شمارهٔ ۱۰۷ - مطایبه
هوش مصنوعی: این شعر درباره گفتگویی بین راوی و فرد دیگری است که به نظر میرسد در حال معامله یا بحث درباره چیزی است. راوی از طرف مقابل میخواهد در فروش یا معاوضه جامهها و چیزهای دیگر همکاری کند و از او میخواهد که مشکلاتش را حل کند. او از طرف مقابل میخواهد که اگر نمیتواند چیزی را بفروشد، آن را به گروگان بگیرد یا به شکل دیگری استفاده کند.
در ادامه، راوی به فرد دیگری اشاره میکند که میتواند او را به زندان ببرد یا به نوعی از او مراقبت کند. در نهایت، به این نکات مهم اشاره میشود که باید به فکر غریبان و کمبرخوردارها بود و برای آنها ارزش قائل شد. شعر نکاتی از احساسات، معامله، و مسئولیت اجتماعی را شامل میشود.
دوشم جمازه به کف آمد کشبا بور خویش گفتم جولان کن
هوش مصنوعی: دیشب خوابم به هم خورد و متوجه شدم که با معشوق خود در حال گفتگو هستم، به او گفتم که آزادانه و با جرات حرکت کند.
الحق معید بچه دیدمگفتمش گفتگوی به پایان کن
هوش مصنوعی: به حقیقت با یک بچه مواجه شدم و به او گفتم که صحبت را تمام کند.
ما را فروش جامه ها کنندکار سپید چرخ به سامان کن
هوش مصنوعی: ما را در کار و زندگی به دست سرنوشت و زمانه میسپارند، اما ای کاش چرخ زمان به نفع ما بچرخد و کارهایمان به سامان برسد.
گفتا تو این ز من نخری دانمگفتم خرم بهاش تو ارزان کن
هوش مصنوعی: او گفت: میدانم که تو این چیز را از من نمیخری. من در پاسخ گفتم: اگر میخواهی خوشحال باشی، قیمتش را پایین بیاور.
ور دل نمی دهدت که بفروشیاینک به دست سرخ گروگان کن
هوش مصنوعی: اگر دلت نمیخواهد که این لحظه را بفروشی، بهتر است آن را به دست سرخ نگهداری و در گرو عشق و احساسات بگذاری.
بشنو ز من گر هوای ما داریاین کن که منت گفتم فرمان کن
هوش مصنوعی: اگر به فکر ما هستی، از من بشنو و این کار را انجام بده که من به تو گفتم باید این کار را بکنی.
گر کارکرد او تو نپسندیاو را بدآنچه خواهی تاوان کن
هوش مصنوعی: اگر از رفتار او راضی نیستی، باید بابت آنچه که میخواهی، هزینهاش را بپردازی.
بر پای جست سرخ بدو گفتمکاین دردمند را درمان کن
هوش مصنوعی: به او گفتم که این دردکشیده را معالجه کن.
قدش بدید و گفت بنامیزداز چشم بد جمالش پنهان کن
هوش مصنوعی: قدش را دید و گفت که از چشم بد حفظش کن و جمالش را پنهان کن.
گفتم که شبروست عسس پیشهاین را بگیر و زود به زندان کن
هوش مصنوعی: به او گفتم که این شخصی که در شب میگردد، به کار عسس (کشی) اشتغال دارد، پس او را بگیر و هرچه سریعتر به زندان بفرست.
گفت این به دست من چه کنم این راگفتم تنور داری بریان کن
هوش مصنوعی: من گفتم با این چیزی که در دست دارم چه کار کنم، او گفت که اگر تنور داری، آن را بریان کن.
چون نیمه ای به حیله درون کردمگفت ای خدای بر من آسان کن
هوش مصنوعی: وقتی که نیمی از خود را به زبان فریبندهاش درآوردم، خطاب به خداوند گفتم: ای خدا، بر من تسهیلاتی قرار ده!
وقف است بر غریبان این خانهکت گفت وقف خلق و پیران کن
هوش مصنوعی: این خانه برای غریبان وقف شده است. پس بیاید تا به مردم و پیران کمک کنیم.