تناجی
محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۹ - قطعه

خلوت افروز گوشهٔ وحدتعلم افراز عالم توحید
آن که بود از صلاح بهر فلاحدر بلاد سداد سد سدید
وان سبک روح حلم پیشه که بوددر گران لنگری فرید و وحید
در بحر صلاح روحی بیککه چه او صالحی زمانه ندید
ناگه از دست ساقی دورانجام مردآزمای مرگ چشید
چون شهید است هرکه مرد غریباجلش جامهٔ حیات درید
به که گوئیم بهر تاریخشحشر او باد با حسین شهید