شمارهٔ ۱۵۳ - در مرثیه و تاریخ فوت ملکالشعرا صبوری
هوش مصنوعی: در این گفتگو شاعر با دل خود صحبت میکند و از علت غم و اندوهش سوال میکند. دل پاسخ میدهد که پس از صبر و شکیبایی، نباید انتظار شادی و طرب داشت، و از درد و رنج تنها خبر میدهد. شاعر همچنین درباره روزگار، ادب، و امیدها سوال میکند، و دل به او میگوید که در این موارد نیز تنها رنج و درد را تجربه خواهد کرد. در نهایت، دل به این نکته اشاره میکند که تنها حقیقت و راستگویی دوستی حقیقی هستند و برای دستیابی به کمک در حشر تنها باید به پیامبر اسلام و خاندان او متوسل شد. در پایان، شاعر به یادآوری میپردازد که از دل طرب و شادمانی دیگری نباید توقع داشت.
گفتم به دل چرا طربت شد بدل به غمگفتا پس از صبوریم از دل طرب مخواه
هوش مصنوعی: به دل گفتم چرا شاد نیستی و به غم دچار شدهای؟ دل پاسخ داد که من بعد از صبر و تحمل نمیتوانم از شادی انتظار داشته باشم.
گفتم چه خواهی از دل و جان بعد او بگویگفتا ز جان و دل، جز رنج و تعب مخواه
هوش مصنوعی: گفتم از دل و جان بعد از او چه میخواهی، او پاسخ داد که از جان و دل چیزی غیر از رنج و زحمت مخواه.
گفتم سبب چه شد که به غم مبتلا شدیگفتا خدای داند از من سبب مخواه
هوش مصنوعی: به او گفتم چه چیزی موجب شد که اینهمه غمگین شوی، او پاسخ داد: "فقط خدا میداند و از من نپرس."
گفتم که چرخ، قامت من چنبری نمودگفتا ز چرخ غیر جفا و کرب مخواه
هوش مصنوعی: گفتم که دوران، قامت مرا خم کرده است. او پاسخ داد که از دوران جز ستم و درد نخواهی دید.
گفتم ز روزگار چه باید امید داشتگفتا دگر ز شاخ صنوبر رطب مخواه
هوش مصنوعی: از روزگار چه انتظاری باید داشته باشم؟ گفت: دیگر از درخت صنوبر خرما نخواهی دید.
گفتم مگر به فضل و ادب آفتی رسیدگفتا دگر نشانه ز فضل و ادب مخواه
هوش مصنوعی: گفتم آیا به خاطر فضل و ادب مشکلی پیش آمده است؟ او گفت دیگر نشانهای از فضل و ادب نخواهی دید.
گفتم مگر نیارد روز و شبش نظیرگفتا دگر نظیر وی از روز و شب مخواه
هوش مصنوعی: گفتم آیا روز و شبش شبیه هم نیست؟ گفت: از روز و شب دیگه مشابهی نخواهی دید.
گفتم مگر خرد را خوشیده بوستانگفتا ز بوستان خرد جز حطب مخواه
هوش مصنوعی: گفتم آیا از باغ خرد چیزی خوشبو و دلپذیر پیدا نمیشود؟ او پاسخ داد که جز چوب و هیزم از باغ خرد چیزی نمیتوان انتظار داشت.
گفتم چگونه او ملک آمد به شاعرانگفتا به جز حقیقت از این لقب مخواه
هوش مصنوعی: گفتم چطور او به عنوان پادشاه شاعران شناخته شد؟ او پاسخ داد: تنها حقیقت را بگو و از این عنوان چیزی جز واقعیت نخواه.
گفتم مگر که مادح سلطان دین رضاستگفتا بلی بغیر ویش منتسب مخواه
هوش مصنوعی: گفتم آیا چه کسی ستایشگر و مداح سلطان دین رضا است؟ گفت بله، اما فقط از او انتساب و نسبت خواهی کرد.
گفتم که دستگیر وی آیا به حشر کیستگفتا جز از محمد و آل این طلب مخواه
هوش مصنوعی: گفتم آیا در روز قیامت کسی هست که به ما کمک کند؟ پاسخ داد: جز محمد و اهل بیت او، به دنبال هیچ چیز دیگری نباش.
گفتم که مصرعی پی تاریخ او بگویگفتا: «پساز صبوریم از دل طرب مخواه»
هوش مصنوعی: گفتم که از داستان زندگیاش چیزی بگو، او پاسخ داد: «بعد از صبر و تحمل، از دل شادمانی توقع نداشته باش.»