شمارهٔ ۲۰ - وله فی مرثیه
هوش مصنوعی: شعر دربارهی محمد تقی، فردی با طینت پاک و خوی ملکوتی است که به ناگاه با حوادث زمانه مواجه و از دنیا رفته است. او در زندگیاش زحمات و رنجهایی را تحمل کرده و مرگ او مانند برگی است که به باد میرود. شاعر از همنشین خود میخواهد که اگر از او خواستهای داشتند، تاریخ زندگی این گل لطیف را بیان کند و همچنین به یاد او نالهای حزین سر دهد.
گلبرگ نو دمیدهٔ محمد تقی که بودپاکیزه طینت و ملکی خوی و پاکزاد
هوش مصنوعی: گلبرگ تازهای که از محمدتقی رشد کرده، کسی است که ذاتاً پاک و نجیب بوده و از خانوادهای شایسته و محترم آمده است.
در باغ دهر نشو و نمائی نیافتهاز تند باد حادثه ناگاه شد به باد
هوش مصنوعی: در زندگی، اگرچه ممکن است در جایی رشد کرده و شکوفا شویم، اما ناگهان با حوادث و مشکلات غیرمنتظرهای روبرو میشویم که میتواند همه چیز را تحت تاثیر قرار دهد.
در چشمه سار چشم زند دیدهٔ پدرصد جوی خون ز هجر گل روی خود گشاد
هوش مصنوعی: در کنار چشمهٔ چشم پدر، صد جوی خون از دوری چهرهٔ زیبا و گلگونش جاری شده است.
ای همنشین اگر طلبند از تو همدمانتاریخ آن لطیف گل گلشن مراد
هوش مصنوعی: ای دوست، اگر از تو بخواهند که با همدمانت درباره تاریخ آن گل زیبای باغ آرزوها سخن بگویی، در آن صورت چه خواهی گفت؟
بلبل صفت برآر ز دل نالهٔ حزینوان گه بگوی رفت چو برگ گلی به باد
هوش مصنوعی: بلبل، با صفای دل، از نالههای غمگین خود بگو و سپس بگویید که همچون برگ گلی به دست باد رفته است.