شمارهٔ ۱۳۸ - در سوگ پدر
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف درد و رنج ناشی از ظلم زمانه و تقدیر میپردازد. او از صبوری رنج دیده و غمگین خود میگوید که در مواجهه با سختیها و بلایا از دست رفته است. در ادامه به شخصیتهای بزرگ ادبی و علمی اشاره میکند که به دلیل نامعلومی از دنیا رفتهاند، از جمله شاعری معروف از طوس که در عرصه شعر و دانش بیبدیل بود. شاعر غمگین است که با فقدان چنین شخصیتهایی، عرصه علم و ادب خالی و بدون سلطانی شده است. او همچنین به اندیشههای عمیق و عشق به خاندان پیامبر اشاره میکند و به جستجوی حقیقت و جاودانگی در دنیای فانی میپردازد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که دنیا هیچگاه برای کسی پایدار نخواهد ماند و همه چیز در گذر است.
دربغ و دردکه ازکید چرخ و فتنه دهربشد صبوری و ازکف ربود صبر جهان
هوش مصنوعی: در میان مشکلات و دردهایی که زمانه به وجود آورده، صبر و استقامت انسان از او سلب شده است و دیگر تحمل سختیها ممکن نیست.
دربغ از آن دل دانا که از جفای سپهرگزید خاک سیه را ز بهر خویش مکان
هوش مصنوعی: دل آگاه و با دانش از دردها و ظلمتهای زندگی، به جایی پناه میبرد که شایستهاش باشد و از سیاهیها دور شود.
صبوری آن ملک شاعران طوس برفتبجای ماند همه ملک شعر بیسلطان
هوش مصنوعی: شاعر طوس، که معروف به صبر و استقامت بود، از بین رفت و الآن در دنیای شعر هیچکس بهعنوان سلطان شناخته نمیشود.
شد از میانه ادیبی که ملک دانش راحیات بود بدو چون حیات جسم به جان
هوش مصنوعی: شخصی از میان جمع، به عنوان یک نویسنده و عالم ظهور کرد که دانش و علم را زنده نگه میدارد، همانطور که جان باعث حیات بدن میشود.
شد از میانه یکی فاضلی معانیسنجکه داشت نامهٔ دانش بنام او عنوان
هوش مصنوعی: از میان جمع، فردی با استعداد و اهل علم برخواست که نامهای به نام او را به عنوان معرفی دانش خود تهیه کرده بود.
دگر نیابد گیتی شبیهش از اشباهدگر نیارد دوران قرینش از اقران
هوش مصنوعی: دیگر در دنیا هیچ موجودی مانند او پیدا نخواهد شد و زمانه هم هیچ همتایی برای او نخواهد آورد.
بغیر طبع و دل راد او ندیده کسینهفته گردد در خاک، قلزم و عمان
هوش مصنوعی: هیچکس جز طبیعت و دل شجاع او، نتوانسته است در زیر خاک، دریا یا عمان پنهان بماند.
بغیر رای رزینش کسی ندارد یادکه آفتاب شود زیر خاک تیره نهان
هوش مصنوعی: هیچکس جز خود او به یادش نمیآید، درست مانند اینکه خورشید زیر خاک تیره پنهان شده است.
چو بود گنج خرد در زمین نهان گردیدبلی هماره بود گنج در زمین پنهان
هوش مصنوعی: اگر خرد و دانشی باارزش در زمین وجود داشته باشد، همیشه در پنهان خواهد بود.
شکست رونق بازار فضل ازین سوداببست دکهٔ علم و هنر ازبن خسران
هوش مصنوعی: بازار دانش و هنر به دلیل این تبادلات ناکارآمد، دیگر رونق ندارد و دکههای آن به خاطر همین زیانها و ضررها تعطیل شدهاند.
به سوگواری او بین به نامه و خامهیکی دریده قبا و یکی بریده زبان
هوش مصنوعی: در اینجا به غم و اندوه کسی اشاره شده است که در سوگ او، نامه و قلم به حالتی آسیبدیده درآمدهاند؛ یکی از آنها دچار دردی عمیق است و دیگری به گونهای خاموش مانده و ناچار به سکوت شده است.
نبود در سر او جز هوای آل رسولنبود در دل او جز محبت اینان
هوش مصنوعی: او فقط آرزوی آل رسول را در سر داشت و در دلش جز عشق به این افراد وجود نداشت.
ز دار فانی بگرفت ره سوی باقیکه گفته است خدا « کل من علیها فان»
هوش مصنوعی: از دنیای فانی رخت بر بسته و به سوی عالم باقی و جاودان رفته است، چون خداوند فرموده است: «هر چیزی که بر روی زمین است، نابود شدنی است.»