تناجی
رودکی سمرقندی

رباعی شمارهٔ ۱۶

چون کُشته ببینی‌ام، دو لب گشته فرازاز جان تهی این قالب فرسوده به آز
بر بالینم نشین و می‌گوی به ناز«کای من، تو بکشته و پشیمان شده باز»