شمارهٔ ۱۰۱ - دو خواجه تاش
هوش مصنوعی: این شعر به احساساتی در مورد بخل و عدم پاسخگویی ممدوحان اشاره دارد. شاعر از خداوند، خاطر و فهمی عمیق دریافت کرده که باعث شده تا همیشه با مسائل کائنات درگیر باشد. او وقتی سوالی میپرسد، به هزار پاسخ میرسد، اما با این حال بر اثر بخل و کممحلی دیگران، احساس سرما و سردی میکند. در نهایت، شاعر احساس میکند که تحت تأثیر این بخل، مانند آبی در یخ، دچار بیحالی و کمبود است و خاطرش همانند آفتاب است که در ابرهای بخل پنهان شده است.
من بنده و اسب هر دو امروزبر درگه تو دو خواجه تاشیم
هوش مصنوعی: من و اسبم امروز هر دو در آستانه وجود تو به حساب خدمتکاران تو آمدهایم.
در گرسنگی بصبر کردنما هر دو درین دیار فاشیم
هوش مصنوعی: ما در این سرزمین، همگی به خوبی میدانیم که در گرسنگی صبر کردن چه معنا و مفهومی دارد.
قدری جو اگر دهی باسبمما نیز طفیل اسب باشیم
هوش مصنوعی: اگر به ما کمی جو بدهی، ما هم مانند اسبها با تو خواهیم بود.
ور گندم باره دهی نیزدر دیده چرخ خاک پاشیم
هوش مصنوعی: اگر بر بستر گندم نیز گلابی بریزیم، باز هم در چشم دوربین دنیا خاک خواهیم پاشید.