شمارهٔ ۳۱ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش کسی میپردازد که بخشش و کرامتش در دنیا بینظیر است. شاعر اشاره میکند که شمارش و حساب کارهای نیک او تنها به خداوند دانا و قادر تعلق دارد. در ابتدا، او از کسانی که لطف او را دیدهاند میخواهد که شرمندهاش کنند، اما در نهایت متوجه میشود که آنچه دارد ارزشمند نیست و در واقع کسانی که میدهند، از دیگران گرفتهاند.
به طور کلی، این شعر بر عظمت بخشش و دانایی خداوند تأکید دارد و به تدریج ناپایداری و ناچیزی ارزشهای دنیوی را نشان میدهد.
سپهر حوصله آن ابر دست دریا دلکه جیب و دامن پر زر به سایل افشاند
هوش مصنوعی: آسمان، ظرفیتی به اندازهی آن ابر دارد که با دل دریاییاش، جیب و دامنش پر از طلا را به سوی دیگر میریزد.
حساب بخشش او در جهان به خلق خدابه غیر قادر دانا کسی نمیداند
هوش مصنوعی: هیچکس جز خداوند قادر و دانا نمیتواند میزان رحمت و بخشش او نسبت به بندگانش در این جهان را بفهمد.
در اولم یکی از قابلان لطف چو دیدبه تحفه خواست مرا شرمسار گرداند
هوش مصنوعی: در ابتدای کار، یکی از افراد با kindness و محبت، وقتی به من نگاه کرد، خواست مرا با یک هدیه شرمنده کند.
ولی در آخر کارم چو یافت ناقابلبه آن رسید که آنها که داده بستاند
هوش مصنوعی: در پایان کار، وقتی به نتیجهای ناچیز رسیدم، متوجه شدم که کسانی که چیزی را به دست آوردهاند، باید در عوض چیزی هم بدهند.