تناجی
رودکی سمرقندی

شمارهٔ ۱۰۴

سماع و بادهٔ گلگون و لعبتان چو ماهاگر فرشته ببیند دراوفتد در چاه
نظر چگونه بدوزم که بهر دیدن دوستز خاک من همه نرگس دمد به جای گیاه
کسی که آگهی از ذوق عشق جانان یافتز خویش حیف بود، گر دمی بود آگاه
به چشمت اندر بالار ننگری تو به روزبه شب به چشم کسان اندرون ببینی کاه