شمارهٔ ۱۴۸ - ابر کمانگیر
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به تحسین و تعجب از سلطنت و قدرت کسی میپردازد و میگوید که هر کس این سلطنت را ببیند، به شدت متعجب میشود و به او لقب ستمگر میدهد. همچنین، امروز هر کسی که از ناتوانی و ضعف او آگاه شود، با دلسوزی میگوید که چه بیچاره است.
زهی ابری که شرق و غرب عالمز راه دیده در لولو گرفتی
هوش مصنوعی: چه خوش است ابر که توانسته است شرق و غرب عالم را از راه دیده به گرد آمده در لولویی زیبا بگیرد.
ز بهر تیر باران زمین راکمان سام در بازو گرفتی
هوش مصنوعی: به خاطر تیراندازی باران، زمین را شبیه کمانی در بازو گرفتی.
چو دست رکن دین خواهی که باشی؟که در بخشش طریق او گرفتی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در دین استوار و درست عمل کنی، باید در بخشندگی و generosity او را الگوی خود قرار دهی.
ده انگشت چو ده دریاست او راتو از یک عشراین نیرو گرفتی
هوش مصنوعی: او به مانند ده دریا است که هر کدام به تنهایی عظمت و وسعت دارند؛ تو فقط از یک دهم از این عظمت، نیرویی به دست آوردهای.
تو آن دست گهر باران او راقیاس از خویشتن نیکو گرفتی
هوش مصنوعی: تو مانند باران گوهری را به دست گرفتهای و آن را با خودت مقایسه کردهای و نتیجهگیری کردهای.
که او خندان دهد خلعت چنان نغزکه تو سنجاب ازو ده تو گرفتی
هوش مصنوعی: او به تو لبخند میزند و هدیهای زیبا به تو میدهد، چنان که تو لذت میبری و از او انگشتری دریافت میکنی.
تو زین ده قطره کز دیده براندیهزار آژنگ در ابرو گرفتی
هوش مصنوعی: تو بهخاطر قطرههایی که از چشمانت ریختهای، هزار نشانه در ابرویت جا دادهای.
ازینت ریشخندی میدهد برقکه از شرم آستین بررو گرفتی
هوش مصنوعی: برق از زیبایی تو میخندد، چون از شرم خود آستین را بالا گرفتهای و چهرهات را میپوشانی.
بطعنه رعد میگوید که احسنتنکو الحق جهان درکو گرفتی
هوش مصنوعی: با صدای بلند رعد میگوید که خوب درست متوجه شدی، به راستی که تو جهان را به خوبی درک کردهای.