بخش ۳۴ - تمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، زالکی از نهفتگی خود بیرون میآید و به وضعیتی که در آن قرار دارد، مینگرد. او مشاهده میکند که کشت و کارش خشک شده و این باعث میشود که نکتهای را بیان کند: هم نو و هم کهن برای تو رزق فراهم است و تو میتوانی هر چه بخواهی انتخاب کنی. او علت رزق را به رفتار خوب و بد نسبت میدهد و به تفاوتی که در زندگی وجود دارد اشاره میکند؛ اگرچه تعداد زیادی از چیزها ممکن است وجود داشته باشد، ولی در نهایت همه چیز به تو بستگی دارد. زالکی به یقین میرسد که زندگی و معیشت انسان از خداست و هیچ کس نمیتواند در غم دیگران باشد اگر مطمئن نباشد که همه چیز از خداست.
زالکی کرد سر برون ز نهفتکشتک خویش خشک دید و بگفت
هوش مصنوعی: زالک از پنهانگاه خود سر بیرون آورد و وقتی دید که کشتیاش خشک شده، این را گفت.
کای هم آنِ نو و هم آنِ کُهنرزق بر تست هرچه خواهی کن
هوش مصنوعی: ای کسی که همواره جدید و همواره قدیمی هستی، روزی و نعمت بر توست، هر چه میخواهی انجام بده.
علت رزق تو به خوب و به زشتگریهٔ ابر نی و خندهٔ کِشت
هوش مصنوعی: رفتن روزیات به نیکی و بدی، به این بستگی دارد که ابر با بارش خود چگونه میبارد و زمین با خوشحالی چقدر از آن بهره میبرد.
از هزاران هزار به یک توزانک اندک نباشد اندک تو
هوش مصنوعی: از میان هزاران هزار نفر، تو به تنهایی ارزشمندتر هستی، زیرا چیزی که کم است، تو کم نیستی.
شعلهای زو و صدهزار اخترقطرهای زو و صد هزار اخضر
هوش مصنوعی: از وجود او شعلهای میدرخشد و هزاران ستاره چنان که از یک قطره، صد هزار سبز.
بیسبب رازقی یقین دانمهمه از تست نانم و جانم
هوش مصنوعی: بدون دلیل میدانم که رازقی تنها از توست، زیرا زندگی و روزیام از تو نشأت میگیرد.
مرد نبود کسی که در غمِ خوردر یقین باشد از زنی کمتر
هوش مصنوعی: هیچ مردی نیست که در غم خورشید احساس اطمینان کند، حتی از یک زن هم کمتر.