شمارهٔ ۳۴ - عشق هم کیمیاگری داند
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره میکند. معشوقی که با صدای خندان و جذاب خود وارد میشود و زیباییاش را که در شکل و رنگی بینظیر است توصیف میکند. او دلی پر از عشق دارد که باعث میشود این زیبایی به طلا و لعل تبدیل شود و به طرز پرشوری از عشق و محبت صحبت میکند.
آن دلفریب دلکش و آن دلربای دلبربا صد هزار کشی خندان درآمد از در
هوش مصنوعی: او با خندهای زیبا و جذاب، از در وارد شد و دلگشاییاش همه را مجذوب کرد.
تنبول کرده آن بت تنبول کرده پیداسی و دو نار دانه در نار دانش اندر
هوش مصنوعی: آن معشوق تنبل شده و در عین حال پیدا است که در دلش، سی و دو دانه از عشق و دانش وجود دارد.
تا کیمیای حسنش کرده ست لعل درشاز کیمیای عشقش گشتست لعل من زر
هوش مصنوعی: تا چه زمانی زیبایی او به قدری جادوگری کرده که لعل (گوهر) درب او به واسطه عشقش گرانبها و با ارزش شده و رنگ من هم به طلایی تبدیل شده است.