شمارهٔ ۹۷ - ستایش
هوش مصنوعی: این شعر به وصف مقام و عظمت یک شاه میپردازد. شاعر از ملک خواسته است که بر تخت بنشیند و از می و شادی بهرهمند شود. قدرت و هیبت او در دستانش است و نیازی به کشیدن خنجر ندارد. جهان در برابر او مطیع و خدمتگزار است، و مملکت تنها برای او حلال است. شاعرانگاری برتری او را به چالش میکشد و از وجود چاکرانش در بین شاهان دیگر صحبت میکند. در نهایت، بر دوام قدرت و سلطنت او تأکید میشود.
ملکا بنشین بر تخت به کاممی مشکین خور در زرین جام
هوش مصنوعی: ای پادشاه، بر جایگاه خود بنشین و با لذت از شراب خوشعطر بنوش که در جام طلایی است.
هیبت سوزان خود خنجر توستبر مکش خنجر زرین ز نیام
هوش مصنوعی: قدرت و تاثیر عواطف تو به قدری زیاد است که مانند یک خنجر تیز و سوزان عمل میکند. پس بهتر است که از قدرت خود به درستی استفاده کنی و از آن سوءاستفاده نکنی.
حشمت عدل علایی به جهانقهرمان تو تمام است تمام
هوش مصنوعی: عظمت و شکوه عدالت الهی در جهان به خاطر تو قهرمان به کمال رسیده است.
مر تو را چرخ مطیع است مطیعمر تو را دهر غلام است غلام
هوش مصنوعی: تو را آسمان در خدمت دارد و زمانه همچون بندهای در خدمت توست.
مملکت بر تو حلال است حلالبر همه جز تو حرام است حرام
هوش مصنوعی: کشور برای تو مجاز و آزاد است، اما چیزهای ممنوع برای دیگران، برای تو ممنوع نیست.
وآنکه از شاهان جز چاکر توستدر همه عصر کدام است کدام
هوش مصنوعی: آنکه در دورههای مختلف جز تو به عنوان خدمتکار شاهان شناخته میشود، کیست؟
طالعی داری مسعود به قالزآنکه تو شاهی مسعود بنام
هوش مصنوعی: مسعود، تو تقدیر خوبی داری و این را از سخنانی که دربارهات گفته میشود میتوان فهمید، زیرا تو به عنوان یک شاه شناخته میشوی.
تا بود تخت تو بر تخت نشینتا بود ملک تو در ملک خرام
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو بر اریکه حکمرانی نشستهای، و فرمانروایی تو در کشور برقرار است، همه چیز در آرامش و شکوه خواهد بود.