شمارهٔ ۵ - کمال الدین محمود
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر درباره دوستی صحبت میکند که دانا و با کمال است و نامش کمالالدین محمود الحق است. او شخصی کریم و نیکوکار است، اما به نظر میرسد که از نظر جامعه مورد بیمهری قرار گرفته است. شاعر از خود میپرسد که چرا این دوست با وجود تمام خوبیها و فضایلش از صفات و احترام لازم در میان مردم برخوردار نیست. او اشاره میکند که در وجود این شخص عیبی نیست و این سوال را در ذهن دارد که آیا این وضعیت ناشی از بیداد آسمان است یا خود اوست. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که این شخص دارای دو عیب بزرگ است: یکی اینکه هنری دارد و دیگری اینکه همچنان انسانی در میان مردم است.
دوستی دی سخنی خوش میگفتدوستی کو بسخن استادست
هوش مصنوعی: دوستی به زبان دلپذیری سخن میگفت، دوستی که در گفتار خود مهارت دارد.
که کمال الدین محمود الحقپسری سخت کریم ورادست
هوش مصنوعی: محمود الحق، که کمال دین است، پسری بسیار سخاوتمند و با دست خیر است.
در وی انصاف بسی معنی هاستکه خدا در دگران ننهادست
هوش مصنوعی: در او انصاف معناهای بسیاری وجود دارد که خداوند در دیگران قرار نداده است.
چیست آخر سبب حرمانشکه ازین قوم بدستش بادست
هوش مصنوعی: آخر چه دلیلی وجود دارد که او از این جمع محروم مانده است، در حالی که در دست آنها قرار دارد؟
در وی و سیرت او عیبی نیستیا بر او خود ز فلک بیدادست
هوش مصنوعی: در ظاهر و باطن او هیچ نقص و عیبی وجود ندارد و اگر هم در او چیز نامطلوبی به نظر میرسد، ناشی از ظلم و بیعدالتیهای آسمانی است.
گفتم ای خواجه خبر نیست ترا؟کاین خلل خود ز کجا افتادست
هوش مصنوعی: گفتم ای آقا، آیا تو از چیزی بی خبری؟ که این نقص و مشکل از کجا به وجود آمده است؟
اندر آن شخص دو عیبست بزرگهنری دارد و مردم زادست
هوش مصنوعی: در آن فرد، دو عیب بزرگ وجود دارد. او هنری دارد ولی در عین حال انسانی هم هست.