمع را رها کرد و با عشق واقعی روی آورد، به کمال و وصال محبوب دست یافت. در پایان، بیان میشود که در عشق واقعی، شخصیسازی وجود دارد و دردی از طمع کردن برطرف میشود.
تا عاشق را ازمعشوق طمع وصال بود هر روز بنزد وی ذلیل تر بود ذَلَّ مَنْ طَمَعَ سر این سخن است چنانکه زلیخا تا طمع وصال یوسف میداشت هر روز از وصال دورتر بود و از فراق رنجورتر چون طمع از خودبینداخت و با محبت صرف بساخت جمال و جوانی بازیافت و با کمال کامرانی بسوی محبوب شتافت و آنچه گفتهاند بدین معنی قریب است:
هوش مصنوعی: تا وقتی که عاشق به وصال معشوق امید دارد، هر روز بیشتر ذلیل و مستضعف میشود. این نکته مهم است که اگر کسی به امید وصال باشد، همچون زلیخا که هر روز از وصال یوسف دورتر میشد و از فراق او بیشتر رنج میکشید، در واقع در رنج و عذابی دائمی به سر میبرد. اما وقتی که طمع را کنار گذاشت و با محبت خالصانه به زیبایی و جوانی خود پرداخت، توانست با کمال خوشبختی به سوی محبوب خود حرکت کند. این بیان به معنای نزدیک به این موضوع است.
ملکست محبت تو و خلقیست منتظراین کاردولتست کنون تا کرا رسد
هوش مصنوعی: خدای محبت تو در دست توست و دیگران منتظر این محبت هستند. اکنون زمان آن فرا رسیده است که ببینیم این نعمت به کی خواهد رسید.
من خود کیم که صافی وصلش طمع کنماینم نه بس که دردی دردت بمارسد
هوش مصنوعی: من کی هستم که بخواهم به وصال او امید داشته باشم، همین که او از درد من آگاه باشد، برایم کافی است.