شمارهٔ ۱۰۸ - یکباره بکش
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها به موضوع رفتن به محضر یک خواجه (شخص مهم) اشاره میکند. او میگوید که اگر راهی پیدا کند، به آنجا میرود. اما اگر در بسته باشد و کسی پاسخ ندهد، او مدتی میماند و سپس به جای دیگری میرود. شاعر در ادامه به این نکته اشاره میکند که او به اندازهای کوچک است که نمیتواند از سوراخ درب وارد شود، اما همچون آفتاب است که میتواند از پرده عبور کند و به راحتی به خواستهاش برسد، برخلاف قضا و قدر که او را محدود میکند. در نهایت، او سعی دارد که با وجود موانع، به هدف خود دست یابد.
نه ترا رای که در من نگرینه مرا زهره که در تو نگرم
هوش مصنوعی: نه تو قدرت داری که به من نگاه کنی و نه من جرأت دارم که به تو خیره شوم.
خود بیکباره بکش تا برهیممن زدست تو تو از درد سرم
هوش مصنوعی: به ناگهان خود را از شرّ من رها کن تا من از دست تو فرار کنم، تو به خاطر زحمت و دردسرهایم.