شمارهٔ ۶۹ - مطایبه
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ناامیدی و ناکامی در زندگی اشاره میکند. او بیان میکند که در بهار، چیزی از زیباییها و نعمتها باقی نمانده و همه چیز تحت تأثیر مشکلات و ناملایمات قرار گرفته است. به رغم تلاشها برای پیشرفت و بهبود وضعیت، چیزی جز تلفات و زخمها به جا نمانده است. شاعر همچنین به نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی اشاره میکند و میگوید که در میان فقیران، وضعیت او و دیگران حتی بدتر از دولت نیز هست. در نهایت، آنچه از تلاشهایشان نصیبشان شده، فقط جراحات و حسرتهاست.
بهر بهار بازو و کون و کفل نماندکز سیل «استرپتومیسین» دشت و تل نماند
هوش مصنوعی: به بهار دیگر نه بازو و نه بدن و نه کفل باقی نمانده، زیرا از شدت سیل، هیچ چیزی از دشت و تپهها باقی نمانده است.
گیرم که خواستند رهی را عمل کنندباقی تنی به جا ز برای عمل نماند
هوش مصنوعی: اگر فرض کنیم که کسانی بخواهند راهی را دنبال کنند، در اینصورت چیزی از جسم و وجود باقی نخواهد ماند که نشاندهنده آن عمل باشد.
باید خرید هر گرمی بیست سی فرانکبایع فرنگی است و مجال جدل نماند
هوش مصنوعی: باید هر چه را که میخواهی بخری، به قیمت بیست یا سی فرانک که فروشندهای از فرنگی است، آماده کن و وقت برای بحث و جدل نیست.
پولی که بود خرج عروسی سینه شدچیزی پی هزینهٔ ماه عسل نماند
هوش مصنوعی: پولی که برای عروسی خرج شده بود، به سینهٔ خشم و ناراحتی تبدیل شد و دیگر چیزی برای هزینهٔ ماه عسلی باقی نمانده است.
دولت فقیر و ما همه از او فقیرترنقدی به جا ز غارت دزد و دغل نماند
هوش مصنوعی: ما از ثروت و نعمت بیبهرهایم و وضعیتمان به مراتب بدتر است. دیگر هیچ چیزی از غارت و تقلب باقی نمانده است.
هرکس برای خویش کلاهی تهیه دیدبهر حقیر جز سر سخت کچل نماند
هوش مصنوعی: هر کس برای خود کلاهی درست کند، به جز افرادی که سرسخت و بیتوجه هستند، برای دیگران نتیجهای مناسب نخواهد داشت.
یاران به ملک و مال رسیدند و بهر ماجز زخم سینه حاصل سعی و عمل نماند
هوش مصنوعی: دوستان به ثروت و دارایی دست یافتند، اما برای ما تنها زخمهای دل و نتیجهی تلاش و کوششمان باقی مانده است.