شمارهٔ ۱۵۴ - نی و بلوط
هوش مصنوعی: در این شعر، نی به بلوط میگوید که شرمت باد که با آن جسم ناتوان و سادهات به دنیا آمدهای. نی از بلوط میخواهد تا از مادرش شکایت کند و بپرسد که چرا اینگونه به دنیا آمده است. نی خود را با صلابت و ثابتقدمی همچون کوه میداند که در برابر حوادث ایستاده است. او میگوید که زارع بار او را بر پشت حیوانات میبرد و خود از ثروتمندان غنیتر و بینیازتر است.
نی به نعمتی که دارد شاکر است و از رنجهای وجود و عدم آزاد است. ناگهان بادی قوی وزیدن میگیرد و نی خم میشود و به سجود میافتد، درست مانند سجده زاهدی بر سجاده. در این وضعیت، بلوط که میخواهد پیش باد بایستد، در نهایت به زمین میافتد و شکسته میشود، در حالی که نی پس از مدتی دوباره سرپا میشود. این داستان نمادی از مقاومت و پایداری نی در برابر سختیها و ناپایداری دیگر موجودات است.
با نی گفتا بلوط شرمت بادزان جسم نوان و پیکر ساده
هوش مصنوعی: با نی گفت که ای بلوط، به تو باید شرم کرد از آن جسم نازک و ظاهر سادهات.
از مادر دهر رو شکایت کنتا از چه تو را بدین نمط زاده
هوش مصنوعی: از سرنوشت و زمانه شکایت کن تا بفهمی چرا به این شکل به دنیا آمدهای.
بر من بنگرکه پیکرم چون کوهپیش صف حادثات استاده
هوش مصنوعی: به من نگاه کن که بدنم مانند کوهی است که در برابر وقایع و مشکلات ایستاده است.
کالای مرا همی برد دهقانبرکتف ستور و پشت عراده
هوش مصنوعی: دهقان بار من را بر دوش چارپایان و پشت کالسکه میبرد.
غرید بسی زکبر و استغناچو غرش مست ازتف باده
هوش مصنوعی: شخصی با خودبزرگبینی و خودخواهی بسیار، همچون کسی که از نشئهی شراب به سر میبرد، فریاد میزند.
نی گفت ز صد توانگر والابهتر یک ناتوان افتاده
هوش مصنوعی: نی گفت که از میان صد ثروتمند فرزانه، فردی ناتوان و ضعیف که به زمین افتاده، از همه بهتر است.
من خود نیام و بهنیستی شاکروز محنت هست و نیست آزاده
هوش مصنوعی: من خود مثل نی هستم و از نبودن خود سپاسگزارم و از سختیها بینیازی میجویم.
ناگه بادی قوی وزیدن راآغاز نمود و نی شد آماده
هوش مصنوعی: ناگهان بادی شدید شروع به وزیدن کرد و نی آماده شد.
خم گشتو سجود برد نیبرخاکچون سجدهٔ زاهدان به سجاده
هوش مصنوعی: نی در حال خم شدن است و به خاک سجده میکند، مانند سجدهای که زاهدان بر روی سجاده انجام میدهند.
استاد بلوط پیش باد اندرچون دیوی دست و پا بهقلاده
هوش مصنوعی: استاد بلوط در برابر باد، مانند دیوی که دست و پاهایش به زنجیر است، مقاومت میکند.
و آخر ز هجوم باد پیچان گشتو افتاد ز پای، سر ز کف داده
هوش مصنوعی: در پی حملهی شدید باد، به زمین افتاد و از دست خود خارج شد.
بشکستوفتادو جانبهمالک دادلب بسته ز عجز و دیده بگشاده
هوش مصنوعی: حالت بخت و اقبال بد بود و جانش از دست رفت. او در حالتی ناتوان، دهانش را بسته بود و از شدت ناراحتی و ناامیدی، چشمهایش را به حالت حیرت باز کرده بود.
دیدیم پس از دمی که باد استاداستاده نی و بلوط افتاده
هوش مصنوعی: چشیدیم که پس از مدتی که باد متوقف شده، نی و درخت بلوط به زمین افتادهاند.