شمارهٔ ۱۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره فردی با نام زبدة الاخوان است که شاعری فصیح و خوشکلام بوده و در هنر شعر و نگارش بسیار توانا بوده است. او در طول زندگیاش مورد ستایش قرار گرفته و چهرهای برجسته به شمار میرفته است. اما به ناگاه به دست اجل درگذشته و جانش به هدر رفته است. شاعر از عدم ثبت تاریخ وفات او شکایت دارد و ابراز تأسف میکند که چنین فردی با کمالات و استعدادهای فراوان، به این زودی از دنیا رفته است.
زبدة الاخوان فصیح خوش کلامصاحب نظم و مقالات فصیح
هوش مصنوعی: بهترین و برجستهترین دوستان، کسانی هستند که صحبتهای شیوا و زیبایی دارند و در نظم و نوشتن متون فصیح مهارت دارند.
آن که در شعر و معما روز و شبمیستودش دهر مخفی و صریح
هوش مصنوعی: شخصی که همیشه به خاطر مهارتهایش در شعر و معما مورد ستایش قرار میگیرد، هم از سوی روزگار به صورت مشخص و هم به طور پنهان مورد تحسین قرار میگیرد.
از صبوح و باده او را گشته بودچهرهٔ شخص کمالاتش صبیح
هوش مصنوعی: به خاطر نوشیدنی و باده، چهرهاش از زیبایی و کمال درخشان شده بود.
ناگه از بیداد صیاد اجلداد جان بر باد چون صید ذبیح
هوش مصنوعی: ناگهان به خاطر ظلم و ستمی که بر من رفته، جانم به خطر افتاده است، مانند حیوانی که برای کشتن شکار میشود.
بهر تاریخ وفاتش چون نیافتعقل دوراندیش تاریخ صحیح
هوش مصنوعی: به دلیل نداشتن ذکاوت و تدبیر کافی، هیچ اطلاعات درستی درباره زمان وفات او به ثبت نرسید.
کرده بر مدت فزون یک سال و گفتحیف و صد حیف از کمالات فصیح
هوش مصنوعی: در طول یک سال گذشته، بر سر چیزهایی که از کمالات و بلاغت میباشد، بسیار تأسف خورده و حسرت خورده است.