شمارهٔ ۱۲۶ - تحفه
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر آرزوی آن را دارد که در روز قیامت دوباره جمع شود و اجزای وجودش به هم پیوند بخورند. او میخواهد آل پیامبر را ببیند و اگرچه ممکن است جای او در دوزخ باشد، اما longing او برای دیدار خانواده پیامبر و حضور در آن جمعی آسمانی را نشان میدهد.
ای شده فر شکوه مسندتهم جمال ملت و هم زین آن
هوش مصنوعی: تو که در مسند عظمت خود نشستهای، زیبایی و جمال ملت نیز به تو وابسته است.
بنده را دینیست بر انعام توچون بنگذارد سخایت دین آن
هوش مصنوعی: من بر تو حق و دینی دارم؛ وقتی که لطف و بخششت را به من عطا کنی، همانند دینی خواهد بود که بر گردن دارم.
هر زمانم طعنه از دشمنیستکم جگرخون میشود ازشین آن
هوش مصنوعی: هر بار که از طرف دشمنان مورد انتقاد قرار میگیرم، باعث میشود دلم به شدت ناراحت و آزرده شود.
من نمیگویم مرا یک بدره دهیا مده هیچم ولی ما بین آن
هوش مصنوعی: من نمیگویم که به من چیزی بدهی یا ندهی، اما در این میان یک چیز قابل توجه است.
تحفه آورده ام نزدیک تویا بهایش یا عوض یا عین آن
هوش مصنوعی: من چیزی برای تو آوردهام که یا ارزشش را پرداخت میکنم یا معادلی برای آن میگذارم.