تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۱ - در حق دلبر نابینا گفت

چشم تو اگر نیست چو نرگس چه خوری غمبی دیده بسان سمن تازه شکفته ست
از بس که دم سرد زدم در غم تو منزو آیینه چشم تو زنگار گرفته ست