شمارهٔ ۱۲۸ - خواهش کارد
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به یاد خاطرهای زنده و پرشور اشاره میکند که میتواند نشانههایی از عالم غیب را به او ارائه دهد. او بیان میکند که تمام تجربیات و رازهایی که در طول زندگیاش به این خاطره سپرده، دوباره در زمان مناسب برایش بازمیگردد. اما در این میان، یک نکته است که او بر آن تأکید دارد و آن هم اسراری است که تنها میان دوستان حقیقی آشکار میشود.
یک کارد بخواستم ز تو روزیگفتی بدهم تو آن بمن وا کن
هوش مصنوعی: روزهایی از تو خواستم که یک کارد به من بدهی، اما تو گفتی آن کارد را به من ندهی.
بعد از سه چهار ماه دی گفتیآن نیست برو سر سخن واکن
هوش مصنوعی: پس از گذشت چند ماه، گفتی که آن مشکل وجود ندارد، حالا برو و شروع کن به صحبت کردن.
گر هجو کنی همی قلم گیرمورگوه همی خوری دهن واکن
هوش مصنوعی: اگر به من بیاحترامی کنی، قلم را در دست میگیرم و اگر هم گناهی مرتکب شوی، دهن خود را باز کن و پاسخگو باش.
این بد غرض تو تاکنم هجوتسهلست تو جای نام زن واکن
هوش مصنوعی: تو با نیت بد، به من هجومی میکنی، اما جایگاه زن را آسان گرفتهای.